English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
toyon درخت راج سفید گل سواحل کالیفرنیا
Other Matches
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
cal. مخفف کالیفرنیا
cals مخفف کالیفرنیا
jack mackerel ماهی ازاد کالیفرنیا
california achievement tests آزمونهای پیشرفت کالیفرنیا
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
riverine سواحل رودخانه
california tests of personality ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
berkeley unix گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
california tests of mental maturity ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
minorca مرغ خانگی سواحل مدیترانه
surfbird مرغ ساحلی سواحل اقیانوس ارام
finback بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
terrapin لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
thresher کوسه ماهی درنده سواحل امریکاواروپا
harmattan بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
terrapins لاک پشت خوراکی سواحل فلوریدا
auklet جنسی از پنگوئنهای کوچک سواحل اقیانوس ارام
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
rootery توده ریشه وکنده درخت درباغها که درخت روی ان میکارند
short haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short-haul کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
silicon valley محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
papaw درخت پاپااو یا درخت نخل امریکای جنوبی
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
balto slavic شاخهء زبان هند و اروپایی رایج در سواحل بالتیک و بین اقوام اسلاو
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
underbrush درخت کوچک روینده درزیر درخت
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
myrica درخت شیشعان درخت موم
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
Brontide نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.]
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
gambir درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
gambier درخت کاد هندی درخت کاد اصفر
Cypress design طرح درخت سرو [سرو بعنوان اسطوره سرسبزی و سرافرازی و قامت بلند در اکثر طرح های ایران خصوصا فرش، جای خاص خود را داشته و عده ای طرح بته جقه را جلوه ای از درخت سرو دانسته اند.]
blank cheque چک سفید
hoary headed مو سفید
blank cheques چک سفید
minever خز سفید
sow white سفید
snowy سفید
shiro سفید
silvery سفید
white tailed دم سفید
whitest سفید
white سفید
snow-white سفید
miniver خز سفید
whiting گچ سفید
alabastrine سفید
blank سفید
blank check چک سفید
chalk گل سفید
blankest سفید
hoary سفید
whiter سفید
chalks گل سفید
chalking گل سفید
chalked گل سفید
river فاصله سفید
doyens ریش سفید
doyen ریش سفید
snow white سفید یکدست
white heat دمای سفید
aaron's round بنک سفید
riesling شراب سفید
rivers فاصله سفید
achromatic سیاه و سفید
calomel جیوه سفید
ragstone سنگ سفید
ratch علامت سفید
rose of may نرگس سفید
galvanised سفید کردن
chlorosis یرقان سفید
alum زاج سفید
tabula rasa لوح سفید
wall eye چشم سفید
watcheye سگ چشم سفید
wheat bread نان سفید
white beard ریش سفید
white body بدنه سفید
white book کتاب سفید
white cast iron چدن سفید
white cement سیمان سفید
hags مه سفید حصار
hag مه سفید حصار
veratrum خربق سفید
unleached سفید نشده
blank cheque سفید مهر
the white house کاخ سفید
blank cheques سفید مهر
blankbook دفترچه سفید
kerosene نفت سفید
blank signed document سفید امضاء
tinplate اهن سفید
to grow سفید شدن
blank signed cheque چک سفید امضاء
white dwarf کوتوله سفید
greater plantain تخم سفید
gray کبود سفید
kerosine نفت سفید
kerosone نفت سفید
king's spear سوسن سفید
leucophlegmasia التهاب سفید
galvanized iron اهن سفید
alabaster مرمر سفید
gallvanized iron اهن سفید
gray سفید شونده
gray bearded ریش سفید
incandescent light نور سفید
greensickness یزقان سفید
habenaria زر اوند سفید
white-collar یقه سفید
white collar یقه سفید
hellebore خریق سفید
hoariness سفید مویی
hoary headed ریش سفید
graybeard ریش سفید
ice wool کرک سفید
light bread نان سفید
lily white خیلی سفید
flagtruce پرچم سفید
garnish پارچه سفید
duenna گیس سفید
monial تنگ سفید
decolo سفید کردن
cummin زیره سفید
mullein بنگ سفید
mullen بنگ سفید
cows lungwort بنک سفید
coif عرقچین سفید
garnished پارچه سفید
garnishes پارچه سفید
galvanises سفید کردن
madonna lily گل سوسن سفید
white f. پرچم سفید
impudent چشم سفید
f. of truce پرچم سفید
asphodel سوسن سفید
galvanizes سفید کردن
abele سفید دار
galvanize سفید کردن
galvanising سفید کردن
neutral spirits الکل سفید
lungs جگر سفید
whiter سفید کردن
white space فاصله سفید
white propaganda تبلیغات سفید
white lies دروغ سفید
white meat گوشت سفید
white-tailed deer آهویدم سفید
White Paper کتاب سفید
White Papers کتاب سفید
whity سفید پوست
polar bear خرس سفید
whitish تا اندازهای سفید
whitish نزدیک به سفید
kindling چوب سفید
white lie دروغ سفید
white elephants فیل سفید
white elephant فیل سفید
whitest سفید کردن
white winged سفید بال
white سفید کردن
lilies سوسن سفید
snow-white سفید برفی
whitey مایل به سفید
whitey سفید پوست
whity مایل به سفید
lily سوسن سفید
zinc white سفید اب روی
carte blanche کارت سفید
mulberry توت سفید
mulberries توت سفید
carte blanche کاغذ سفید
Afrikaner سفید پوست
Afrikaners سفید پوست
black and white سیاه و سفید
White House کاخ سفید
Dean ریش سفید
white pepper فلفل سفید
whiteboard تخته سفید
white oak بلوط سفید
White peacock طاووس سفید
whitening ماهی سفید
white wool پشم سفید
white noise نویز سفید
white noise نوفه سفید
white matter ماده سفید
white lead سفید اب شیخ
blank سفید سفیدی
white level تراز سفید
polar bears خرس سفید
bleaching سفید گری
lung جگر سفید
white flag پرچم سفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com