Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (23 milliseconds)
English
Persian
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
Other Matches
cooling-off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
I am here for a language course
من برای برای یک دوره زبان به اینجا آمدم.
for a language course
برای یک دوره زبان
pacific
مسالمت امیز
peaceful
مسالمت امیز
in the short term
<adv.>
برای دوره کوتاه مدت
irenic
مسالمت امیز صلح جو
peaceful coexistance
همزیستی مسالمت امیز
peaceful adjustment of disputes
تصفیه مسالمت امیز
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
pacific settlement
حل مسئلهای از طرق مسالمت امیز
to enrol
[oneself]
for a course
خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
machine
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machines
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
machined
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
pacific settlement
تسویه نزاع یا مسئلهای به صورت مسالمت امیز
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
sergeanty
انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
reprisal
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisals
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover.
برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
dead
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
You need to take care to differentiate between facts and opinions
[ differentiate facts from opinions]
.
شماها باید به فرق بین حقایق و نظرات توجه بکنید
[حقایق را از نظرات تشخیص بدهید]
.
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
setting up
دوره
to have ones fling
دوره
contemporaries
هم دوره
sets
دوره
contemporary
هم دوره
cycled
دوره
Ice Age
دوره یخ
eras
دوره
cycles
دوره
era
دوره
period
دوره
phase
دوره
sessions
دوره
phased
دوره
phases
دوره
instar
دوره
term
دوره
rims
دوره
termed
دوره
session
دوره
felloe
دوره
felly
دوره
set
دوره
cycle
دوره
periods
دوره
periodicity
دوره
compass
دوره
outlining
دوره
perimeters
دوره
perimeter
دوره
epoch
دوره
pools
دوره
epochs
دوره
coursed
: دوره
course
: دوره
pooled
دوره
pool
دوره
edges
دوره
outlines
دوره
outlined
دوره
outline
دوره
careered
دوره
careering
دوره
careers
دوره
terming
دوره
rim
دوره
career
دوره
rhythms
دوره
rhythm
دوره
circuit
دوره
circuits
دوره
edge
دوره
periphery
دوره
stadiums
دوره
he has run his race
دوره
stadium
دوره
reviewal
دوره
bordered
دوره
stadia
دوره
border
دوره
one's d.
دوره
rimless
بی دوره
courses
: دوره
bordering
دوره
peripheries
دوره
periods
دوره تناوب
period of vibratio
دوره ارتعاش
period
دوره تناوب
huckster
دوره گرد
meetings
یک دوره مسابقه
sexennium
دوره شش ساله
grace period
دوره مهلت
internship
دوره انترنی
termed
دوره انتصاب
recurrence interval
دوره تناوب
basic course
دوره مقدماتی
periods
دوره تناوبی
rest period
دوره استراحت
hucksters
دوره گرد
course
دوره مسیرتیراندازی
return perion
دوره تناوب
transition period
دوره انتقال
refersher course
دوره توجیهی
pliocene
دوره پلیوسن
courses
دوره مسیرتیراندازی
period
دوره تناوبی
trimester
دوره سه ماهه
stretched
خط ممتد دوره
stretch
خط ممتد دوره
slumping
دوره رخوت
slumps
دوره رخوت
refractory period
دوره بی پاسخی
tournaments
یک دوره مسابقه
guarantee period
دوره ضمانت
triennium
دوره سه ساله
stretches
خط ممتد دوره
trochoid
دوره گرد
terming
دوره انتصاب
retrace interval
دوره بازگشت
refreshing course
دوره بازاموزی
coursed
دوره مسیرتیراندازی
transition period
دوره گذار
refersher course
دوره استثنایی
slumped
دوره رخوت
trivium
دوره نخستین
cycle
دوره گردش
tournament
یک دوره مسابقه
to serve apprenticeship
دوره شاگردی
quarterly period
دوره سه ماهه
three-month period
دوره سه ماهه
foreperiod
پیش دوره
setting up
دوره مجموعه
retrace time
دوره بازگشت
convalescence
دوره نقاهت
strolling
دوره گرد
probation
دوره ازمایشی
schooltime
دوره تحصیلی
on probation
در دوره ازمایشی
quarter
[year]
دوره سه ماهه
return interval
دوره بازگشت
cooling off period
دوره ملایمت
game cycle
دوره بازی
advanced course
دوره عالی
advance course
دوره عالی
process
دوره عمل
cooling-off period
دوره ملایمت
processes
دوره عمل
to run over
دوره کردن
cooling-off periods
دوره ملایمت
life cycle
دوره زندگی
life cycle
دوره عمر
retrace period
دوره بازگشت
curricula
دوره تحصیلات
rimmed
دوره دار
hucksterer
دوره گرد
touring
یک دوره مسابقه
latency period
دوره نهفتگی
age
دوره عصر.
fellyfelloe
دوره درندگی
toured
یک دوره مسابقه
time span
دوره زمان
tour
یک دوره مسابقه
latency
دوره کمون
practice period
دوره تمرین
senescence
دوره سالخوردگی
itinerant
دوره گرد
slump
دوره رخوت
lifetimes
دوره زندگی
lifetime
دوره زندگی
tours
یک دوره مسابقه
revolutions
یک دوره کامل
germinal period
دوره نوجنینی
action period
دوره کنش
flux linking a turn
شاره دوره
revolution
یک دوره کامل
cycles
دوره گردش
cycled
دوره گردش
financial period
دوره مالی
retention period
دوره ابقا
ages
دوره عصر.
limitation period
دوره محدودیت
meeting
یک دوره مسابقه
maintenance period
دوره تعمیرات
testing time
دوره ازمون
oxidizing period
دوره احیاء
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com