English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
atom samsher دستگاه انفجار اتمی
Other Matches
early time زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
implosion weapon جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
atom samshing انفجار اتمی
atomic time زمان انفجار اتمی
afterwinds باد مخالف جهت انفجار اتمی
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
zero point نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
warned exposed قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
blasting machine دستگاه انفجار
predictor دستگاه محاسب زمان انفجار
sofar دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
piezometer دستگاه سنجش شدت انفجار
supercritical حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
shock front جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
reactor دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
reactors دستگاه تبدیل انرژی اتمی به حرارتی
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
rainout ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
isotopy دارای تساوی در اعداد اتمی برابری عددی اتمی
proliferation سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
blast line مسیرموج انفجار خط موج انفجار
explosive train مدار انفجار مسیر انفجار
burning train مسیر انفجار سیکل انفجار
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
clean weapon جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
fallout contours خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
chemical horn مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
nucleon اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
fission to yield ratio توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
cloud chamber effect اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
crater analysis تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
brisance انفجار
plosion انفجار
blow out انفجار
blastment انفجار
eruption انفجار
displosion انفجار
blow up انفجار
blow-up انفجار
blow-ups انفجار
popped انفجار
pops انفجار
blasting انفجار
burst انفجار
detonations انفجار
bursts انفجار
detonation انفجار
blast انفجار
blasts انفجار
explosions انفجار
explosion انفجار
pop انفجار
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
explosiveness قابلیت انفجار
explosive energy قدرت انفجار
yields بازده انفجار
burst wave موج انفجار
explosive قابل انفجار
yield بازده انفجار
high order detonation انفجار شدید
explosive force قدرت انفجار
blast wave موج انفجار
blasts ضربه انفجار
yielded بازده انفجار
explosion proof ازمایش- انفجار
crepitation انفجار مکرر
swooper انفجار دار
misfired گیر در انفجار
aerial burst انفجار هوایی
outbursts انفجار غضب
outburst انفجار غضب
countermining انفجار ضد مین
lead in مداررابط انفجار
bursting set محل انفجار
misfires گیر در انفجار
sympathetic detonation انفجار القایی
blow out سوختن انفجار
explosion proof پوشش ضد انفجار
explosion hazard خطر انفجار
detonations انفجار ناگهانی
sonic boom انفجار صوتی
POWs صدای انفجار
sonic booms انفجار صوتی
detonation انفجار ناگهانی
explosimeter انفجار سنج
explosive force نیروی انفجار
POW صدای انفجار
misfire گیر در انفجار
crater قیف انفجار
detonation charge خرج انفجار
detonation cord سیم انفجار
the force of the explosion شدت انفجار
crackle صدای انفجار پی در پی
crackled صدای انفجار پی در پی
crackles صدای انفجار پی در پی
time of disintegration زمان انفجار
detonating slab مسیر انفجار
detonatable قابل انفجار
dead center ignition نقطه انفجار
inexplosive غیرقابل انفجار
craters قیف انفجار
implosion انفجار از داخل
information explosion انفجار اطلاعات
impact action اثر انفجار
detonative اماده انفجار
destruct system سیستم انفجار
ignitor وسیله انفجار
detonable قابل انفجار
detonation انفجار ضربهای
combustion chamber اطاق انفجار
population explosion انفجار جمعیت
bust انفجار ترکیدگی
fire time زمان انفجار
detonations انفجار ضربهای
blast صدای انفجار
blast ضربه انفجار
gust انفجار فوت
gusts انفجار فوت
big bang انفجار بزرگ
blast effect اثر انفجار
blasts صدای انفجار
busted انفجار ترکیدگی
combustiblity قابلیت انفجار
busts انفجار ترکیدگی
busting انفجار ترکیدگی
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
powder keg چیز قابل انفجار
powder kegs چیز قابل انفجار
detonating ترکاننده وابسته به انفجار
subsidiaries عمق دهنده به انفجار
poised mine مین اماده انفجار
crepitate انفجار پی درپی کردن
low order انفجار کند یا ناقص
explosives مواد قابل انفجار
contact fire انفجار در اثر تماس
subsidiary عمق دهنده به انفجار
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
blast effect اثر موج انفجار
impacts اثر ترکش انفجار
service mine مین قابل انفجار
blastment تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
bursts انفجار منفجر شدن
bursts منفجر کردن انفجار
burst انفجار منفجر شدن
burst منفجر کردن انفجار
explosive range گستره انفجار پذیری
afterwinds باد بعد از انفجار
breech chamber محفظه خرج انفجار
armed ammunition مهمات اماده انفجار
flex x خرج انفجار کتابی
armed mine مین اماده انفجار
flex x خرج انفجار ورقهای
impact اثر ترکش انفجار
late time زمان سکته انفجار
high order detonation انفجار انی وکامل
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
proximity fuze فیوز مخصوص انفجار مرمی
ice mine مین مخصوص انفجار زیریخی
countermining distance فاصله ضد انفجار زنجیری مین
fire time زمان اجرای اتش یا انفجار
strip تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
impact action عمل انفجار نیروی ترکش
exudation مواد پخش شونده در یک انفجار
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
monoatomic یک اتمی
atomic اتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com