English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
biennium دوره دوساله
Other Matches
biennials دوساله
biennial دوساله
biennials درخت دوساله
biennial درخت دوساله
baby اسب دوساله
babies اسب دوساله
stirk گاو نر دوساله
bidental گیاه دوساله
these two years این دوساله
juveniles اسب دوساله مسابقه
juvenile اسب دوساله مسابقه
smolt شاه ماهی دوساله
bidental دوسال یکبار رخ دهنده دوساله
pricket گوزن راست شاخ نر دوساله
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
rhythm دوره
stadiums دوره
careers دوره
perimeters دوره
phased دوره
set دوره
course : دوره
sets دوره
rhythms دوره
perimeter دوره
phases دوره
bordered دوره
bordering دوره
border دوره
reviewal دوره
stadia دوره
pool دوره
pooled دوره
pools دوره
stadium دوره
setting up دوره
coursed : دوره
phase دوره
edge دوره
edges دوره
one's d. دوره
contemporaries هم دوره
contemporary هم دوره
felloe دوره
felly دوره
instar دوره
rimless بی دوره
compass دوره
terming دوره
courses : دوره
eras دوره
era دوره
Ice Age دوره یخ
periphery دوره
peripheries دوره
periodicity دوره
term دوره
termed دوره
he has run his race دوره
period دوره
rim دوره
rims دوره
epoch دوره
circuit دوره
epochs دوره
circuits دوره
periods دوره
outline دوره
cycles دوره
sessions دوره
to have ones fling دوره
outlines دوره
careered دوره
outlining دوره
cycle دوره
outlined دوره
careering دوره
cycled دوره
career دوره
session دوره
crier دوره گرد
guarantee period دوره ضمانت
estrous cycle دوره فحلی
cycle time زمان دوره
grace period دوره مهلت
germinal period دوره نوجنینی
critical period دوره بحرانی
critical period دوره شاخص
fellyfelloe دوره درندگی
financial period دوره مالی
duty factor دوره کار
duty cycle دوره کار
game cycle دوره بازی
electoral legislative term دوره انتخابیه
elimination heat دوره مقدماتی
flux linking a turn شاره دوره
foreperiod پیش دوره
perlim دوره مقدماتی
contract period دوره قرارداد
continous cycle دوره بی وقفه
career دوره زندگی
careers دوره زندگی
career دوره رسمی
careered دوره زندگی
processes دوره عمل
process دوره عمل
adolescence دوره جوانی
fiscal years دوره مالی
fiscal year دوره مالی
careers دوره رسمی
careered دوره رسمی
careering دوره زندگی
house-party دوره خانگی
house-parties دوره خانگی
action period دوره کنش
conducting period دوره رسانایی
colportage دوره گردی
cheap jack دوره گرد
caird دوره گرد
budget period دوره بودجه
tournament یک دوره مسابقه
blocking period دوره وقفه
tournaments یک دوره مسابقه
house party دوره خانگی
basic course دوره مقدماتی
advanced course دوره عالی
advance course دوره عالی
careering دوره رسمی
retrace period دوره بازگشت
the a of infancy دوره بچگی
the iron age دوره ستمگری
the iron age دوره بی رحمی
the rim of a wheel دوره چرخ
tip circle دوره نوک
to run over دوره کردن
to serve apprenticeship دوره شاگردی
transition period دوره گذار
transition period دوره انتقال
triennium دوره سه ساله
trimester دوره سه ماهه
testing time دوره ازمون
termtime دوره تحصیلی
retrace time دوره بازگشت
return interval دوره بازگشت
schooltime دوره تحصیلی
senescence دوره سالخوردگی
sexennium دوره شش ساله
short period دوره کوتاه
short term دوره کوتاه
snakebite دوره بدشانسی
tempering cycle دوره بازپخت
term of maintenance دوره نگاهداری
termtime دوره تصدی
trivium دوره نخستین
trochoid دوره گرد
quarter [year] دوره سه ماهه
quarterly period دوره سه ماهه
three-month period دوره سه ماهه
on probation در دوره ازمایشی
period/stretch/lapse of time دوره زمان
time period دوره زمان
period دوره زمان
time span دوره زمان
occupancy cycle دوره سکونت
hucksterer دوره گرد
magnetic cycle دوره مغناطیسی
maintenance period دوره نگهداری
maintenance period دوره تعمیرات
measuring period دوره سنجش
melting period دوره ذوب
neonatal period دوره نوزادی
number of cycle تعداد دوره ها
oxidizing period دوره احیاء
oxidizing period دوره اکسیداسیون
payback period دوره بازپرداخت
limitation period دوره محدودیت
life cycle دوره عمر
idle period دوره استراحت
idle time دوره عطالت
incunabula نخستین دوره
induction period دوره انگیزش
infection period دوره نهفتگی
period of incubation دوره نهفتگی
inning یک دوره بازی
internship دوره انترنی
latency دوره کمون
latency period دوره نهفتگی
life cycle دوره زندگی
payback period دوره برگشت
pedlary دوره گردی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com