English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
geopolitics درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
Other Matches
immunity مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
policy of contianment سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
policy maker سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
We are firm believers that party politics has no place in foreign policy. ما کاملا متقاعد هستیم که سیاست حزب جایی در سیاست خارجی ندارد .
self determination استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
politics علم سیاست امور سیاسی
foreign policy سیاست خارجی
politicised سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizing سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicising سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
mercantilism سیاست موازنه بازرگانی کشور
state of the realm طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
mysticism در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
persona grata نماینده سیاسی مورد قبول کشور دیگر
foreign currency پول کشور خارجی
foreign exchange پول کشور خارجی
satellites ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
strategies خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
satellite ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
strategy خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
overseas income درامد از کشور یا کشورهای خارجی
imperialism سیاست مبتنی بر استفاده از وسایل سیاسی برای بسط قدرت اقتصادی درخارج از محدوده کشورامپریالیستی
monroe doctrine سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
noting نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
note نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
notes نامهای که به وسیله نماینده سیاسی به حکومت خارجی تسلیم میشودaide-memoire
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
bagger my neihbour trade palicy سیاست فقیر ساختن کشورهمسایه به منظور ابادساختن کشور خود با استثماران
strategic استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
imperialism استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
monroe doctrine اصولی که مونرو رئیس جمهور امریکابه عنوان خط مشی سیاست خارجی امریکا به کنگره امریکا در سال 3281 اعلام کرد
peregrinate سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
the concert of europe منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
monetrarist keynesian debate اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
apolitical دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
political ties هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
politics علم سیاسی امور سیاسی
political circles محافل سیاسی دوایر سیاسی
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
reestablishment of diplomatic relations برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
politic سیاسی نماینده سیاسی
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
isonomy برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
king craft سیاست
kingcraft سیاست
diplomacy فن سیاست
policy سیاست
policies سیاست
politic سیاست
politics سیاست
politcs سیاست
political سیاسی
diplomatic سیاسی
socio political سیاسی
politicos سیاسی
politico سیاسی
politician سیاست مدار
acrobat سیاست باز
acrobats سیاست باز
mercantilism سیاست بازرگانی
politicians اهل سیاست
stop go policy سیاست تثبیت
health policy سیاست بهداشتی
monetary policy سیاست پولی
policy making سیاست گذاری
anti development policy سیاست ضد توسعه
monopolist سیاست انحصاری
anti inflationary policy سیاست انقباضی
tax policy سیاست مالیاتی
politicians وارددر سیاست
politicians سیاست مدار
realpolitik سیاست تجربی
realpolitik سیاست زور
king craft سیاست پادشاهی
public policy سیاست عمومی
public life زندگی در سیاست
power politics سیاست زور
commercial policy سیاست بازرگانی
wage policy سیاست دستمزد
policy-making سیاست گذاری
colonialism سیاست مستعمراتی
politics سیاست مدون
laisser faire سیاست اقتصادازاد
income policy سیاست درامدی
laissez faire سیاست اقتصادازاد
politics علم سیاست
development policy سیاست توسعه
the policy of the government سیاست دولت
politician وارددر سیاست
political sclence سیاست مدن
diplomatically سیاست مابانه
diplomacy سیاست سیاستمداری
fiscal policy سیاست مالیاتی
neutralism سیاست بی طرفی
realpolitik سیاست عملی
budgetary policy سیاست بودجهای
expansionary policy سیاست انبساطی
restrictionism سیاست محدودیت
policy makers سیاست گذاران
policy of contianment سیاست تحدیدی
politcs سیاست شناسی
policies مسلک سیاست
politcs علم سیاست
national policy سیاست ملی
policy مسلک سیاست
financial policy سیاست مالی
fiscal policy سیاست مالی
social policy سیاست اجتماعی
new deal سیاست جدید
politician اهل سیاست
economic policy سیاست اقتصادی
fair deal سیاست منصفانه
employment policy سیاست اشتغال
politics اصول سیاسی
envoys فرستاده سیاسی
politically از لحاظ سیاسی
diplomatic immunity مصونیت سیاسی
demarche اقدام سیاسی
asylums حق پناهندگی سیاسی
current affairs رویدادهایاجتماعی و سیاسی
diplomatic passport پاسپورت سیاسی
terrorists ادمکش سیاسی
politicking فعالیت سیاسی
diplomatic channels طرق سیاسی
diplomatic mission هیئت سیاسی
political economy اقتصاد سیاسی
diplomatic officer مامور سیاسی
ecclesia مجلس سیاسی
diplomatic passport تذکره سیاسی
diplomatic privileges امتیازات سیاسی
diplomatic relations روابط سیاسی
political economy اتصاد سیاسی
terrorist ادمکش سیاسی
politicians مرد سیاسی
courier پیک سیاسی
couriers پیک سیاسی
envoyship نمایندگان سیاسی
politician مرد سیاسی
diplomatic agent مامور سیاسی
asylum حق پناهندگی سیاسی
diplomatic representation نمایندگی سیاسی
arithmetic , political اقتصاد سیاسی
political mission هیئت سیاسی
politico social سیاسی اجتماعی
sociopolitical اجتماعی- سیاسی
state criminals مقصرین سیاسی
state criminals مجرمین سیاسی
refugees پناهنده سیاسی
escapism انزوای سیاسی
terrors ادمکشی سیاسی
terror ادمکشی سیاسی
talk politics گفتگوی سیاسی
politico social سیاسی و اجتماعی
Political opponents . مخالفین سیاسی
hatchet man <idiom> کارهای سیاسی
political rights حقوق سیاسی
political psychology روانشناسی سیاسی
politic زندانی سیاسی
political propaganda تبلیغات سیاسی
political offences جرائم سیاسی
political offence جرم سیاسی
political mission ماموریت سیاسی
political matters مسائل سیاسی
political isolation انزوای سیاسی
political forces نیروهای سیاسی
anarchy بی ترتیبی سیاسی
political debate منازعه سیاسی
public life زندگی سیاسی
refugee پناهنده سیاسی
state prisoners محبوسین سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com