English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (8 milliseconds)
English Persian
cylinderisity دقت گردی
Search result with all words
round گردی
roundest گردی
hawk دوره گردی کردن
hawked دوره گردی کردن
hawks دوره گردی کردن
heroism گردی
traipse هرزه گردی کردن
traipsed هرزه گردی کردن
traipses هرزه گردی کردن
traipsing هرزه گردی کردن
hobo دوره گردی کردن
hoboes دوره گردی کردن
hobos دوره گردی کردن
peddle دوره گردی کردن
peddled دوره گردی کردن
peddles دوره گردی کردن
mountaineering کوه گردی
cadge اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadge گدایی دوره گردی
cadged اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged گدایی دوره گردی
cadges اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges گدایی دوره گردی
cadging اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging گدایی دوره گردی
peregrination جهان گردی دربدری
peregrinations جهان گردی دربدری
gad با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
shop مغازه گردی کردن دکه
shopped مغازه گردی کردن دکه
shops مغازه گردی کردن دکه
bezant پولک گردی که معمولا از طلااست
cavetto ربع گردی
coal dust firing اشتعال گردی
colportage دوره گردی
cylinderisity گردی
door to door selling فروش کالا بصورت دوره گردی
dry galvanizing اب روی دادن گردی
farinose گردی
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
gas lubrication روغنکاری گردی
globularity گردی
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
hole circle گردی سوراخ
knobbiness گردی
levorotation چپ گردی
packman دوره گردی کردن
pedlary دوره گردی
powder metallurgy متالورژی گردی
powderiness خاصیت گردی
pulverulent ازهم پاشنده گردی
rhapsode دوره گردی که اشعار رزمی
rondure گردی
rotundily گردی
roundness گردی
roundness نسبت گردی
sleep walking خوابیده گردی
somnambulation خواب گردی
somnambulism خواب گردی
to i. aroom with a powder گردی درخانه پاشیدن
to poke a bout ول گردی کردن
top radius گردی سر دنده
pub crawl میخانه گردی کردن
pub crawl میخانه گردی
pub crawls میخانه گردی کردن
pub crawls میخانه گردی
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
What are you looking for ? دنبال چی؟ می گردی ؟
console کنسول [نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com