Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English
Persian
rotten teeth
دندانهای پوسیده یافاسد
Other Matches
overbite
پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
perversely
بطور هرزه یافاسد
bidentate
دو دندانهای
tridentate
سه دندانهای
trident
سه دندانهای
incisor teeth
دندانهای پیش
cut gears
دندانهای بریدن
deciduous teeth
دندانهای شیری
temporary teeth
دندانهای شیری
dog clutch
پیوست دندانهای
canine teeth
دندانهای نیش
molar teeth
دندانهای اسیا
mordant dye
رنگ دندانهای
saw tooth roof
بام دندانهای
frowzy
پوسیده
ruttish
پوسیده
trity
پوسیده
frowsy
پوسیده
carious
پوسیده
rotten
پوسیده
sarrated wire rope
طناب سیمی دندانهای
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
punks
چوب پوسیده
punk
چوب پوسیده
trity
بطور پوسیده
to be off
[British E]
پوسیده شدن
to be spoiled
پوسیده شدن
White regular teeth .
دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
rottenly
بطور پوسیده یا خراب
musty
بوی ناگرفته پوسیده
orthodontics
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontia
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
barbe
شال گردن یا روسری دندانهای ریز
spoil
پوسیده شدن لوس کردن
saprophyte
پوده زی خورنده مواد پوسیده
spoiled
پوسیده شدن لوس کردن
spoils
پوسیده شدن لوس کردن
spoiling
پوسیده شدن لوس کردن
saprophite
پوده زی خورنده مواد پوسیده
saprophagous
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
ruderal
روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
loam
خاک رس وشن که با گیاه پوسیده امیخته باشد
fox fire
نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
labyrinthodon
سنگواره یکی از جانوران دوزیست بزرگ که دندانهای پیچ درپیچ دارد
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com