English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (4 milliseconds)
English Persian
kith دانش و معرفت
Search result with all words
letter معرفت دانش
letters معرفت دانش
Other Matches
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
learning معرفت
knowledge معرفت
wisdom معرفت
svelte با معرفت
cognition معرفت
lore معرفت
cognizance معرفت
epistemological معرفت شناختی
epistemology معرفت شناسی
immediate knowledge معرفت بیواسطه
indirect knowledge معرفت غیرمستقیم
sapience معرفت دانایی
sageness معرفت دانایی
psychologt معرفت الروح
psychologt معرفت النفس
psychics معرفت الروح
psychics معرفت النفس
empirical knowledge معرفت تجربی
autology معرفت النفس
sciosophy معرفت غیر علمی
palladian وابسته به معرفت ودانش
to a knowledge کسب معرفت کردن
organon وسیله کسب معرفت
biologic زیست شناسی معرفت الحیات
actinolagy معرفت بخواص شیمیایی نور
know-how دانش
know how دانش
gramarye دانش
sciences دانش
science دانش
knowledge دانش
scholarship دانش
scholarships دانش
wisdom دانش
kenning دانش
understanding دانش
gramary دانش
realizing دانش
gramarey دانش
cognisance [British] دانش
cognition دانش
knowledge دانش
realising [British] دانش
knowledge representation نمایش دانش
teacher's college دانش سرا
alumnus دانش اموخته
grader دانش اموز
knowing faculty قوه دانش
maieutic دانش مامایی
in ken د رحدود دانش
knowlege representation نمایش دانش
knowledge engineer مهندسی دانش
knowledge domain قلمرو دانش
knowledge base پایگاه دانش
normal school دانش سرا
technical know how دانش فنی
knowledge representation بازنمود دانش
to a knowledge دانش اندوختن
to reach for knowledge دانش کوشیدن
witting معلومات دانش
life science دانش زیستی
life sciences دانش زیستی
physical science دانش مادی
schoolfellow کسب دانش
architectonic دانش معماری
ominscience دانش بی پایان
omniscience دانش بی پایان
onomastics دانش نام
organum وسیله دانش
pansophism دانش مطلق
patrons of learning دانش پروران
philomath دانش پرست
photology دانش روشنایی
polyhistor دانش بسیار
polymathy دانش زیاد
schooling کسب دانش
postgraduates دانش اموخته
an encourouges of science دانش پرور
treatise دانش نویسه
aeronautics دانش هوانوردی
postgraduate دانش اموخته
erudition فضل و دانش
treatises دانش نویسه
schoolboys دانش اموز
schoolboy دانش اموز
academy انجمن دانش
academies انجمن دانش
students دانش اموز
student دانش اموز
pupil دانش اموز
pupils دانش اموز
educating دانش اموختن
educates دانش اموختن
striker دانش اموز
computer awarness دانش کامپیوتر
thermodynamics دانش دماپویایی
learning دانش یادگیری
scholar دانش پژوه
strikers دانش اموز
computer literacy دانش کامپیوتر
educate دانش اموختن
scholars دانش پژوه
smattering دانش سطحی
cardiology دانش قلب شناسی
phonics دانش صدا وپژواک
statics دانش پایداری نیروها
psychologt دانش قواوکارهای ذهنی
old boys دانش آموز پیشین
summa اثار دانش بشری
knowledge نرم افزاری که دانش
savoir vivre دانش اداب ومعاشرت
aeronautical مربوط به دانش هوانوردی
rudimentary knowledge دانش مقدماتی یا نخستین
reservoir of knowledge مخزن یا گنج دانش
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
To acquire knowledge. دانش فرا گرفتن
old boy دانش آموز پیشین
geology دانش زمین شناسی
metaphsics دانش ماورای طبیعت
technologies دانش فنی تکنولوژی
logic دانش تفکرات و دلایل
liturgiology دانش ایین نمازliturgist
academician عضو انجمن دانش
gynecology دانش امراض زنانه
technology دانش فنی تکنولوژی
metaphsics نسبت بهشتی و دانش
domain knowledge دانش محیط کاربرد
paleology دانش چیزهای کهنه
equivalent knowledge credit تصدیق دانش علمی
superficiality دانش سطحی بیمایگی
nonrated man دانش اموز دریایی
geogony دانش زمین پیدایی
aeronautic مربوط به دانش هوانوردی
geogeny دانش زمین پیدایی
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
His knowledge has no limits. دانش اوحد واندازه ای ندارد
encyclopaedias دایره العلوم دانش جنگ
gnosis دانش رازهای روحانی عرفان
encyclopedia دایره العلوم دانش جنگ
psychics دانش قوا وکارهای ذهنی
seaman recruit دانش اموز ملوانی دریایی
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
phonology دانش دگرگونی صدا در زبان
podiatry دانش ناخوشیهای پاودرمان انها
encyclopedias دایره العلوم دانش جنگ
sophy پسوندی بمعنی " دانش "و " شناسی "
acadmist عضو انجمن دانش یافرهنگستان
acodemian عضوانجمن دانش عضوفرهنگستان عضودانشگاه یادانشکده
technology اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
old school tie کراوات ویژهی دانش آموزان هر مدرسه
Ekistics [دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
extracurricular فعالیتهای فوق برنامهای دانش اموز
technologies اعمال دانش علمی به فرآیندهای صنعتی
women students زنان دانش اموز محصلین اناث
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
misology بیزاری از علم ودانش وخرد دانش گریزی
lore دانش مجموعه معارف وفرهنگ یک قوم ونژاد
caddie دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
caddies دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
informatics دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال
caddying دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
caddied دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر
No less than half the students failed the test. کم کمش نیمی از دانش آموزان درآزمون قبول نشدند.
knowledge دستورات و دانش خبره را در یک فیلد مشخص اعمال میکند
academically چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
opto electronics تکنولوژی مربوط به مجتمع سازی دانش نور و الکترونیک
c استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
cbt استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
computer literacy دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
intellectualist کسکیه اهمیت بسیار بقوه تعقل میدهدو انرامطلقاسرچشمه دانش میداند
c استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
information دانش نمایش داده شده به شخص به صورتی که قابل فهم باشد
egg bound صفت مرغی که تخم درتخم دانش گشته یاپیچ خورده است
articled کسیکهاستخدام شده و مشغول فراگیری دانش لازم برای کار خود میباشد
Excepting [With the exception of] two students, no one could answer the last question correctly. به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
electronics دانش به کارگیری مط العه الکترون ها و خصوصیات آنهابرای محصولات تولید شده مثل یک قطعه یاکامپیوتر یا ماشنی حساب یا تلفن
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
c استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
experts نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
expert نرم افزاری که دانش نصیحت و قوانین تصویب شده توسط خبره ها را در یک موضوع مشخص به داده کاربر اعمال میکند تا کمک به رفع یک مشکل
rule نرم افزاری که قوانین و دانش خبره را در یک موضوع مشخص برای داده کاربر برای حل مشکل اعمال میکند
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
recruited سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruiting سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruits سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
locker قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
lockers قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص دانش اموزان و دانشجویان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com