English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English Persian
fawning دم لابه سبزی پاک کنی
Other Matches
impetration لابه
plicated لابه لا
impetrative لابه امیز
adjuration لابه التماس
adjure لابه کردن
impetratory لابه امیز
entreating لابه کردن استدعاکردن
entreats لابه کردن استدعاکردن
entreated لابه کردن استدعاکردن
entreat لابه کردن استدعاکردن
impetrate با عجز و لابه بدست اوردن
pleaded لابه کردن عرضحال دادن
plead لابه کردن عرضحال دادن
pleads لابه کردن عرضحال دادن
impetrate برای چیزی لابه واستغاثه کردن
obsecration دعا یا مناجاتی که با کلمه byیعنی بحف اغاز میگرد د لابه
green meat سبزی
green stuff سبزی
legume سبزی
greenery سبزی
veg سبزی
greenness سبزی
greenth سبزی
green jaundice سبزی
greenless بی سبزی
vegetable سبزی
viridity سبزی
greenstuff سبزی
virescence سبزی
verdancy حالت سبزی
vegetably بشکل سبزی
vegetably سبزی وار
pot herb سبزی پختنی
viridescence میل به سبزی
vegetable soup سوپ سبزی
greengrocer سبزی فروش
coster سبزی فروش
fawner سبزی پاک کن
wrack اشغال سبزی
obsequious سبزی پاک کن
greengrocers سبزی فروش
green vegetable سبزی خوراکی
greengrocery سبزی فروشی
virescence سبزی غیرعادی دربرگهای گل
buble and squeak قیمه با سبزی یا کلم
What vegetables do you have? چه سبزی هایی دارید؟
verdure تازگی سبزیجات سبزی
maket garden باغ سبزی کاری
vegetable diet خوراک سبزی دار
pickler پیازترشی سبزی ترشی
olla یکجور اش سبزی دار دراسپانی
minestrone سوپ غلیظ سبزی ولوبیاوماکارونی
costermonger سبزی فروش دوره گرد
garden stuff حاصل باغ :سبزی ومیوه
fawningly ازروی سبزی پاک کنی
olericulture سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
Cooked vegetables digest easily. سبزی پخته زود هضم است.
flatteringly متملقانه ازروی سبزی پاک کنی
borsch نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borscht نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
the greenish hue of blue حالتی از رنگ ابی که به سبزی بزند
gallows bird کسی که سرش بوی قرمه سبزی میدهد
green bice رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com