English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (7 milliseconds)
English Persian
instruction دستورالعمل
instructions دستورالعمل
order دستورالعمل
function دستورالعمل
functioned دستورالعمل
functions دستورالعمل
recipe دستورالعمل
recipes دستورالعمل
directions دستورالعمل
procedure دستورالعمل
ground rule دستورالعمل
operating manual دستورالعمل
perscription دستورالعمل
Other Matches
shift instruction دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
briefing direction دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
arithmetic instruction دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
pause instruction دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction length طول دستورالعمل
field order دستورالعمل رزمی
flight manual دستورالعمل پرواز
repetition instruction دستورالعمل تکرار
instruction cycle چرخه دستورالعمل
halt instruction دستورالعمل توقف
instruction foramt قالب دستورالعمل
stop instruction دستورالعمل توقف
instruction code رمز دستورالعمل
computer instruction دستورالعمل کامپیوتر
entry instruction دستورالعمل دخول
conditional instruction دستورالعمل شرطی
current instruction دستورالعمل جاری
ship husbandary manual دستورالعمل جرثقیل ها
decision instruction دستورالعمل تصمیمی
decision instruction دستورالعمل تصمیم
dummy instruction دستورالعمل ساختگی
instruction mix اختلاط دستورالعمل
instruction register ثبات دستورالعمل
pseudo code شبه دستورالعمل
privileged instruction دستورالعمل ممتاز
micro instruction ریز دستورالعمل
microcode ریز دستورالعمل
no op instruction دستورالعمل بی اثر
nonexecutable statement دستورالعمل اجراناپذیر
null instruction دستورالعمل پوچ
object code دستورالعمل مقصود
one address instruction دستورالعمل یک ادرسه
pseudo instruction شبه دستورالعمل
pull instruction دستورالعمل بازیابی
macro instruction درشت دستورالعمل
instruction repertoire موجودی دستورالعمل
instruction set مجموعه دستورالعمل
instruction time زمان دستورالعمل
instruction word کلمه دستورالعمل
ir ثبات دستورالعمل
logic instruction دستورالعمل منطقی
logical instruction دستورالعمل منطقی
machine instruction دستورالعمل ماشین
quasi instruction شبه دستورالعمل
push instruction دستورالعمل نشاندن
command processing پردازش دستورالعمل
code برنامه دستورالعمل ها
arithmetic instruction دستورالعمل حسابی
prescriptions تجویز دستورالعمل
prescription تجویز دستورالعمل
branch instruction دستورالعمل انشعاب
order دستورالعمل دستور
call instruction دستورالعمل فراخوانی
action statement دستورالعمل اقدام
guidance دستورالعمل راهنما
direction دستورالعمل جهت
kips هزار دستورالعمل درثانیه
instruction control unit واحد کنترل دستورالعمل
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
instruction cycle سیکل یاچرخش دستورالعمل
pop instruction دستورالعمل بازیابی از پشته
instruction lookahead پیش بینی دستورالعمل
mips یک میلیون دستورالعمل درثانیه
million instructions per second میلیون دستورالعمل در ثانیه
microcode دستورالعمل های ریز
machine instruction set مجموعه دستورالعمل ماشین
verbs دستورالعمل انجام عملی
looping instruction دستورالعمل حلقه زنی
verb دستورالعمل انجام عملی
damage control bills دستورالعمل کنترل خسارات
computer instruction set مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
variable instruction length دستورالعمل با طول متغیر
budget directive دستورالعمل تهیه بودجه
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
conditional jump instruction دستورالعمل پرش شرطی
letter of instruction دستورالعمل انجام کار
airworthiness directive دستورالعمل صلاحیت پرواز
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
directive راهنمای انجام کار دستورالعمل
programmed instruction دستورالعمل برنامه ریزی شده
macroprogramming برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
initiating directive دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
manual دستورالعمل راهنمای انجام کار
directives راهنمای انجام کار دستورالعمل
bumf اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
formats داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
instruction راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
component change order دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
instructions راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
commander's guidance دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
boot اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
pointers متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
pointer متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
booting اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
jump instruction موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
user دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
users دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
boot up اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
fetch ahead فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
arithmetic دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
traces روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
trace روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traced روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
declarative language زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
four address instruction دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
push pop stack ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
addressing روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
coroutine دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
microprogramming نوشتن ریز کد با استفاده از ریز دستورالعمل
communication operation instructions (co دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
addressing روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
cpu پیشرفت کامپیوتر که محدود به تعدادی دستورالعمل است که CPU میتواند اجرا کند حافظه و وسایل ورودی / خروجی می توانند داده را سریع تر از تولید CPU ارسال کنند
chains 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
sealed orders پاکات لاک و مهر شده دستورالعمل هایی که لاک ومهر شده ارسال می شوند
chain 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
direct دستور دادن دستورالعمل دادن
arithmetic expression عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
directed دستور دادن دستورالعمل دادن
directs دستور دادن دستورالعمل دادن
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
standing ثابت دستورالعمل ثابت
planning directive دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
computer assisted instruction اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
addressing در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com