Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
phase
دوره تحول وتغییر
phased
دوره تحول وتغییر
phases
دوره تحول وتغییر
Other Matches
solstitial
دارای دوره تحول کوتاه
commutate
هدایت وتغییر
fluctuant
دارای نوسان وتغییر
thermodynamics
علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
transition
تحول
solstice
تحول
vicissitude
تحول
transitions
تحول
upheavals
تحول
sublation
تحول
upheaval
تحول
mutation
تحول
mutations
تحول
solstitium
تحول
heat of transformation
گرمای تحول
turn-offs
نقطه تحول
computer revolution
تحول کامپیوتر
transformism
تحول گرایی
information revolution
تحول اطلاعات
mutations
تحول طغیان
turn-off
نقطه تحول
mutation
تحول طغیان
absorption transition
تحول جذب
transition time
زمان تحول
vicissitudinous
تحول پذیر
transition temperature
دمای تحول
turn off
نقطه تحول
isothermal process
تحول همدما
transmogrification
تغییر شکل تحول
landmark
نقطه تحول تاریخ
landmarks
نقطه تحول تاریخ
pseudomorphism
تحول بشکل کاذب
isothermal process
تحول در دمای ثابت
evolution
تحول تکامل تدریجی
upthrow
بطرف بالاانداختن تحول شدید
turning point
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
مرحله قاطع نقطه تحول
basic relay post
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
communication security custodian
مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
handover
تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
termed
دوره
term
دوره
reviewal
دوره
terming
دوره
compass
دوره
rimless
بی دوره
one's d.
دوره
contemporary
هم دوره
contemporaries
هم دوره
edge
دوره
periodicity
دوره
stadium
دوره
edges
دوره
epochs
دوره
perimeters
دوره
rhythm
دوره
cycles
دوره
rhythms
دوره
perimeter
دوره
stadiums
دوره
epoch
دوره
career
دوره
rims
دوره
rim
دوره
careered
دوره
careering
دوره
careers
دوره
stadia
دوره
eras
دوره
era
دوره
Ice Age
دوره یخ
periphery
دوره
peripheries
دوره
felloe
دوره
felly
دوره
he has run his race
دوره
phase
دوره
phased
دوره
cycled
دوره
cycle
دوره
phases
دوره
instar
دوره
border
دوره
periods
دوره
bordered
دوره
bordering
دوره
circuits
دوره
circuit
دوره
outline
دوره
set
دوره
to have ones fling
دوره
sets
دوره
setting up
دوره
outlined
دوره
session
دوره
outlining
دوره
pool
دوره
courses
: دوره
coursed
: دوره
outlines
دوره
course
: دوره
sessions
دوره
pooled
دوره
period
دوره
pools
دوره
duty factor
دوره کار
crier
دوره گرد
contract period
دوره قرارداد
continous cycle
دوره بی وقفه
electoral legislative term
دوره انتخابیه
time span
دوره زمان
colportage
دوره گردی
cheap jack
دوره گرد
house-party
دوره خانگی
career
دوره زندگی
period
دوره زمان
time period
دوره زمان
duty cycle
دوره کار
cycle time
زمان دوره
period/stretch/lapse of time
دوره زمان
critical period
دوره شاخص
advance course
دوره عالی
house-parties
دوره خانگی
critical period
دوره بحرانی
conducting period
دوره رسانایی
caird
دوره گرد
career
دوره رسمی
three-month period
دوره سه ماهه
careers
دوره زندگی
on probation
در دوره ازمایشی
careers
دوره رسمی
fiscal year
دوره مالی
fiscal years
دوره مالی
careering
دوره زندگی
processes
دوره عمل
process
دوره عمل
rest period
دوره استراحت
careering
دوره رسمی
quarterly period
دوره سه ماهه
budget period
دوره بودجه
blocking period
دوره وقفه
biennium
دوره دوساله
basic course
دوره مقدماتی
careered
دوره زندگی
advanced course
دوره عالی
occupancy cycle
دوره سکونت
quarter
[year]
دوره سه ماهه
careered
دوره رسمی
action period
دوره کنش
adolescence
دوره جوانی
elimination heat
دوره مقدماتی
number of cycle
تعداد دوره ها
period of production
دوره تولید
period of roll
دوره تناوب
period of vibratio
دوره ارتعاش
termtime
دوره تصدی
term of maintenance
دوره نگاهداری
tempering cycle
دوره بازپخت
pliocene
دوره پلیوسن
practice period
دوره تمرین
preparatory interval
دوره امادگی
period of office
دوره تصدی
period of instrument
دوره سنجه
termtime
دوره تحصیلی
oxidizing period
دوره احیاء
oxidizing period
دوره اکسیداسیون
payback period
دوره بازپرداخت
payback period
دوره برگشت
pedlary
دوره گردی
pentad
دوره پنجساله
period of delivery
دوره تحویل
probationary period
دوره ازمایشی
procurement cycle
دوره خرید
recurrence interval
دوره تناوب
return perion
دوره تناوب
refersher course
دوره توجیهی
refersher course
دوره استثنایی
refractory period
دوره بی پاسخی
refreshing course
دوره بازاموزی
retrace time
دوره بازگشت
retrace period
دوره بازگشت
retrace interval
دوره بازگشت
quadrentnium
دوره چهارساله
quadrennium
دوره چهارساله
production period
دوره تولید
snakebite
دوره بدشانسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com