English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
stanhope درشکه چهارچرخه بدون کروک وسبک
Other Matches
buckboard درشکه بدون کروک
hackney coach کالسکه یا درشکه کرایه درشکه چهارچرخه ودو اسبه
hoods کروک درشکه
hood کروک درشکه
sidecar درشکه چهارچرخه
sidecars درشکه چهارچرخه
calash کروک درشکه نوعی روسری یا باشلق
clarence درشکه چهارچرخه پوشیده
barouche نوعی درشکه چهارچرخه
fiacre کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
phaethon درشکه سوار درشکه چی
phaeton درشکه سوار درشکه چی
flirts حرکت تند وسبک
flirting حرکت تند وسبک
flirt حرکت تند وسبک
flirted حرکت تند وسبک
top کروک
lightplane هواپیمای شخصی کوچک وسبک
top boot کروک اتومبیل
bardolater شیفته اشعار وسبک شعری شکسپیر
sheraton سبک مبل سازی ساده وسبک
hooded باشلق مانند کروک دار
canopies کروک اتومبیل سایبان گذاشتن
canopy کروک اتومبیل سایبان گذاشتن
four wheel چهارچرخه
four wheeled چهارچرخه
wheeled چهارچرخه
quadricycle چهارچرخه یابی
drayman گاری بر چهارچرخه کش
zamboni دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
dray گاری کوتاه بی لبه چهارچرخه بارکشی
drayage چهارچرخه یاگاری مخصوص بارگیری وباراندازی
landdau یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
handcar چهارچرخه کوچکی که بوسیله دست یا موتورکوچکی روی خط اهن حرکت میکند
gharry درشکه
coachmen درشکه چی
hackie درشکه چی
phaethon درشکه
speedway درشکه رو
phaeton درشکه
coachman درشکه چی
four wheeler درشکه
droshky درشکه
carriageable درشکه رو
hansoms درشکه دوچرخه
garriage and paie درشکه دواسبه
hack درشکه کرایه
carriage and four درشکه چهاراسبه
coach house درشکه خانه
carriage road راه درشکه رو
there is a p in the carriage درشکه مسافردارد
to keep a carriage درشکه داشتن
cabstand ایستگاه درشکه
dash board گل گیر درشکه
coach park مکانپارکینگاتوبوسو درشکه
hacks درشکه کرایه
hacked درشکه کرایه
calash نوعی درشکه
tandem درشکه دو نفری
hansom درشکه دوچرخه
cabriolet درشکه دوچرخه
perambulator درشکه بچگانه
sleighs درشکه سورتمه
sleigh درشکه سورتمه
perambulators درشکه بچگانه
horseless carriage درشکه بی اسب
tandems درشکه دو نفری
hackney carriage درشکه کرایهای
bassinet درشکه دستی بچگانه
carriole درشکه سبک تک اسبه
coachload افراد سوار بر درشکه
troika ارابه یا درشکه سه اسبه
shandrydan درشکه تک اسبه قدیمی
shandradan درشکه تک اسبه قدیمی
hackman راننده درشکه کرایهای
shay درشکه دوچرخه دونفره
curricle درشکه دوچرخهای سبک
hackney man راننده درشکه کرایهای
hach درشکه کرایهای زحمت
Tonga تانگا درشکه هندی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gigs درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
hackney درشکه کرایه اسب کرایبه
tarantass درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
tilbury درشکه روباز سبک دوچرخه
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
fly man راننده درشکه تک اسبه کرایهای
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
carry all درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
carryall درشکه یک اسبه وچهارچرخه چنته یا خورجین
cariole درشکه یا کالسکه سبک و کوچک یک اسبه
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
buggies نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
caroche نوعی کالسکه یادرشکه درشکه سواری کردن
sleigh درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
kicking strap تسمهای که اسب درشکه راازجفتک زدن بازمیدارد
buggy نوعی درشکه سبک یک اسبه حشره دار
sleighs درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
jinriki درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
coach dog یکجورسگ که برای رفتن دنبال درشکه تربیت میکنند
jinrikisha درشکه ژاپنی که توسط حمال کشیده میشود ریکشا
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
jigger درشکه یک اسبه گاری تک اسبه
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
to a certainty بدون شک
undoubted بدون شک
sans بدون
ex بدون
not nearctic بدون
ex- بدون
bottomless بدون ته
goalless بدون گل
acheilos بدون لب
but بدون
and no mistake بدون شک
doubtlessly بدون شک
undoubtedly بدون شک
obtrusively بدون حق
wanting بدون
acheilous بدون لب
without بدون
unstressed بدون مد
indubitable بدون شک
i'll warrant بدون شک
hands down بدون احتیاط
holdless بدون گیره
unfurnished بدون اثاثیه
humble بدون ارتفاع
air dry بدون رطوبت
unadvised بدون اطلاع
indubitable بدون تردید
fruitlessly بدون نتیجه
undue بدون مداخله
free from backlash بدون لقی
free trader بدون گمرک
expired بدون اعتبار
free play بدون محدودیت
confidently بدون شبهه
glabrous بدون کرک
humblest بدون ارتفاع
insecure بدون ایمنی
guilelessly بدون تزویر
inaction بدون فعالیت
notwithstanding بدون توجه
involuntarily بدون اراده
bloodless بدون خونریزی
immediately بدون واسطه
bachelors بدون عیال
toothless بدون دندانه
bachelor بدون عیال
continuously بدون توقف
unresponsive بدون احتیاط
inoffensive بدون زنندگی
blankly بدون مقصودیامعنی
vainly بدون نتیجه
failure free بدون خرابی
avirulent بدون شدت
exclusive of بدون در نظرگرفتن
awless بدون بیم
bareheaded بدون کلاه
bloodlessly بدون خونریزی
by rote بدون فکر
discontinuously بدون اتصال
cordless بدون سیم
dealated بدون بال
degas بدون گازکردن
deice بدون یخ کردن
diamensionless بدون اندازه
diamensionless بدون بعد
dimensionless بدون بعد
asymptomatic بدون علامت
flavorless بدون مزه
unalloyed بدون الیاژ
adrift بدون هدف
free of tax بدون مالیات
unselfish بدون خودخواهی
free from slip بدون لغزش
acarpous بدون میوه
achlamydeous بدون پوشش
achromatic بدون ترخیم
achromic بدون ترخیم
acid free بدون اسید
acold بدون احساسات
acranial بدون کاسهء سر
ametabolic بدون دگردیسی
ametabolous بدون دگردیسی
anechoic بدون انعکاس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com