Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English
Persian
enpassant
درضمن تصادفا
Other Matches
in the course of
درضمن
thereinto
درضمن ان
connotative
درضمن
meanwhile
درضمن در اثناء
meantime
درضمن در اثناء
courses
درطی درضمن
coursed
درطی درضمن
course
درطی درضمن
it puckered up in sewing
درضمن دوختن چین خورد
by a coincidence
<adv.>
تصادفا
peradventure
تصادفا
coincidentally
<adv.>
تصادفا
accidentally
<adv.>
تصادفا
accidently
<adv.>
تصادفا
as it happens
<adv.>
تصادفا
by hazard
<adv.>
تصادفا
by happenstance
<adv.>
تصادفا
at random
<adv.>
تصادفا
by chance
<adv.>
تصادفا
by accident
<adv.>
تصادفا
incidentally
<adv.>
تصادفا
fortuitously
<adv.>
تصادفا
casually
تصادفا"
hit or miss
اتفاقا تصادفا
haply
احتمالا تصادفا
quick kick
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
Accidentally. By chance. By accident.
بر حسب تصادف
[تصادفا]
hazardously
تصادفا" الله بختی
esker
برجستگی باریک و طویلی که ازرسوب سنگ ریزه یا شن درضمن جریان اب یخچال ایجادمیگردد
catch a crab
تصادفا پارو را داخل اب کردن
casualism
اعتقاد به شانس و تصادف تصادفا"
happens
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
happened
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
happen
واقع شدن تصادفا برخوردکردن پیشامدکردن
caveator
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر
intermittent error
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com