English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (4 milliseconds)
English Persian
mayapple درختی از نوع زرشک
Other Matches
barberry زرشک
berberis زرشک [گیاه شناسی]
arboraceous درختی
arboreal درختی
arboreous درختی
dendroidal درختی
dendriform درختی
abatis سد درختی
abattis سد درختی
semiarboreal نیمه درختی
saddletree لاله درختی
sourwood ترشک درختی
sorrel tree ترشک درختی
syrian mallow خطمی درختی
to chop dowm a tree درختی را انداختن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
tree network شبکه درختی
tree structure ساخت درختی
treehopper زنجره درختی
wood sorrel ترشک درختی
Yggdrasil درختی اسطوره ای
basswood لاله درختی
arborization ارایش درختی
hyla قورباغه درختی
to lop a tree درختی را آراستن
mock orange یاس درختی
syringa یاس درختی
monthly rose خطمی درختی
tree traversal تقاطع درختی
to prune a tree درختی را آراستن
hollyhock ختمی درختی
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
understory vegetation گیاهان زیر درختی
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
abat راه بند درختی
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
strawberry tree توت فرنگی درختی
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
tree sort مرتب کردن درختی
leaf گره آخر در ساختار درختی
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
ring bark پوست درختی را حلقه ایی بریدن
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
katydid حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
iguana سوسمار درختی [هرنوع سوسمار بزرگ]
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
rose motif نگاره گل رز [در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
paradise rug طرح درختی باغ و گل [در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com