Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (3 milliseconds)
English
Persian
It was engraved on my mind .
درزهنم نقش گرفت ( بست )
Other Matches
eclipsing
گرفت
eclipses
گرفت
eclipsed
گرفت
eclipse
گرفت
lunar eclipse
گرفت ماه
eclipe of the moon
ماه گرفت
dynamic dump
رو گرفت پویا
solar eclipse
گرفت خورشید
tethanus
گرفت عضلانی
the wind rises
بادوزیدن گرفت
The police stopped me.
پلیس جلویم را گرفت
since the outbreak of the war
از روزی که جنگ در گرفت
the doctor bled me
دکتراز من خون گرفت
He was run over by a car.
اتوموبیل اورازیر گرفت
irretraceable
که نتوان ردانرا گرفت
he went his way
راه خودراپیش گرفت
dump
رو گرفت روبرداری کردن
he prospered in his business
کارش بالا گرفت
originals
که از آن می توان کپی گرفت
original
که از آن می توان کپی گرفت
Accidents wI'll happen .
جلوی اتفاق رانتوان گرفت
He went home on leave .
مرخصی گرفت رفت منزل
It caught her eye . She took to it at once . She took a fancy to it .
نظرش را گرفت ( جلب کرد )
He got the money from me by a trick.
با حقه وکلک پول را از من گرفت
A surge of anger rushed over me .
سرا پایم را فرا گرفت
he talked himself hoarse
انقدرحرف زدکه صدایش گرفت
She had a heart attack .
قلبش گرفت ( حمله قلبی )
She was transported with joy .
شادی تمام وجودش را فرا گرفت
There is no fault to find with my work.
بهانه ای نمی توان بکار من گرفت
Where can I contact Mr …. ?
کجا می شود با آقای ….تماس گرفت ؟
She mistook me for somebody else .
مرا با یکی دیگر عوضی گرفت
This idea took root in my mind.
این نظریه درفکرم ریشه گرفت
integrand
جملهای که باید تابع اولیه ان را گرفت
His wish was fulfI'lled.
آرزویش عملی شد (جامه عمل گرفت )
He was granted a grade promotion.
یک پایه ترفیع ( ارتقاء درجه ) گرفت
A wave of anger swept over the entire world .
موجی از خشم دنیا را فرا گرفت
commensurably
چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
melchizedek
> ملکی صدق < کاهنی که ازابراهیم عشر گرفت
I have no fault to find with his work .
از کارش هیچ عیبی نمی توان گرفت
he prospered in his business
در کار خود کامیاب شد کارش رونق گرفت
if
[when]
it comes to the crunch
<idiom>
وقتی که اجبارا باید تصمیم گرفت
[اصطلاح]
As the debate unfolds citizens will make up their own minds.
در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
Accidents wI'll happen.
چلوی تصادف ( قضا وقدر ) رانمی توان گرفت
She resolved to give him a wide berth in future.
[She decided to steer clear of him in future.]
او
[زن]
تصمیم گرفت در آینده ازاو
[مرد]
دوری کند.
tantalus
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
air brush
برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
copyrights
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
engels law
ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
the lancet was infected
نیشترالوده به میکرب شد نیشتر میکرب گرفت
purgation
روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
twelve tables
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
preemptive multitasking
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com