English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (6 milliseconds)
English Persian
statewide در سر تا سر ایالت
Search result with all words
state ایالت
state ایالت کشوری
state- ایالت
state- ایالت کشوری
stated ایالت
stated ایالت کشوری
states ایالت
states ایالت کشوری
stating ایالت
stating ایالت کشوری
shire ایالت
shires ایالت
key کی [جزیره ای کوچک در ایالت فلوریدا]
province ایالت
provinces ایالت
rape هتک ناموس به عنف ایالت
raped هتک ناموس به عنف ایالت
rapes هتک ناموس به عنف ایالت
raping هتک ناموس به عنف ایالت
provincial ایالت نشین
apanage ایالت
garrison state ایالت نظامی
illinois استان >ایلی نویز< در ایالت متحده امریکا
lincoln ایالت لینکلن شایر انگلستان گوسفند نژاد لینکلن شایر ابراهام لینکلن
new england نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
pennsylvanian وابسته به ایالت پنسیلوانیا پنسیلوانیا
provincialist اهل ولایت یا ایالت
the common wealth of massachusette چهار ایالت کنتاکی وماساچوست و ویرجینیا وپنسیلوانیا را گویند
ulster ایالت اولسیتر در ایرلند
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
yorkshire ایالت یورکشایردرشمال انگلستان
Alsatian اهل ایالت آلزاس در فرانسه
Alsatian گویش آلمانی ایالت آلزاس
Alsatians اهل ایالت آلزاس در فرانسه
Alsatians گویش آلمانی ایالت آلزاس
First Ladies زن فرماندار ایالت
First Lady زن فرماندار ایالت
Midwestern وابسته به ایالتهای میانی ایالت متحده
statehood ایالت بودن
favorite son <idiom> رئیس جمهور ایالت شدن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com