English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English Persian
Yggdrasil درختی اسطوره ای
Other Matches
myth اسطوره
mythus اسطوره
specimens اسطوره
specimen اسطوره
myths اسطوره
demythologization اسطوره زدایی
mythological اسطوره شناختی
mythology اسطوره شناسی
mythographer اسطوره نویس
mythologist اسطوره شناس
mythopoetic وابسته به خلق اسطوره
mythology اساطیر اسطوره شناسی
mythicize بصورت افسانه یا اسطوره دراوردن
attribute [نشان قدرت شخصیت های اسطوره ای مانند آپولو و ونوس]
abatis سد درختی
arboreal درختی
dendroidal درختی
dendriform درختی
arboreous درختی
arboraceous درختی
abattis سد درختی
tree traversal تقاطع درختی
tree network شبکه درختی
syrian mallow خطمی درختی
saddletree لاله درختی
treehopper زنجره درختی
to chop dowm a tree درختی را انداختن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
tree structure ساخت درختی
sourwood ترشک درختی
sorrel tree ترشک درختی
wood sorrel ترشک درختی
semiarboreal نیمه درختی
hollyhock ختمی درختی
arborization ارایش درختی
to lop a tree درختی را آراستن
basswood لاله درختی
hyla قورباغه درختی
to prune a tree درختی را آراستن
monthly rose خطمی درختی
mock orange یاس درختی
syringa یاس درختی
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
understory vegetation گیاهان زیر درختی
tree sort مرتب کردن درختی
abat راه بند درختی
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
mayapple درختی از نوع زرشک
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
strawberry tree توت فرنگی درختی
leaf گره آخر در ساختار درختی
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
ring bark پوست درختی را حلقه ایی بریدن
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
katydid حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
iguana سوسمار درختی [هرنوع سوسمار بزرگ]
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
Cypress design طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
rose motif نگاره گل رز [در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
paradise rug طرح درختی باغ و گل [در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com