English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
Other Matches
heterogamous دارای گلهای دوجوره
discifloral دارای گلهای صفحه مانند
tubulose دارای گلهای کوچک لولهای
paniculate خوشهای دارای گلهای افشان
tubulous دارای گلهای کوچک لولهای
tubulifloral دارای گلهای لولهای وطبقی شکل
rosulate روی هم خوابیده دارای گلهای اویزان
homogamic دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
homogamous دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
tubuliferous دارای گلهای لولهای وطبقی شکل
the ins انان که سر کا یا دارای متامی هستند
outs and ins انانی که سر کار دارای مقامی هستند
I musn't eat food containing ... من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
haplont موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
grade separation تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
diaper گل وبوته دارکردن
diapers گل وبوته دارکردن
branch منشعب شدن گل وبوته انداختن
branches منشعب شدن گل وبوته انداختن
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
gregarious گلهای
swarming حرکت گلهای
gowan گلهای زرد و سفیدصحرایی
hibernaculum گلخانه گلهای زمستانی
physalis عروسک پس پرده و گلهای همجنس ان
thistledown پرز اطراف گلهای خاربن یا ژاژ
fuji درخت گیلاسی که گلهای گلی رنگ ی دارد
basket hanger بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
furious اتشی
in a fury اتشی
pyric اتشی
red-hot اتشی
frenetical اتشی
frantic اتشی
flamingo مرغ اتشی
infuriates اتشی کردن
to f. up اتشی شدن
carbuncle یاقوت اتشی
carbuncles یاقوت اتشی
irascible اتشی مزاج
infuriating اتشی کردن
infuriated اتشی کردن
scarlet sage سلول اتشی
frenetic اتشی اشفته
flamingos مرغ اتشی
flamingoes مرغ اتشی
to fall into a rage or passion اتشی شدن
infuriate اتشی کردن
passionate اتشی مزاج
brainish اتشی مزاج
hot-blooded اتشی مزاج
euphorbia گل اتشی جوزالقی
fiery اتشی مزاج
hot blooded اتشی مزاج
fire up اتشی شدن
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
pepper box ادم اتشی مزاج
ponceau رنگ سرخ اتشی
ignescent جرقه دار اتشی
shaw ردیف درختان
silva درختان جنگلی
foliage برگ درختان
vinedresser باغبان درختان مو
firing pin سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
cankers یکجورافت درختان میوه
canker یکجورافت درختان میوه
evergreen trees درختان همیشه سبز
deforestation قطع درختان جنگلی
whitewood درختان چوب سفید
roble انواع درختان کاج
bast پوست لیفی درختان
sylva درختان جنگلی یک ناحیه
pomona الهه درختان میوه
metasequoia انواع درختان برگریزکاج
watch fire اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
acorns میوهء تیرهء درختان بلوط
topiary مربوط بارایش وتزئین درختان
acorn میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade . درختان سایه قشنگه می اندازد
accompanying fire اتشی که پیاده نظام در زیران پیشروی میکند
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
line out قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
paulownia جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
woodlot منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
egger یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
interplant کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
logjam انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
pine barren زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
defoliating agent عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
gutta percha هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
wind shake تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
defoliants مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
undergrowth بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
girdler حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
beamy درخشان
brilliancy درخشان
refulgent درخشان
gloss درخشان
fulgent درخشان
glittery درخشان
bright درخشان
florestant درخشان در شب
brightest درخشان
ablaze درخشان
lightsome درخشان
brighter درخشان
luminiferous درخشان
prismatic درخشان
glitzier درخشان
luminous درخشان
glaring درخشان
fulgid درخشان
eyebright درخشان
shiner درخشان
mirror finish درخشان
glitziest درخشان
luminescent درخشان
glitzy درخشان
stellar درخشان
shining درخشان
a corduroy road جاده باتلاقی [که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
brilliantly بطور درخشان
illustrious درخشان ممتاز
phosphorescent شب تاب درخشان
irradiates درخشان کردن
irradiated درخشان کردن
irradiate درخشان کردن
semigloss نیمه درخشان
lucid واضح درخشان
irradiating درخشان کردن
bright درخشان تابان
beaming درخشان پرتودار
adamantine سخت و درخشان
luminously بطور درخشان
glisteningly بطور درخشان
meteoric درخشان وزودگذر
shiny افتابی درخشان
starry درخشان معروف
sparklers گوهر درخشان
brilliant الماس درخشان
brilliant بسیار درخشان
sparkler گوهر درخشان
brightest درخشان تابان
lumine درخشان کردن
brighter درخشان تابان
bertha درخشان روشن
luciferous شب تاب درخشان
defoliant گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
giant star ستاره بزرگ و درخشان
brighter درخشان بدون روکش
brilliancy بازی درخشان شطرنج
brightest درخشان بدون روکش
radiant شعاع گستر درخشان
bright درخشان بدون روکش
star sapphire یاقوت کبود درخشان
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
blazed شعله درخشان یا اتش مشتعل
illuminates درخشان ساختن زرنما کردن
brightens زرنگ کردن درخشان شدن
brightening زرنگ کردن درخشان شدن
illuminate درخشان ساختن زرنما کردن
brightened زرنگ کردن درخشان شدن
blaze شعله درخشان یا اتش مشتعل
brighten زرنگ کردن درخشان شدن
blazes شعله درخشان یا اتش مشتعل
illuminating درخشان ساختن زرنما کردن
soiuthern cross چهارستاره درخشان نیمکره جنوبی
high beam نقطه درخشان ونورانی جلووسایل نقلیه
glare انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
quercetin ماده رنگی کریسیتین [این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
tump توده درختان واقع بر روی تپه توده
burn in علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
Dudley carpet فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
flmingo مرغ اتشی مرغ غواص
are هستند
they are all of one mind هستند
plants indigenous to that soil هستند
ScriptX هستند
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
there are numbers who بسیاری هستند که
they are well matched هم کفو هستند
who are they? انها کی هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com