English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (4 milliseconds)
English Persian
mendiant درویش دربدر
mendicant درویش دربدر
Other Matches
dervish درویش
santon درویش یاعابدمسلمان
mysticism فلسفه درویش ها
friarly درویش وار
friars راهب درویش و سائل
friar راهب درویش و سائل
fakir درویش هندی یامسلمان
A green leaf is the gift of a dervish . <proverb> برگ سبزى است تیفه درویش .
unsheltered <adj.> دربدر
outcast دربدر
outcasts دربدر
homelessness دربدر
homeless دربدر
vagabondish دربدر
to be [left] stranded دربدر شدن
vagrant دربدر اوباش
gadabout اواره دربدر
vagrants دربدر اوباش
planetary life زندگی دربدر
pinnorm darvish رقم درویش نمونه امضایی که درپایین تصویرهادیده میشود
vagabonds دربدر خانه بدوش
I was looking for you every where . دربدر عقبت می گشتم
vagabond دربدر خانه بدوش
waif بچه بی صاحب ادم دربدر
We are hunting for a vacant flat. دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
To be stranded. دربدر شدن ( سرگردان شدن )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com