English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (7 milliseconds)
English Persian
ischuretic دافع حبس پول
Search result with all words
waterproof دافع اب
waterproofed دافع اب
waterproofs دافع اب
sledge کشوی عاید و دافع توپ
sledges کشوی عاید و دافع توپ
fungicide ماده دافع یا نابودکننده قارچ
fungicides ماده دافع یا نابودکننده قارچ
exterminator دافع حشرات
exterminators دافع حشرات
buffer دافع اطاق خرج
repellent دافع
repellents دافع
repulsive دافع
sleigh درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
sleighs درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
deodorant برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
deodorants برطرف کننده بوی بد ماده دافع بوی بد
loathsome دافع
forbidding دافع ناخوانده
acopic دافع خستگی و کوفتگی
antasthmatic دافع تنگی نفس
anthelmintic دافع کرم روده مربوط بداروی ضد کرم
bechic دافع سرفه
bombproof دافع بمب
buffer body بدنه دافع
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
dejectory دافع
eductor دافع
ejaculatory دافع
emunctory مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
expellant خارج کننده دافع
expellent خارج کننده دافع
expulsive دافع
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
hydragogue دافع اب
icteric دافع یرقان
insecticidal دافع حشره مربوط به حشره کشی
it is proof against cold سرما در ان کارگر نسیت دافع سرما است
larvicide دافع کرم حشره
loathful دافع بیرغبت سازنده
muzzle bell دافع دهانه شیپوری لوله توپ
muzzle brake دافع دهانه
muzzle compensator دافع دهانه لوله توپ یا تفنگ
oil buffer ضربت گیر روغنی یا دافع روغنی
preclusive دافع
preventively بطور دافع
propulsive دافع
recoil cylinder استوانه دافع
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
rejecter دافع دستگاه دفع پارازیت
rejector دافع دستگاه دفع پارازیت
repeller دافع
repulsively بطور زننده یا دافع
self repelling دافع همدیگر
water proof دافع اب
water repellent دافع اب
weedicide علف کش داروی دافع علف هرز
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com