English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
born in the purple در نازونعمت بدنیا امده
Other Matches
neoteric تازه بدنیا امده
twinborn دوقلو بدنیا امده
stillbirths زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillborn زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
to s e the light بدنیا امدن
secular وابسته بدنیا
To be born with a silver spoon in ones mouth . درناز ونعمت بدنیا آمدن
incoming امده
who came? کی امده
fordone از پا در امده
ridgy بر امده
who came? که امده
gibbous بر امده
leavened bread نان ور امده
overshot پیش امده
exserted بیرون امده
worked up ازکار در امده
landed فرود امده
impassionate به جنبش امده
protrusive جلو امده
red hot تاب امده
overdue دیر امده
protrusile جلو امده
left over زیاد امده
exopathic ازبیرون امده
peregrin or rine از خارجه امده
enthetic ازبیرون امده
prognathic پیش امده
new come تازه امده
prognathous پیش امده
projective جلو امده
protractive جلو امده
protrudent جلو امده
exserted پیش امده
jutting پیش امده
in- :رسیده امده
underhung پیش امده
unbred بدببار امده
red-hot تاب امده
aggregate جمع امده
in :رسیده امده
jambs تیربیرون امده
jamb تیربیرون امده
worker ازکار در امده
saleint بیرون امده
aggregates جمع امده
saleintiant بیرون امده
getting بدست امده
get بدست امده
gets بدست امده
peregrine ازخارجه امده مسافر
ecstatically بوجد امده نشئهای
you might have come باید امده باشید
petiolar از برگدم بیرون امده
bay window پنجره پیش امده
cantilever تیر پیش امده
beetle brow پیشانی پیش امده
self born از خود بوجود امده
take steps اقدامات بعمل امده
ecstatic بوجد امده نشئهای
inchoate تازه بوجود امده
bay windows پنجره پیش امده
unhandy مشکل بدست امده
apogean از زمین بالا امده
projecting jaw ارواره پیش امده
weather worn تحت تاثیر هوا در امده
instances have occurred that مواردی پیش امده است
rimrock لبه بر امده صخره مزبور
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
prognathous دارای ارواره پیش امده
vizor لبه پیش امده کلاه
to run short زیر short امده است
prognathic دارای ارواره پیش امده
venose دارای رگهای متعددوبر امده
lugged هر عضو جلو امده چیزی
to t. to account زیر account امده است
lug هر عضو جلو امده چیزی
visor لبه پیش امده کلاه
lugging هر عضو جلو امده چیزی
hardly earned money پول سخت بدست امده
extrusive اخراج کننده بیرون امده
bow windows پنجره پیش امده کمانی
lugs هر عضو جلو امده چیزی
bow window پنجره پیش امده کمانی
visors لبه پیش امده کلاه
air landed فرود امده از راه هوا
flanges لبه بیرون امده چرخ
bucktooth دندان گراز یا پیش امده
his stomach sticks out شکمش پیش امده است
flange لبه بیرون امده چرخ
forestage قسمت جلو امده صحنه نمایش
oversailing of facade قسمت برجسته یا پیش امده بنا
ill gotten با وسایل غیر مشروع بدست امده
whyŠthere is the answer شرط در امده تقریبا معنی میدهد
kid glove ازلای زرق وبرق بیرون امده
ventricous بادکرده دارای شکم پیش امده
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
the bird took its perch مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
biologic بدست امده اززیست شناسی عملی
ribby دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
dormers پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
dormer پنجره جلو امده زیر سقف ساختمان
bay windows پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
bay window پنجره جلو امده شاه نشین ساختمان
industrial wealth مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
round shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
post edit ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
it is of doubtful proveance معلوم نیست اصلا از کجا امده است
lyophil بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
round-shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
lyophiled بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
brown major براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
rimrock صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
straight arm حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
prize courts به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
matriculated students شاگردانی که ازدبیرستان بیرون امده دردانشگاه نام نویسی میکنند
odontolite دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
yardage تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
catches ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
ventriloquism سخن گفتن انسان بطوریکه شنونده نداند صدا ازکجابیرون امده
pandects خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
vampire روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
vampires روح تبه کاران وجادوگران که شب هنگام ازقبربیرون امده و خون اشخاص رامیمکد
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
microsoft word یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت microsoft به وجود امده است مایکروسافت ورد
margin productivity نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
wind aided اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
ventricos بادکرده شکم دار دارای شکم پیش امده
brown minor براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
flange لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
flanges لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
hematogenous از خون بوجود امده بوسیله خون منتشر شده
he is an incarnate fiend دیوی است که بصورت ادمی در امده است
protrusile دارای ساختمان جلو امده جلو امدنی
united nations organization سازمان جهانی که در تاریخ 42 اکتبر5491 در واقع به عنوان نتیجه قهری جنگ وکنفرانسهای راجع به ان به وجود امده است و در حقیقت جانشین جامعه ملل میباشد
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
post tensioning پیش تنیدگی ناشی از کشش ارماتورهائی که بعد از بتن ریزی تحت کشش قرارگرفته و روی بتن عمل امده و سخت شده اتکاء دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com