English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
Other Matches
absolute temperature دمای مطلق
absolute boiling point دمای جوش مطلق
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
absolute scale مقیاس دمای مطلق
wein law طول موج بیشترین شدت تابش حاصل از منبع جسم داغ با دمای مطلق نسبت عکس دارد
celsius temperature scale مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
absolute volue مقدار مطلق قدر مطلق
approximate تقریبی
approximates تقریبی
approximate solution حل تقریبی
approximated تقریبی
proximate تقریبی
approximative تقریبی
sketches نقشه تقریبی
rough estimate براورد تقریبی
whereabouts جای تقریبی
sketched نقشه تقریبی
sketch نقشه تقریبی
whereabout محل تقریبی
approx مخفف تقریبی
rough guess <idiom> تخمین تقریبی
cypres تقریبی نزدیک
parametric estimate تخمین تقریبی
give or take تخمین تقریبی
calculation پاسخ تقریبی
approximate value مقدار تقریبی
etd زمان تقریبی حرکت
whereabout حدود تقریبی مکان
approximate نزدیک امدن تقریبی
approximates نزدیک امدن تقریبی
approximated نزدیک امدن تقریبی
estimated time of departure زمان تقریبی عزیمت
approximate contour میزان منحنی تقریبی
estimated time of arrival زمان تقریبی ورود
peseta سکه اسپانیولی با ارزش تقریبی 01پنس
eta arrival of time estimated زمان تقریبی ورود
neel temperature دمای نل
total temperature دمای کل
charge neutrality تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
mixture temperature دمای اختلاط
internal temperature دمای درونی
inversion temperature دمای وارونگی
kelvin temperature دمای کلوین
maximum temperature دمای ماکزیمم
white heat دمای سفید
reduced temprature دمای کاهیده
room temperature دمای اتاق
specific heat دمای ویژه
transition temperature دمای فراگذری
transition temperature دمای تبدیل
optimum temperature دمای بهینه
wet bulb temperature دمای تر مخزن
transition temperature دمای تحول
high temperature دمای بالا
equiviscous temperature دمای همدوسندگی
operating temperature دمای عملیاتی
brittle temperature دمای شکنندگی
aniline point دمای انیلینی
annealing point دمای تابکاری
critical temperature دمای بحرانی
critical isotherm هم دمای بحرانی
annealing temperature دمای تابکاری
brittleness temperature دمای شکنندگی
boyle's temperature دمای بویل
brightness temperature دمای درخشایی
cryogenic temperature دمای سرمازایی
barrel temperature دمای پاتیل
effective temperature دمای موثر
ambient temperature دمای محیط
curie temperature دمای کوری
ozonosphere لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
condensed mercurytemperature دمای جیوه متراکم
rubbery transition temperature دمای تبدیل لاستیکی
t.g دمای تبدیل شیشهای
blackbody temperature دمای جسم سیاه
dry bulb temperature دمای خشک مخزن
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
isothermal process تحول در دمای ثابت
thermodynamic temperature scale مقیاس دمای ترمودینامیکی
softening temperature دمای نرم شدن
thershold temperature استانه دمای ذرات
geothermal gradient شیب دمای زمین
critical isotherm منحنی هم دمای بحرانی
glasy trainsition temperature دمای تبدیل شیشهای
rankin temperature scale مقیاس دمای رانکین
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
geothermal gradient گرادیان دمای زمین
rankine temperature scale مقیاس دمای رانکین
heat deflection temperature دمای انحراف گرمایی
exhaust gas temperature دمای گاز خروجی
yield point at elevated temperatures نقطه تسلیم در دمای بالا
compressor inlet temperature دمای گازهای ورودی کمپرسور
creep strength at elevated temperatures مقاومت خزشی در دمای بالا
yield point at normal temperature نقطه تسلیم در دمای بالا
cirrus لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
ice point دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
ambient متوسط دمای طبیعی اطراف یک وسیله
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
bayonet thermocouple probe قسمت حس کننده دمای سرسیلندر که داخل ان پیچ میشود
cryogenic memory رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
reference junction اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
truncated انتساب مقدار تقریبی به یک عدد با کاهش آن به یک عدد ارقام مشخص
truncate انتساب مقدار تقریبی به یک عدد با کاهش آن به یک عدد ارقام مشخص
truncates انتساب مقدار تقریبی به یک عدد با کاهش آن به یک عدد ارقام مشخص
truncating انتساب مقدار تقریبی به یک عدد با کاهش آن به یک عدد ارقام مشخص
burn in فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
austempering تغییرات فیزیکی که در دمای ثابت برای بدست اوردن باینات از استنیت انجام می گیرد
icebox rivet میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
nominal scale شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
cold thrust ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold test ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
proxy variables متغیرهای نماینده متغیرهای تقریبی
categoric مطلق
alodial مطلق
allodial مطلق
inconditionate مطلق
uttered مطلق
totalling مطلق
totaling مطلق
totaled مطلق
total مطلق
totals مطلق
unrestrained مطلق
utter مطلق
sheer مطلق
categorical مطلق
magisterial مطلق
sovereigns مطلق
sovereign مطلق
totalled مطلق
unconditional مطلق
abstracts مطلق
free مطلق
purest مطلق
purer مطلق
pure مطلق
slickest مطلق
slick مطلق
starkly مطلق
freed مطلق
freeing مطلق
frees مطلق
abstracting مطلق
abstract مطلق
starker مطلق
absolute <adj.> مطلق
inalienable <adj.> مطلق
indispensable <adj.> مطلق
inevitable <adj.> مطلق
unalienable <adj.> مطلق
starkest مطلق
thetical مطلق
thetic مطلق
absolute مطلق
unalterable <adj.> مطلق
absolutes مطلق
stark مطلق
arbitrary مطلق
utters مطلق
downright مطلق
positive مطلق
thorough going مطلق
implicit مطلق
autocratic مطلق
decarburizing گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
pansophism دانش مطلق
autarky حاکم مطلق
summum bonum خیر مطلق
quiet enjoyment واگذاری مطلق
perfect loss زیان مطلق
an abstroct number عدد مطلق
autarchy حاکم مطلق
simpliciter بطور مطلق
seisin تصرف مطلق
past or preterite d. ماضی مطلق
categorical imperative امر مطلق
dead halt توقف مطلق
global maximum حداکثر مطلق
individuum هستی مطلق
ens هستی مطلق
imperator فرمانروای مطلق
(not a) snowball's chance in hell <idiom> بد شانس مطلق
shoo-in <idiom> برنده مطلق
all-powerful قادر مطلق
freeholder مالک مطلق
general power of attorney وکالت مطلق
irrelative نا مربوط مطلق
universal legacy وصیت مطلق
oversoul حقیقت مطلق
welsh mortgage رهن مطلق
command automatism فرمانبری مطلق
modulusp قدر مطلق
modulus قدر مطلق
dynamic viscosity گرانروی مطلق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com