English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
kid gloves دستکش چرمی
Search result with all words
trap فاصله چرمی بین شست انگشتان دستکش
finger tab دستکش چرمی سوراخدارکمانگیر
Other Matches
chevron دستکش
chevrons دستکش
gantlet دستکش
gloves دستکش
glove دستکش
glover دستکش ساز
kid glove دستکش پوش
muffled دستکش پوش
boxing glove دستکش بوکس
gantelope دستکش بلند
gauntlets دستکش بلند
mitts دستکش بلند
gauntlet دستکش بلند
mitt دستکش بلند
webber دستکش ساز
gantlope دستکش بلند
kid gloves دستکش جیر
boxing gloves دستکش بوکس
wheel gloves دستکش رانندگی
chevrons دستکش ارم بازو
catching glove دستکش دروازه بان
chevron دستکش ارم بازو
mitt دستکش بیش بال
mitts دستکش بیش بال
blow with the open glove ضربه با دستکش باز بوکس
A pair of shoes (gloves,socks). یک جفت کفش( دستکش ؟جوراب )
stick glove دستکش کلفت دروازه بان
an iron hand in a valvet glove دست اهنین در دستکش مخملی
gauntlets دستکش اهنی دعوت بمبارزه
gauntlet دستکش اهنی دعوت بمبارزه
glove stretcher اسباب گشادکردن پنجههای دستکش
leathery چرمی
leathern چرمی
leatherly چرمی
Where is the mate ( companion ) of this glove ? لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
medicine ball توپ چرمی
taws تازیانه چرمی
leather belt تسمه چرمی
bullwhip شلاق چرمی
valise کیسه چرمی
valises کیسه چرمی
leather چرمی کردن
holster جلد چرمی
strap بند چرمی
holsters جلد چرمی
straps بند چرمی
leather بند چرمی
jerkin نیمتنه چرمی
leather قیش چرمی
jerkins نیمتنه چرمی
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
cf مخفف جلد چرمی
blackjack چماق یا شلاق چرمی
leathers لباس چرمی محافظ
gaskets واشر مقوایی یا چرمی
gasket واشر مقوایی یا چرمی
leather trousers {pl} شلوار چرمی [پوشاک و مد]
shiner کفش چرمی برقی
leather pants {pl} [American] شلوار چرمی [پوشاک و مد]
lederhosen شلوار چرمی [پوشاک و مد]
sweatbands نوار چرمی دور کلاه
portfolio کیف چرمی بزرگ مقام
portfolios کیف چرمی بزرگ مقام
aparejo نوعی پالان چرمی یا پارچهای
holsters در جلد چرمی قرار دادن
jerkins کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
jerkin کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
holster در جلد چرمی قرار دادن
sweatband نوار چرمی دور کلاه
palm and needle کفه چرمی ملوانی و سوزن
welts حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
welt حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
butting حلقه چرمی دور دستگیره پارو
armguard قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
keepers تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
keeper تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
sporran چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
crupper تکه چرمی که به پشت زین بسته میشود واز زیر دم اسب میگذرد
sabretache خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
mitten دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
mittens دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
half bound درپشت وگوشه هاچرمی ودردوطرف پارچهای چرمی پارچهای
attache case کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
brief case [briefcase] کیف اداری [کیف جعبه ای دستی چرمی]
holster جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
holsters جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
portfolio کیف چرمی [کیف کاغذ ]
strap تسمه تسمه چرمی نوار
straps تسمه تسمه چرمی نوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com