English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
English Persian
vagrant دربدر اوباش
vagrants دربدر اوباش
Other Matches
homeless دربدر
vagabondish دربدر
unsheltered <adj.> دربدر
outcasts دربدر
outcast دربدر
homelessness دربدر
gadabout اواره دربدر
mendiant درویش دربدر
mendicant درویش دربدر
planetary life زندگی دربدر
to be [left] stranded دربدر شدن
mob اوباش
pickaroon اوباش
picaroonp اوباش
hoodman blind اوباش
canaille اوباش
gangster اوباش
hoodlum اوباش
mobs اوباش
mobbed اوباش
mobbing اوباش
hoodlums اوباش
gangsters اوباش
hood اوباش
hoods اوباش
vagabond دربدر خانه بدوش
vagabonds دربدر خانه بدوش
I was looking for you every where . دربدر عقبت می گشتم
plug ugly اراذل اوباش
picaro دزدیدن اوباش
caddish اوباش صفت
picaresque شخص اوباش
rabble اراذل و اوباش
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
hooligan جوان اوباش صفت
hooligans جوان اوباش صفت
lynching قتل به دست اوباش
We are hunting for a vacant flat. دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
rabble بااراذل و اوباش حمله کردن به
triggerman ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
To be stranded. دربدر شدن ( سرگردان شدن )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com