English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
snakebite دوره بدشانسی
Other Matches
misfortune بدشانسی
mischances بدشانسی
mischance بدشانسی
misfortunes بدشانسی
whammy بدشانسی
ambsace بدشانسی
jinxes ادم که بدشانسی میاورد
jinx ادم که بدشانسی میاورد
contretemps بدشانسی گرفتگی حالت
That guy is a jinx. این آدم بدشانسی می آورد.
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
He seems jinxed. او [مرد] آدم بدشانسی است. [او (مرد) جادو شده.]
When it rains, it pours <idiom> بدشانسی وقتی که می آید پشت سر هم می آید. [ضرب المثل]
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
When it rains, it pours. <idiom> بدشانسی وقتی که می آید پشت سر هم می آید.
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
perimeter دوره
border دوره
bordering دوره
bordered دوره
coursed : دوره
pool دوره
perimeters دوره
course : دوره
stadiums دوره
stadium دوره
stadia دوره
cycle دوره
pools دوره
pooled دوره
rhythm دوره
rhythms دوره
era دوره
edge دوره
edges دوره
Ice Age دوره یخ
periodicity دوره
periphery دوره
peripheries دوره
contemporaries هم دوره
contemporary هم دوره
felloe دوره
one's d. دوره
felly دوره
rimless بی دوره
compass دوره
he has run his race دوره
eras دوره
phase دوره
courses : دوره
reviewal دوره
phases دوره
phased دوره
term دوره
termed دوره
terming دوره
instar دوره
outlined دوره
periods دوره
outline دوره
career دوره
outlines دوره
outlining دوره
session دوره
rim دوره
rims دوره
sessions دوره
epoch دوره
period دوره
epochs دوره
careered دوره
careering دوره
set دوره
careers دوره
cycled دوره
cycles دوره
circuit دوره
setting up دوره
to have ones fling دوره
circuits دوره
sets دوره
hucksterer دوره گرد
elimination heat دوره مقدماتی
perlim دوره مقدماتی
estrous cycle دوره فحلی
electoral legislative term دوره انتخابیه
duty factor دوره کار
duty cycle دوره کار
fiscal year دوره مالی
process دوره عمل
idle time دوره عطالت
idle period دوره استراحت
adolescence دوره جوانی
fiscal years دوره مالی
tournaments یک دوره مسابقه
financial period دوره مالی
guarantee period دوره ضمانت
grace period دوره مهلت
germinal period دوره نوجنینی
game cycle دوره بازی
flux linking a turn شاره دوره
fellyfelloe دوره درندگی
foreperiod پیش دوره
incunabula نخستین دوره
cycle time زمان دوره
house-party دوره خانگی
advance course دوره عالی
cheap jack دوره گرد
career دوره زندگی
advanced course دوره عالی
basic course دوره مقدماتی
careered دوره زندگی
careering دوره زندگی
caird دوره گرد
budget period دوره بودجه
careered دوره رسمی
blocking period دوره وقفه
action period دوره کنش
colportage دوره گردی
processes دوره عمل
critical period دوره شاخص
critical period دوره بحرانی
contract period دوره قرارداد
crier دوره گرد
career دوره رسمی
careers دوره رسمی
continous cycle دوره بی وقفه
house party دوره خانگی
careers دوره زندگی
conducting period دوره رسانایی
careering دوره رسمی
house-parties دوره خانگی
biennium دوره دوساله
induction period دوره انگیزش
short period دوره کوتاه
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
triennium دوره سه ساله
trimester دوره سه ماهه
trivium دوره نخستین
trochoid دوره گرد
to serve apprenticeship دوره شاگردی
to run over دوره کردن
tip circle دوره نوک
short term دوره کوتاه
tempering cycle دوره بازپخت
term of maintenance دوره نگاهداری
termtime دوره تصدی
termtime دوره تحصیلی
testing time دوره ازمون
the a of infancy دوره بچگی
the iron age دوره ستمگری
the iron age دوره بی رحمی
the rim of a wheel دوره چرخ
retrace interval دوره بازگشت
quarter [year] دوره سه ماهه
quarterly period دوره سه ماهه
three-month period دوره سه ماهه
on probation در دوره ازمایشی
occupancy cycle دوره سکونت
period/stretch/lapse of time دوره زمان
time period دوره زمان
period دوره زمان
time span دوره زمان
sexennium دوره شش ساله
infection period دوره نهفتگی
number of cycle تعداد دوره ها
oxidizing period دوره احیاء
oxidizing period دوره اکسیداسیون
payback period دوره بازپرداخت
payback period دوره برگشت
pedlary دوره گردی
pentad دوره پنجساله
period of delivery دوره تحویل
period of instrument دوره سنجه
neonatal period دوره نوزادی
melting period دوره ذوب
measuring period دوره سنجش
period of incubation دوره نهفتگی
inning یک دوره بازی
internship دوره انترنی
latency دوره کمون
latency period دوره نهفتگی
life cycle دوره زندگی
life cycle دوره عمر
limitation period دوره محدودیت
maintenance period دوره نگهداری
maintenance period دوره تعمیرات
period of office دوره تصدی
period of production دوره تولید
refersher course دوره توجیهی
refersher course دوره استثنایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com