English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (9 milliseconds)
English Persian
apparent luminosity درخشندگی فاهری
Other Matches
volt ampere meter دستگاه اندازه گیری توان فاهری توان فاهری سنج
apparent recession انحراف سمت فاهری ژیروسکوپ انحراف فاهری محور ژیروسکوپ
lustre درخشندگی
sheen درخشندگی
coruscation درخشندگی
effulge درخشندگی
effulgence درخشندگی
fulgency درخشندگی
fulgor درخشندگی
fulgour درخشندگی
brilliancy درخشندگی
brilliance درخشندگی
luminosity درخشندگی
shine درخشندگی
brightness درخشندگی
radiance درخشندگی
glim درخشندگی
shines درخشندگی
radiancy درخشندگی
luminosity factor درخشندگی
splendor درخشندگی
refulgence درخشندگی
luminance درخشندگی
luster درخشندگی
brightness adaptation انطباق با درخشندگی
brightness contrast تقابل درخشندگی
lustreer درخشندگی صیقل
irradiancy درخشندگی تابش
resplendence درخشندگی جلوه
resplendency درخشندگی جلوه
luminosity factor ضریب درخشندگی
bril واحد درخشندگی
absolute luminosity درخشندگی مطلق
glitters درخشندگی درخشش
glare درخشندگی زیاد
glared درخشندگی زیاد
glittered درخشندگی درخشش
glares درخشندگی زیاد
glitter درخشندگی درخشش
chatoyancy درخشندگی متغیر
chatoyance درخشندگی متغیر
irradiance درخشندگی تابش
blaze درخشندگی جار زدن
brilliancy prize جایزه درخشندگی شطرنج
blazed درخشندگی جار زدن
blazes درخشندگی جار زدن
luminouity فرو زندگی درخشندگی
orient کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
orients کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
orienting کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
formfitting فاهری
skin deep فاهری
outwards فاهری
seeming فاهری
surface فاهری
apparent فاهری
surfaced فاهری
superficially فاهری
self-styled فاهری
self styled فاهری
nominal فاهری
surfaces فاهری
outward فاهری
externalizes فاهری ساختن
externals فاهری پدیدار
superficial سرسری فاهری
pepper corn rent اجاره فاهری
prime facie evidence قرائن فاهری
indicated horsepower توان فاهری
impedance مقاومت فاهری
engineering stress تنش فاهری
externalized فاهری ساختن
admittance هدایت فاهری
externalize فاهری ساختن
apparent density تکاتف فاهری
externalising فاهری ساختن
externalizing فاهری ساختن
false horizon افق فاهری
externality احوال فاهری
exteriorize فاهری دانستن
false parallax پارالاکس فاهری
externalises فاهری ساختن
externalised فاهری ساختن
apparent power توان فاهری
apparent motion حرکت فاهری
apparent magnitude قدر فاهری
apparent horizon افق فاهری
apparent error خطای فاهری
apparent diameter قطر فاهری
glitz گیرایی فاهری
apparent resistivity مقاومت فاهری
assentation رضایت فاهری
bulk gravity چگالی فاهری
artificial daylight فلق فاهری
apparent wind باد فاهری
external فاهری پدیدار
apparent velocity سرعت فاهری
masqueraded قیافه فاهری بخوددادن
input impedance مقاومت فاهری اولیه
inductive resistance مقاومت فاهری القایی
volt ampere hour meter کنتور مصرف فاهری
reactance مقاومت فاهری خازنها
masquerade قیافه فاهری بخوددادن
of the surface فاهری نمادادن رودادن
terrain relief شکل فاهری زمین
pro forma منباب فاهر فاهری
on the surface فاهری نمادادن رودادن
soil morphology شکل فاهری خاک
redesign سر وصورت فاهری دادن به
simulative دارای شباهت فاهری
inductive impedance مقاومت فاهری القائی
apparent solar year سال فاهری شمسی
coupling impedance مقاومت فاهری پیوست
impedance ratio نسبت مقاومت فاهری
impedance matrix ماتریس مقاومت فاهری
capacitive resistance مقاومت فاهری خازن
masquerading قیافه فاهری بخوددادن
extern فاهری واقع در خارج
masquerades قیافه فاهری بخوددادن
exteriors فاهری واقع در سطح خارجی
exterior فاهری واقع در سطح خارجی
apparent precession انحراف فاهری محور ژایرو
apparent solar روز شمسی فاهری روزشمسی
mechanical move حرکت مکانیکی یا فاهری شطرنج
inductive impedance مقاومت فاهری با جزء القائی
indicated airspeed سرعت فاهری نسبت به هوا
impedance compensator متعادل کننده مقاومت فاهری
relief شکل فاهری و پست و بلندی
formalization انطباق با ایین واداب فاهری رسمی سازی
signalment تعیین هویت باشرح علائم فاهری شخص
feinted حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feinting حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feints حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
feint حمله فاهری یا دروغین فاهرسازی کردن در عملیات
limiting speed بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
false parallax تغییر محل فاهری اشیاء به علت شکست نور
parallax اختلاف جهت یا موقعیت فاهری یک جسم از دو زاویه دید مختلف
lanolin لانولین [ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
coriolis force نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
radio bearing زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
external good order اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
zinky بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
zincy بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
zincky بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
choke impedance امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
editing run در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
pseudo random قط عات حافظه RAM پویا , که قادر به تنظیم مجدد هستند و بنابراین فاهری مشابه قطعه , RAM ایستا دارند
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
virtual mass مجموع جرم واقعی و جرم فاهری
pin money وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
synthetic dyes رنگینه های شیمیایی [این رنگ ها که جدیدا وارد بازار فرش شده اند، اصالت فرش اصیل را خدشه دار نموده اند. بدلیل ثبات و درخشندگی جا افتادگی فرش را می گیرند ولی در عوض سهولت دسترسی باعث استقابل شده است.]
ostensible شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
apparent altitude ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com