English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
He came back with his tail between his legs. دست از پ؟ درازتر برگشت
Other Matches
To overreach(overextend) onself. پا از گلیم خود درازتر کردن
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
reflux برگشت
refluence برگشت
relapsed برگشت
recurrenge برگشت
recrvdescence برگشت
recrudescence برگشت
d.c. restoration برگشت دی سی
d.c. reinsertion برگشت سی دی
regression line خط برگشت
regurgitation برگشت
relapses برگشت
relapsing برگشت
recoveries برگشت
retrocedence برگشت
recovery برگشت
return line خط برگشت
reoccur برگشت
recoil برگشت
back water برگشت اب
reverts برگشت
recoiling برگشت
reverting برگشت
recoils برگشت
reverted برگشت
upturn برگشت
revert برگشت
reversals برگشت
reversal برگشت
capsizal برگشت
regression برگشت
drawback برگشت
recoiled برگشت
relapse برگشت
turnabout برگشت
retrocession برگشت
right of reversion برگشت
retrogression برگشت
drawbacks برگشت
tergiversation برگشت
turnover برگشت
turnrounds برگشت
turnarounds برگشت
turnabouts برگشت
turnaround برگشت
returns برگشت
returning برگشت
returned برگشت
veer برگشت
veered برگشت
return برگشت
veers برگشت
track return مدار برگشت
revocable قابل برگشت
backspace برگشت به عقب
short return برگشت کوتاه
turn around time زمان برگشت
back water curve منحنی برگشت اب
linear regression برگشت خطی
turnaround documents اسناد برگشت
return flight پرواز برگشت
retrogressive برگشت کننده
turnaround time زمان برگشت
reflector برگشت دهنده
turnaround form شکل برگشت
reflectors برگشت دهنده
turnaround documents مستندات برگشت
armstand dive بالانس برگشت
backward reaction واکنش برگشت
downward travel ضربه برگشت
regression coefficient ضریب برگشت
regression equation معادله برگشت
retrocessive برگشت کننده
regression time زمان برگشت
rematch مسابقه برگشت
retrocedent برگشت کننده
repercussion انعکاس برگشت
return cargo محموله برگشت
return conductor سیم برگشت
return wire سیم برگشت
return current جریان برگشت
return flow جریان برگشت
return pipe لوله برگشت
regression analysis تحلیل برگشت
reverses of fortune برگشت روزگار
reversibility برگشت پذیری
flyback pulse پالس برگشت
grid return سیم برگشت
ground return برگشت زمینی
image reversal برگشت تصویر
irremeable برگشت نا پذیر
irreversibility برگشت ناپذیری
irrevocability برگشت ناپذیری
irriversible برگشت ناپذیر
nonlinear regression برگشت غیرخطی
payback period دوره برگشت
reapparition برگشت عود
recurrence interval زمان برگشت
return perion زمان برگشت
returnable قابل برگشت
retrograde برگشت دهنده
irreversible برگشت ناپذیر
backs درعقب برگشت
back درعقب برگشت
rebounds ضربه برگشت
rebounding ضربه برگشت
rebounded ضربه برگشت
rebound ضربه برگشت
reversible برگشت پذیر
irrevocable غیرقابل برگشت
irrevocably بطور بی برگشت
retrogress پس رفتن برگشت
retrogressed پس رفتن برگشت
reverberations برگشت امواج
reverberation برگشت امواج
retrogressing پس رفتن برگشت
regressive برگشت کننده
flashback برگشت شعله
flashbacks برگشت شعله
re برگشت دادن
re- برگشت دادن
turning point نقطه برگشت
turning points نقطه برگشت
retrogresses پس رفتن برگشت
turn برگشت شناگر
turns برگشت شناگر
irreversible steels فولادهای برگشت ناپذیر
payback period دوره برگشت سرمایه
turnaround cycle مدت رفت و برگشت
trips رفت یا برگشت فنر
recoveries برگشت به حالت اولیه
nonreimbursable غیر قابل برگشت
tripped رفت یا برگشت فنر
trip رفت یا برگشت فنر
microscopic reversibility برگشت پذیری میکروسکوپی
echoed برگشت امواج رادار
magnetic yoke سیم برگشت مغناطیسی
plotter repeatability قابلیت برگشت رسام
ratchet effect اثر برگشت ناپذیر
reverberations برگشت دادن امواج
echo برگشت امواج رادار
echoes برگشت امواج رادار
echoing برگشت امواج رادار
regurgitation برگشت خون استفراع
backstroke برگشت عقب زنی
reversibility principle اصل برگشت پذیری
revocable credit اعتبار قابل برگشت
revocable letter of credit اعتبار قابل برگشت
recovery برگشت به حالت اولیه
day return بلیط رفتو برگشت
throw back برگشت به خصال نیاکان
reverberation برگشت دادن امواج
total reflux head سر تقطیر برگشت کامل
return ticket بلیط رفت و برگشت
reverting برگشت به وضعیت طبیعی
lapse برگشت انحراف موقت
capital recovery factor ضریب برگشت سرمایه
cycle time زمان رفت و برگشت
regressing پس رفت کردن برگشت
regresses پس رفت کردن برگشت
renewable energy انرژی برگشت پذیر
flip turn برگشت انتهای استخر
regressed پس رفت کردن برگشت
regression برگشت [به حالت کم توسعه]
lapses برگشت انحراف موقت
reverted برگشت به وضعیت طبیعی
revert برگشت به وضعیت طبیعی
deceleration فرایند برگشت پذیر
drawbacks برگشت حقوق گمرکی
drawback برگشت حقوق گمرکی
atavism برگشت بخوی نیاکان
regress برگشت [به حالت کم توسعه]
back stroke ضربه برگشت پیستون
step backwards برگشت [به حالت کم توسعه]
lapsing برگشت انحراف موقت
regress پس رفت کردن برگشت
grid return سیم برگشت شبکه
reverts برگشت به وضعیت طبیعی
irreversible reaction واکنش برگشت ناپذیر
high inverse voltage rectifier یکسوکننده با برگشت قوی
irreversible process فرایند برگشت ناپذیر
impedance feedback پیوست برگشت امپدانس
introversion برگشت بسوی درون
inbound برگشت توپ به زمین
reviewing مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
round trips سفر رفت و برگشت سفردوسره
irremeable بطور غیر قابل برگشت
round trip سفر رفت و برگشت سفردوسره
step jump پرش و برگشت روی همان پا
It was jolly decent of her to have returned. خدا عمرش بده که برگشت
irrevocable letter of credit اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت
reviewed مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
irrevocable credit اعتبار غیر قابل برگشت
loops چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
review مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviews مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
retrograde hand عقربه برگشت دهنده [ساعت ...]
coursed مسیر رفت و برگشت مسافت
courses مسیر رفت و برگشت مسافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com