Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
English
Persian
overcharge
در قیمت اجحاف کردن
overcharged
در قیمت اجحاف کردن
overcharges
در قیمت اجحاف کردن
overcharging
در قیمت اجحاف کردن
Other Matches
extortion
اخاذی اجحاف
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
bull
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
deflated
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
bid
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
deflating
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
bids
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
deflates
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
values
قیمت کردن
valuing
قیمت کردن
apprising
قیمت کردن
value
قیمت کردن
apprises
قیمت کردن
apprise
قیمت کردن
cost
قیمت گذاری کردن
appraisal
تعیین قیمت کردن
appraisals
تعیین قیمت کردن
price setter
قیمت وضع کردن در انحصار
overcharge
قیمت اضافی غلو کردن
overcharging
قیمت اضافی غلو کردن
overcharged
قیمت اضافی غلو کردن
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
overcharges
قیمت اضافی غلو کردن
price taker
قیمت را داده شده فرض کردن
appraise
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
evaluating
تقویم کردن قیمت کردن
evaluates
تقویم کردن قیمت کردن
evaluated
تقویم کردن قیمت کردن
evaluate
تقویم کردن قیمت کردن
To sell at coast price .
مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
rig the market
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
PR
قیمت
valueless
بی قیمت
all in price
قیمت کل
high priced
پر قیمت
nominal
کم قیمت
equivalents
هم قیمت
equivalent
هم قیمت
above rubies
بی قیمت
price line
خط قیمت
cost
قیمت
wage price guideline
قیمت
wage price spiral
قیمت
invalued
بی قیمت
treasure
ذی قیمت
prices
قیمت
values
قیمت
quotations
قیمت
cif
قیمت
set (one) back
<idiom>
قیمت
priceless
بی قیمت
valuing
قیمت
value
قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif&
قیمت
worth
قیمت
At the price of. At the cost of .
به قیمت
price limit
حد قیمت
bourse
قیمت
quotation
قیمت
price
قیمت
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
price elasticity
حساسیت قیمت
price effect
اثر قیمت
give-away price
قیمت مفت
price homogeneity
همگنی قیمت
average price
میانگین قیمت
price increase
ترقی قیمت
estimates
قیمت شهرت
lump sum
قیمت مقطوع
price elasticity
کشش قیمت
standard price
قیمت استاندارد
estimated
قیمت شهرت
average price
قیمت متوسط
estimate
قیمت شهرت
price freezing
تثبیت قیمت
spot price
قیمت نقدی
price freeze
تثبیت قیمت ها
fair price
قیمت عادلانه
fair price
قیمت بیطرفانه
supply price
قیمت عرضه
supply price
قیمت تولیدکننده
standard price
قیمت پایه
purchase money
قیمت جنس
fair price
قیمت مناسب
support price
قیمت حمایتی
at any cost
بهر قیمت
fair value
قیمت عادله
conversion price
قیمت تبدیل
price freezing
انجماد قیمت
net price
قیمت خالص
fair price
قیمت منصفانه
price discrimination
تبعیض قیمت
net cash
قیمت مقطوع
proper price
قیمت عادله
peasonable price
قیمت عادله
average revenue
قیمت عادی
pricer
قیمت گذار
low price
قیمت پائین
low price
قیمت کمتر
quoted
قیمت دادن
price support
تایید قیمت
at par
به قیمت اسمی
quotes
قیمت دادن
prices
قیمت گذاشتن
cost unit
قیمت واحد
price support
حمایت قیمت
quote
قیمت دادن
price theory
نظریه قیمت
oil price
قیمت نفت
pricing
قیمت گذاری
offering price
قیمت پیشنهادی
buying price
قیمت خرید
excess price
قیمت اضافی
price
قیمت گذاشتن
price tag
اتیکت قیمت
costing
قیمت گذاری
excess price
اضافه قیمت
current price
قیمت جاری
prizer
قیمت گذار
price system
نظام قیمت
price stabilization
ثبات قیمت
nominal value
قیمت اسمی
unjust price
قیمت ناعادلانه
price list
لیست قیمت
price list
فهرست قیمت
price level
سطح قیمت
nominal price
قیمت عادی
price leadership
رهبری قیمت
price index
شاخص قیمت
factor price
قیمت عوامل
nominal price
قیمت اسمی
price ratio
نسبت قیمت
price reduction
کاهش قیمت
underpricing
کم قیمت گذاشتن
cost push
فشار قیمت
price stabilization
تثبیت قیمت
price stability
ثبات قیمت
price stability
تثبیت قیمت
cut rate
تنزل قیمت
normal price
قیمت عادی
list price
قیمت فاکتور
unit price
واحد قیمت
normal price
قیمت متعارف
unit price
قیمت واحد
incentive price
قیمت محرک
incentive price
قیمت تشویقی
price responsiveness
کشش قیمت
lump sums
قیمت مقطوع
trade price
قیمت صنفی
mark up
افزایش قیمت
deflation
تنزل قیمت
accounting price
قیمت حسابداری
consideration
جایزه قیمت
market price
قیمت بازار
accounting price
قیمت محاسبه
price adjustment
تعدیل قیمت
market value
قیمت بازار
freightage
قیمت حمل
catalogue price
قیمت کاتالوگ
just price
قیمت عادلانه
slashes
قیمت را شکستن
mean price
قیمت متوسط
slashes
قیمت راشکستن
slashed
قیمت را شکستن
mark down
کاهش قیمت
absolute price
قیمت مطلق
historical cost
قیمت متعادل
freight
قیمت حمل
historical cost
قیمت بازار
highest price
بیشترین قیمت
price floor
حداقل قیمت
least price
حداقل قیمت
shadow price
قیمت سایهای
highest price
بالاترین قیمت
trade price
قیمت تجاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com