Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (5 milliseconds)
English
Persian
entrance door
در جلویی
[ساختمان]
entrance
در جلویی
[ساختمان]
entry door
در جلویی
[ساختمان]
front door
[of house]
در جلویی
[ساختمان]
Search result with all words
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
رسیدن به حریف جلویی
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
رسیدن به حریف جلویی
advanced
جلویی مقدم
tack
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacked
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacking
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacks
تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tuck
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucking
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucks
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
nose
دماغه جلویی تخته موج سواری
noses
دماغه جلویی تخته موج سواری
advance section
قسمت جلویی
burdended
فاصله گرفتن از قایق جلویی برای عبور
forestay
بکسل جلویی
foretop
بام جلویی
forward edge of battle area
لبه جلویی منطقه نبرد
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
forward station
پاسگاه جلویی
front end
سر جلویی
front view
نمای جلویی
headmost
جلویی
luff
لبه جلویی بادبان
nose ribs
تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
one toe spin
چرخش با اسکیت قرقره دارروی قرقرههای جلویی
popping crease
خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
sanshifter
واژه توهین امیز برای نفردونده جلویی
scratch spin
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
speedy cut
اسیب به عقب پای جلویی اسب بالاتر از سم با ضربه پای عقب
telencephalon
قسمت جلویی مغزجنین
toe pick
تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
toe rake
تیغه تیز جلویی اسکیت برای کمک به پرش یا چرخش
toe point
پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
wire head
قسمت مقصد سیم کشی ایستگاه جلویی سیم کشی
The car in front is obstructintg us.
اتوموبیل جلویی به ما راه نمی دهد
to sit up and beg
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg
[of a dog holding up front paws]
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com