English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
bandana دستمال گلدار
bandanna دستمال گلدار
bandannas دستمال گلدار
Other Matches
figured گلدار
floral گلدار
floriated گلدار
osmund سر خس گلدار
blooming گلدار
brocaded گلدار
floriferous گلدار
in flower گلدار
phanerogamic گلدار
phanerogamous گلدار
flowered گلدار
flowering گلدار
figured satin اطلس گلدار
phanerogam گیاه گلدار
chintz چیت گلدار
roset رنگ گلی گلدار
flowered دارای طرح گلدار
damask حریر گلدار ومشجر
inwrought نقشه دار گلدار
guipure پارچه توری گلدار
flourish نقش و نگار دادن به متن فرش [با استفاده از طرح های گلدار جهت تزپین بیشتر]
kerchief دستمال
napkin دستمال
napkins دستمال
headdress دستمال سر
kerchief دستمال سر
kerchiefs دستمال
handkerchief دستمال
hanky دستمال
handkerchiefs دستمال
hankies دستمال
ties دستمال گردن
shawl دستمال گردن
napkin دستمال سفره
shawls دستمال گردن
table linen دستمال سفره
tie دستمال گردن
neckerchief دستمال گردن
neckerchiefs دستمال گردن
a napkin یک دستمال سفره
neckcloth دستمال گردن
necker chief دستمال گردن
neck cloth دستمال گردن
napkins دستمال سفره
handkerchiefs دستمال گردن
Kleenex دستمال کاغذی
Kleenexes دستمال کاغذی
yashmak shawl دستمال کاغذی
towel دستمال کاغذی
towels دستمال کاغذی
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
kerchiefs روسری دستمال سر
kerchief روسری دستمال سر
serviette دستمال سفره
serviettes دستمال سفره
ascot دستمال گردن
handkerchief دستمال گردن
dish cloth قاب دستمال
dish clout قاب دستمال
snot rag دستمال دماغ
napkin ring حلقه دستمال پا سفره
doyly دستمال کوچک سرسفره
doily دستمال کوچک سرسفره
pullicate یکجور دستمال رنگی
doyley دستمال کوچک سرسفره
tissue paper دستمال کاغذی نازک
doilies دستمال کوچک سرسفره
snot rag دستمال جیب [اصطلاح عامیانه]
blowrag دستمال جیب [اصطلاح عامیانه]
tea cloth دستمال برای خشکاندن فنجان ها
lampas کام اماس کام دهان اسب یکجور پارچه ابریشمی گلدار
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
Take this handkerchief and wipe your eyes. این دستمال را بگیر اشکهایت را پاک کن
belcher دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
sanitary napkins دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
sanitary napkin دستمال کاغذضد عفونی مخصوص قاعدگی زنان
She scrunched the handkerchief into a ball. او [زن] دستمال جیب خود را به یک توپ مچاله کرد.
jabot دستمال سینه چین دار مردان قرن هجدهم
to wave one's handkerchief دستمال جیب خود را [برای کسی] تکان دادن
Could we have a napkin please? ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
pullicate پارچهای که برای درست کردن دستمال رنگی بکارمیرود
sudarium دستمال دور سر مسیح دستمالی که نقش صورت مسیح بران باشد
teacloths رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
napery سفره و ملافههای خانه دستمال سفره و سفره و غیره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com