Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
doctorate
درجه دکتری
doctorates
درجه دکتری
Search result with all words
doctor
درجه دکتری دادن به
doctored
درجه دکتری دادن به
doctoring
درجه دکتری دادن به
doctors
درجه دکتری دادن به
doctorship
درجه دکتری یا پزشکی
postdoctoral
درجه فوق دکتری
Other Matches
doctoral
دکتری
doctorhood
دکتری
dictoral
مربوط به دکتری
doctorates
عنوان دکتری
doctorate
عنوان دکتری
theses
رساله دکتری قضیه
thesis
رساله دکتری قضیه
And you are supposed to be a doctor ! some doctor ( physician ) you are !
مثلا" ناسلامتی شما یک دکتری !
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
low grade
کم درجه
degree
درجه
topnotch
درجه یک
kyu
درجه
tophole
درجه یک
proportions
درجه
second class
درجه دو
gauge=gage
درجه
proportion
درجه
top
درجه یک
gauge glass
درجه اب
third-rate
درجه سه
top hole
درجه یک
third rate
درجه سه
nobby
درجه یک
number one
درجه یک
elevation
درجه
high-class
درجه یک
elevations
درجه
classy
درجه یک
gauges
درجه
gauged
درجه
gauge
درجه
echelons
درجه
slap-up
درجه یک
top-notch
درجه یک
aquastat
درجه
marks
درجه
degrees
درجه
echelon
درجه
mark
درجه
scalage
درجه
lengths
درجه
pitch
درجه
first string
درجه یک
run of the mine
بی درجه
length
درجه
rank
درجه
grades
درجه
first class
درجه یک
second class
درجه 2
clinical thermometer
درجه
copesetic
درجه یک
just as well
<adv.>
به یک درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
copacetic
درجه یک
grade
درجه
title
درجه
gage
درجه
rates
درجه
chinical t.
درجه
second rate
درجه دو
second-rate
درجه دو
gage=gauge
درجه
ranks
درجه
rate
درجه
ranked
درجه
scale
درجه
titles
درجه
pitches
درجه
grades
درجه بندی
secondary hydrogen
هیدروژن 2 درجه
secondary amine
امین 2 درجه
secondary carbon
کربن 2 درجه
grading
درجه بندی
inferior
درجه دوم
secondary alcohol
الکل 2 درجه
largely
تا درجه زیادی
second degree of readiness
امادگی درجه دو
second class
دومین درجه
second class
درجه دوم
berated
خلع درجه
berate
خلع درجه
whither
بکدام درجه
quarternary canal
کانال درجه 4
third-rate
درجه سوم
third rate
درجه سوم
reversible elbow
زانوی 09 درجه
inferiors
درجه دوم
rear sight
شکاف درجه
quadratic equation
معادلات درجه دو
berates
خلع درجه
velocity
درجه تندی
salinity
درجه شوری
stages
درجه مرحله
cope flask
درجه روئی
royal honor
درجه سلطنتی
ninths
درنهمین درجه
ninth
درنهمین درجه
berating
خلع درجه
stage
درجه مرحله
baccslavreate
درجه شوالیه
fuel grade
درجه سوخت
first water
درجه اول
first rate
نخستین درجه
first rate
درجه اول
first class brick
اجر درجه یک
first class
درجه اول
elevation stop
حد نهایی درجه
elevation scale
طبلک درجه
confidence level
درجه اطمینان
consistence
درجه غلظت
bar sight
شکاف درجه
bar sight
ستون درجه
battle sight
درجه جنگی
battle sight
شکاف درجه
baume degree
درجه بومه
pipping
درجه سردوش
brick layer
بنای درجه دو
gaduate
درجه دار
calibration
درجه بندی
elevation scale
مقیاس درجه
elevation circle
قطاع درجه
elevating arc
قطاع درجه
degree of freedom
درجه ازادی
degree of polymerization
درجه بسپارش
degree of precision
درجه دقت
degree of relationship
درجه خویشاوندی
degree of saturation
درجه اشباع
degree opulence
درجه توانگری
degree of dissociation
درجه تفکیک
dot pitch
درجه نقطه
electrical degree
درجه الکتریکی
eldership
ارشدیت درجه
d.p
درجه بسپارش
efficacity
درجه تاثیر
dan
درجه درکاراته
degree of advancement
درجه پیشرفت
degree of centralization
درجه تمرکز
degree of compaction
درجه تراکم
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
degree of curve
درجه انحناء
consistency
درجه غلظت
shades
درجه رنگ
shadings
درجه رنگ
comparative
درجه تفضیلی
comparatives
درجه تفضیلی
high grade
درجه اعلی
oxidation degree
درجه اکسایش
oil guage
درجه روغن
clump
درجه سردوشی
clumped
درجه سردوشی
clumping
درجه سردوشی
shade
درجه رنگ
penetration point
درجه نفوذ
graduation
درجه گرفتن
graduation
درجه بندی
quadratic
درجه دوم
primery amine
امین 1 درجه
primary carbon
کربن 1 درجه
honorary
درجه افتخاری
primary alcohol
الکل 1 درجه
stair
مرتبه درجه
permanent rank
درجه دایمی
clumps
درجه سردوشی
octan rating
درجه اکتان
fluidity
درجه سفتی
adjustability
درجه انطباق
honor
درجه نشان
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
high grade product
محصول درجه یک
graduator
درجه گذار
angle of elevation
زاویه درجه
anti knock property
درجه اکتان
grade of channel
درجه کانال
gradational
به ترتیب درجه
in the highest d.
به منتها درجه
to the utmost
به منتها درجه
minimum elevation
حداقل درجه
supremely
با علی درجه
measuring glass
درجه دار
magna cum laude
با درجه عالی
lieutenancy
درجه ستوانی
puny
درجه پست
kelvin degree
درجه کلوین
pinnacle
منتهی درجه
pinnacles
منتهی درجه
quantum
درجه میزان
baccalaureate
درجه باشلیه
pipped
درجه سردوش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com