English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
space دوره درفضا جا دادن
spaces دوره درفضا جا دادن
Other Matches
aeroballistics فن پرتاب گلوله یا موشک درفضا
contact ion engine موتوری برای ایجاد تراست درفضا
to give a suspended sentence [British E] حکم دوره تعلیق مجازات دادن
campaing شرکت دادن اسب در یک دوره مسابقه
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
consented اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
perimeter دوره
Ice Age دوره یخ
perimeters دوره
rhythms دوره
rhythm دوره
courses : دوره
coursed : دوره
outline دوره
outlined دوره
outlines دوره
outlining دوره
sessions دوره
session دوره
cycles دوره
course : دوره
periods دوره
terming دوره
peripheries دوره
cycle دوره
instar دوره
termed دوره
cycled دوره
reviewal دوره
edges دوره
term دوره
edge دوره
era دوره
eras دوره
periphery دوره
stadiums دوره
epoch دوره
bordering دوره
one's d. دوره
careering دوره
felly دوره
felloe دوره
careers دوره
contemporary هم دوره
contemporaries هم دوره
set دوره
sets دوره
periodicity دوره
careered دوره
phases دوره
rims دوره
epochs دوره
rim دوره
rimless بی دوره
compass دوره
he has run his race دوره
to have ones fling دوره
phase دوره
career دوره
phased دوره
circuits دوره
period دوره
border دوره
pools دوره
bordered دوره
pool دوره
pooled دوره
circuit دوره
stadium دوره
setting up دوره
stadia دوره
periods دوره تناوبی
conducting period دوره رسانایی
continous cycle دوره بی وقفه
foreperiod پیش دوره
encompass دوره کردن
stretches خط ممتد دوره
germinal period دوره نوجنینی
meeting یک دوره مسابقه
to run over دوره کردن
stretched خط ممتد دوره
game cycle دوره بازی
encompassed دوره کردن
meetings یک دوره مسابقه
encompasses دوره کردن
encompassing دوره کردن
stretch خط ممتد دوره
flux linking a turn شاره دوره
contract period دوره قرارداد
electoral legislative term دوره انتخابیه
duty factor دوره کار
duty cycle دوره کار
period دوره تناوب
trochoid دوره گرد
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
triennium دوره سه ساله
trimester دوره سه ماهه
trivium دوره نخستین
elimination heat دوره مقدماتی
perlim دوره مقدماتی
cycle time زمان دوره
financial period دوره مالی
fellyfelloe دوره درندگی
crier دوره گرد
critical period دوره بحرانی
idle period دوره استراحت
critical period دوره شاخص
periods دوره تناوب
estrous cycle دوره فحلی
hucksterer دوره گرد
rimmed دوره دار
to serve apprenticeship دوره شاگردی
period دوره تناوبی
itinerant دوره گرد
review دوره کردن
period/stretch/lapse of time دوره زمان
time period دوره زمان
period دوره زمان
time span دوره زمان
slumps دوره رخوت
slumping دوره رخوت
set دوره مجموعه
sets دوره مجموعه
adolescence دوره جوانی
reviewed دوره کردن
reviewing دوره کردن
reviews دوره کردن
tyros دوره چرخ
tyres دوره چرخ
tyre دوره چرخ
careering دوره زندگی
peripheral دوره امادگی
series یک دوره مسابقه
slumped دوره رخوت
slump دوره رخوت
cooling-off period دوره ملایمت
cooling off period دوره ملایمت
curricula دوره تحصیلات
house-party دوره خانگی
house-parties دوره خانگی
house party دوره خانگی
lifetimes دوره زندگی
lifetime دوره زندگی
tournament یک دوره مسابقه
cooling-off periods دوره ملایمت
convalescence دوره نقاهت
probation دوره ازمایشی
fiscal years دوره مالی
fiscal year دوره مالی
careers دوره رسمی
careers دوره زندگی
careering دوره رسمی
careered دوره رسمی
careered دوره زندگی
career دوره رسمی
career دوره زندگی
tournaments یک دوره مسابقه
heat دوره فحل
strolling دوره گرد
term دوره انتصاب
basic course دوره مقدماتی
advanced course دوره عالی
advance course دوره عالی
action period دوره کنش
pedlars دوره گرد
pedlar دوره گرد
termed دوره انتصاب
terming دوره انتصاب
biennium دوره دوساله
colportage دوره گردی
cheap jack دوره گرد
tour یک دوره مسابقه
toured یک دوره مسابقه
touring یک دوره مسابقه
tours یک دوره مسابقه
caird دوره گرد
budget period دوره بودجه
blocking period دوره وقفه
processes دوره عمل
process دوره عمل
quarter [year] دوره سه ماهه
quarterly period دوره سه ماهه
three-month period دوره سه ماهه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com