Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
whitewood
درختان چوب سفید
Other Matches
watermarks
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermark
علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
leukon
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
foliage
برگ درختان
shaw
ردیف درختان
vinedresser
باغبان درختان مو
silva
درختان جنگلی
canker
یکجورافت درختان میوه
sylva
درختان جنگلی یک ناحیه
bast
پوست لیفی درختان
roble
انواع درختان کاج
pomona
الهه درختان میوه
metasequoia
انواع درختان برگریزکاج
cankers
یکجورافت درختان میوه
deforestation
قطع درختان جنگلی
evergreen trees
درختان همیشه سبز
platina
پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
white with blue stripes
سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
acorns
میوهء تیرهء درختان بلوط
acorn
میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade .
درختان سایه قشنگه می اندازد
topiary
مربوط بارایش وتزئین درختان
interplant
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
wind shake
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
egger
یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
woodlot
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
logjam
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
defoliating agent
عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
defoliants
مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
pine barren
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
undergrowth
بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
girdler
حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
leukocyte
گویچه سفید خون گلبول سفید خون
a corduroy road
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
defoliant
گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
flame tree
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
tump
توده درختان واقع بر روی تپه توده
Dudley carpet
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
sow white
سفید
hoary headed
مو سفید
snowy
سفید
shiro
سفید
miniver
خز سفید
minever
خز سفید
whiting
گچ سفید
blank cheques
چک سفید
blank cheque
چک سفید
blank check
چک سفید
alabastrine
سفید
blank
سفید
whiter
سفید
white
سفید
hoary
سفید
snow-white
سفید
blankest
سفید
whitest
سفید
chalking
گل سفید
silvery
سفید
chalks
گل سفید
chalk
گل سفید
white tailed
دم سفید
chalked
گل سفید
leucophlegmasia
التهاب سفید
incandescent light
نور سفید
cummin
زیره سفید
madonna lily
گل سوسن سفید
chlorosis
یرقان سفید
light bread
نان سفید
blank signed cheque
چک سفید امضاء
blank signed document
سفید امضاء
blankbook
دفترچه سفید
lily white
خیلی سفید
calomel
جیوه سفید
kerosine
نفت سفید
coif
عرقچین سفید
king's spear
سوسن سفید
f. of truce
پرچم سفید
white f.
پرچم سفید
greybeard
ریش سفید
greensickness
یزقان سفید
greater plantain
تخم سفید
graybeard
ریش سفید
gray bearded
ریش سفید
gray
سفید شونده
gray
کبود سفید
galvanized iron
اهن سفید
habenaria
زر اوند سفید
hellebore
خریق سفید
kerosone
نفت سفید
cows lungwort
بنک سفید
flagtruce
پرچم سفید
decolo
سفید کردن
duenna
گیس سفید
ice wool
کرک سفید
hoary headed
ریش سفید
hoariness
سفید مویی
gallvanized iron
اهن سفید
White peacock
طاووس سفید
zinc white
سفید اب روی
whiteboard
تخته سفید
whity
سفید پوست
whity
مایل به سفید
whitey
سفید پوست
whitey
مایل به سفید
white winged
سفید بال
white space
فاصله سفید
white propaganda
تبلیغات سفید
white phosphorous
فسفر سفید
white pepper
فلفل سفید
white oak
بلوط سفید
white noise
نویز سفید
Afrikaner
سفید پوست
Afrikaners
سفید پوست
white wool
پشم سفید
bleaching
سفید گری
white-tailed deer
آهویدم سفید
white meat
گوشت سفید
white lies
دروغ سفید
white lie
دروغ سفید
white elephants
فیل سفید
white elephant
فیل سفید
black and white
سیاه و سفید
white noise
نوفه سفید
white matter
ماده سفید
to grow
سفید شدن
tinplate
اهن سفید
the white house
کاخ سفید
tabula rasa
لوح سفید
snow white
سفید یکدست
rose of may
نرگس سفید
riesling
شراب سفید
ratch
علامت سفید
ragstone
سنگ سفید
white level
تراز سفید
neutral spirits
الکل سفید
mullen
بنگ سفید
mullein
بنگ سفید
unleached
سفید نشده
veratrum
خربق سفید
white lead
سفید اب شیخ
white heat
دمای سفید
white flame
شعله سفید
white flag
پرچم سفید
white dwarf
کوتوله سفید
white cement
سیمان سفید
white cast iron
چدن سفید
white book
کتاب سفید
white body
بدنه سفید
white beard
ریش سفید
wheat bread
نان سفید
watcheye
سگ چشم سفید
wall eye
چشم سفید
monial
تنگ سفید
blank cheques
سفید مهر
whitening
ماهی سفید
kerosene
نفت سفید
Deans
ریش سفید
Dean
ریش سفید
White House
کاخ سفید
white collar
یقه سفید
white-collar
یقه سفید
kindling
چوب سفید
whitish
نزدیک به سفید
whitish
تا اندازهای سفید
alabaster
مرمر سفید
White Paper
کتاب سفید
carte blanche
کاغذ سفید
impudent
چشم سفید
lung
جگر سفید
rivers
فاصله سفید
river
فاصله سفید
doyens
ریش سفید
doyen
ریش سفید
blank cheque
سفید مهر
garnish
پارچه سفید
garnished
پارچه سفید
galvanised
سفید کردن
hags
مه سفید حصار
hag
مه سفید حصار
galvanises
سفید کردن
lungs
جگر سفید
galvanising
سفید کردن
galvanize
سفید کردن
galvanizes
سفید کردن
carte blanche
کارت سفید
lily
سوسن سفید
lilies
سوسن سفید
achromatic
سیاه و سفید
mulberries
توت سفید
alum
زاج سفید
polar bears
خرس سفید
polar bear
خرس سفید
asphodel
سوسن سفید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com