English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 133 (8 milliseconds)
English Persian
hic jacet در اینجا خفته است ه کتیبه روی قبر
Other Matches
How can the sleeping one awaken another who is asl. <proverb> خفته را خفته کى کند بیدار.
Dont ever come here again. دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار. [اینجا نیا.]
asleep خفته
drop vault طاق قوسی خفته
Wake not a sleeping lion . <proverb> شیر خفته را بیدار نکن.
copes کتیبه
coped کتیبه
copings کتیبه
inscription کتیبه
inscriptions کتیبه
fan light کتیبه
epigraph کتیبه
cope کتیبه
boundary-stone کتیبه
cornice کتیبه
cornices کتیبه
coping کتیبه
frieze کتیبه
skylight window کتیبه
friezes کتیبه
epigraphist کتیبه شناس
epigraphist کتیبه خوان
crown cornice کتیبه اصلی
copestone سنگ کتیبه
cope stone سنگ کتیبه
scroll کتیبه نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
capping slab کتیبه بتنی
bed moulding گچبری بالای کتیبه
epigraphy علم کتیبه خوانی
fractable [کتیبه دیواری سنتوری]
pulvinated frieze کتیبه کوژ یا محدب
epigraphic سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
epigraphical سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
khekher [کتیبه های مصر باستان]
Gothic cornic [کتیبه های قرن هجدهم به سبک گوتیک]
lion [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
antefixum [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
antefix [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
geison [سنگ سیاه در قسمت بالایی کتیبه های کلاسیک]
card-cut [برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
hitherto تا اینجا
in this country <adv.> در اینجا
in these parts <adv.> در اینجا
here در اینجا
thus far تا اینجا
where اینجا
hither به اینجا
so far تا اینجا
here اینجا
hither اینجا
i am a stranger here من اینجا غریبم
We are short of space here . اینجا جا کم داریم
passim اینجا وانجا
here and there اینجا انجا
up and down اینجا وانجا
I am just passing through. فقط از اینجا میگذرم.
I am just passing through. از اینجا عبور میکنم.
Let us get out of here! برویم از اینجا بیرون!
Out with them! بروند بیرون [از اینجا] !
make oneself scarce <idiom> دور شو ،از اینجا برو
i had hom there اینجا گیرش اوردم
isn't he there ایا او اینجا نیست
At this point of the conversation. صحبت که به اینجا رسید
no one is here هیچکس اینجا نیست
i wish to stay here میخواهم اینجا بمانم
Come here tomorrow . فردا بیا اینجا
i do not belong here من اهل اینجا نیستم
hereon در این مورد در اینجا
I wI'll get off here. اینجا پیاده می شوم
here lies در اینجا دفن است
Make some room here. یک قدری اینجا جا باز کن
I feel like a fifth wheel. من حس می کنم [اینجا] اضافی هستم.
The bus to ... stops here. اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
He usually drops by to see me . غالبا" می آید اینجا بدیدن من
None of that here. Nothing doing here. اینجا از این خبرها نیست
I dropped in to say hello. آمدم اینجا یک سلامی بکنم
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose. ماندن او در اینجا بی فایده است
It is pointless for her to come here . موضوع ندارد اینجا بیاید
He came over here in a mad rush. او [مرد] با کله اینجا آمد.
I am here on business. برای تجارت اینجا آمدم.
I am here on holiday. من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
I've been here for five days. پنج روزه که من اینجا هستم.
Please sign here. لطفا اینجا را امضا کنید.
i intend to stay here قصد دارم اینجا بمانم
It has been a very enjoyable stay. در اینجا به من خیلی خوش گذشت.
i have come on business کاری دارم اینجا امدم
Left out of one place and driven away from another. <proverb> از آنجا مانده از اینجا رانده .
I am here on business. برای کار اینجا آمدم.
Is there a car wash? آیا اینجا کارواش هست؟
Is there a car wash? آیا اینجا ماشینشویی هست؟
He promised me to be here at noon . به من قول داد ظهر اینجا با شد
It is extremely hot in here . اینجا بی اندازه گرم است
what is your business here کار شما اینجا چیست
take away your things اسباب خود را از اینجا ببرید
some one must stay here یک کسی باید اینجا بماند
I am working here non-stop. یک بند دارم اینجا کار می کنم
How dare he come here . غلط می کند قدم اینجا بگذارد
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
I am leaving early in the morning. من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
It seems I am not welcome (wanted) here. مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
She comes here at least once a week . دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
Can we camp here? آیا اینجا میتوانیم چادر بزنیم؟
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
His coming here was quite accidental. آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
No one sent me, I am here on my own account. هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
The bus stop is no distance at all . ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
Do you think it advisable to wait here آیا مصلحت هست که اینجا منتظر بمانیم
This is a good residential are ( neighbourhood ) . اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
This is an ideal spot for picnics . اینجا برای پیک نیک ماه است
cartouche border قاب و کتیبه ای که بیشتر در حواشی بکار گرفته شده و نقش درون آن بصورت یک در میان در هر قاب تکرار می شود
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
She comes here once in a blue moon . سالی ماهی یکبار می آید اینجا ( بسیار بندرت )
commit no nuisance ادرار کردن و اشغال ریختن اینجا ممنوع است
They dont recognize your high-school diploma here. دیپلم دبیرستان شما را اینجا برسمیت نمی شناسند
Is there a camp site near here? آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
Well, now everyone's here, we can begin. خوب حالا که همه اینجا هستند ما می توانیم شروع کنیم.
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
What is going on here? اینجا چه خبر است؟ [وقتی قضیه نامفهوم است] [اصطلاح روزمره]
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering. حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
I am here for a language course من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
Fancy meeting you here ! this is indeed a small woeld ! this is pleasant surprise ! شما کجا اینجا کجا !
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com