English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
gutter man دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
Other Matches
stale پر زور وکهنه
fogies ادم عقب مانده وکهنه پرست
fogeys ادم عقب مانده وکهنه پرست
fogy ادم عقب مانده وکهنه پرست
fogey ادم عقب مانده وکهنه پرست
New and used cars are sold here . انواع اتوموبیل های نو وکهنه بفروش می رسد
pirates شخصی که چیزی را کپی میکند و می فروشد
pirating شخصی که چیزی را کپی میکند و می فروشد
pirate شخصی که چیزی را کپی میکند و می فروشد
pirated شخصی که چیزی را کپی میکند و می فروشد
luncheonettes رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
booker کسی که برای مسافرین جا رزرو میکندوبلیط می فروشد
luncheonette رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
middleman کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
middlemen کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
inflammable substances چیزهای اتشگیر
incidentals چیزهای کوچک
inanimate objects چیزهای بیجان
munch چیزهای جویدنی
munched چیزهای جویدنی
munches چیزهای جویدنی
post matter چیزهای پستی
munching چیزهای جویدنی
bygone چیزهای گذشته
trivia چیزهای بی اهمیت
oddment چیزهای متفرقه
the sublime چیزهای بلندوعالی
the inevitable چیزهای عادی
by gone چیزهای گذشته
valuables چیزهای بهادار
gaudery چیزهای کم بها
scatterings چیزهای پراکنده
cates چیزهای لذیذ
inflammables چیزهای اتشگیر
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
available amount مقدار [چیزهای] در دسترس
paleology دانش چیزهای کهنه
impediments چیزهای دست و پاگیر
microtomy بریدن چیزهای ریز
Well what do you know!Well i never! بحق چیزهای نشنیده !
impediment چیزهای دست و پاگیر
coconsciousness ادراک چیزهای یکسان
coconscious ادراک چیزهای یکسان
inter alia میان چیزهای دیگر
to compare oppsites چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
appurtenence اسباب چیزهای وابسته
among other things میان چیزهای دیگر
among others میان چیزهای دیگر
impedimenta چیزهای دست و پا گیر
cheapest ارزان
hand-me-downs ارزان
cheap ارزان
penny a line ارزان
cut rate ارزان
cheaper ارزان
inexpensive ارزان
inexpensively ارزان
jitney ارزان
hand-me-down ارزان
hand me down ارزان
microcomputer ارزان
low priced ارزان
micro ارزان
micros ارزان
microphotography عکس برداری از چیزهای خرد
interposition چیزی که در میان چیزهای دیگرگذارند
byes چیزهای کناری یاثانوی فرعی
bye چیزهای کناری یاثانوی فرعی
pretty pretties چیزهای قشنگ و نادان فریب
plexus چیزهای درهم پیچیده پیچیدگی
to i. on particulars به چیزهای جزئی اهمیت دادن
to compare apples and oranges <idiom> چیزهای کاملا گوناگون را با هم برابرکردن
gimceackery چیزهای قشنگ وبی مصرف
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
easy money پول ارزان
undersell ارزان تر فروختن
red eye ویسکی ارزان
to sell off ارزان فروختن
to look down ارزان شدن
to pull down ارزان کردن
off season ارزان تر از معمول
grotty ارزان و کثیف
doss-houses مسافرخانهی ارزان
doss-house مسافرخانهی ارزان
gimcrack بازیچه ارزان
look down ارزان شدن
bargain خرید ارزان
flivver اتومبیل ارزان
gasper سیگارت ارزان
penny gaff نمایشگاه ارزان
cheap labor کار ارزان
cheapskate ادم ارزان خر
cheap money پول ارزان
dirt cheap بسیار ارزان
brummagem پست ارزان
jerry-built ارزان بناشده
jerry built ارزان بناشده
She is fond of sweet things. از چیزهای شیرین ( شیرینی ) خوشش می آید
irrespectively بدون ملاحظه چیزهای دیگر مستقلا
luff قلاب مخصوص بلندکردن چیزهای سنگین
scrape together <idiom> پول یا چیزهای دیگر جمع کردن
other things being equal اگر برای چیزهای دیگر نباشد
see things <idiom> چیزهای غیر واقعی راتصور کردن
supemundane بالاتراز چیزهای وابسته به این جهان
hand me down لباس ارزان ودوخته
gaff تفریحگاه ارزان پیرمردپرحرف
gladstone نوعی شراب ارزان
woodbine سیگار برگ ارزان
woodbind سیگار برگ ارزان
hand-me-downs لباس ارزان ودوخته
flophouse اطاق ارزان قیمت
penny a line ارزان نویس بی مایه
flophouses اطاق ارزان قیمت
hand-me-down لباس ارزان ودوخته
drainer خشک اندازنده فرفی که اب چیزهای دیگرراخشک میاندازد
bathos تنزل از مطالب عالی به چیزهای پیش پا افتاده
intercurrent مداخله کننده درمیان چیزهای دیگر رخ دهنده
litter تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
littered تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
littering تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
litters تخته پهن چیزهای غیر ضروری برانکارد
forklift ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
barrelhouse میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
bargaining قرارداد معامله خرید ارزان
cheap labor نیروی کار ارزان قیمت
bargains قرارداد معامله خرید ارزان
gallery جای ارزان اطاق نقاشی
five and ten مغازه اجناس ارزان قیمت
bargained قرارداد معامله خرید ارزان
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
cheapen ارزان شدن تحقیر کردن
skid row محله مشروب فروشهای ارزان
cheapening ارزان شدن تحقیر کردن
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
bargain قرارداد معامله خرید ارزان
cheapens ارزان شدن تحقیر کردن
penny barber دلاک ارزان یا دینار گیر
galleries جای ارزان اطاق نقاشی
cheapened ارزان شدن تحقیر کردن
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
calico پارچههای پنبهای ارزان قیمت
It is dirt cheap . It is a give - away . مفت است ( بی نهایت ارزان )
good deal <idiom> قیمت ارزان باکیفیتی بالا
penny-wise and pound-foolish <idiom> توجه به چیزی کوچک وکم توجهای به چیزهای با اهمیت
papier یکجور مقوای سخت که چسب و گل رس و چیزهای دیگربخمیران میزنند
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
sell off ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
nympholepsy جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
object lesson درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
object method of teaching شیوه امزش بانشان دادن چیزهای موضوع درس یاتصویرانها
object lessons درسی که با نشان دادن چیزهای موضوع درس توام میشود
leading articles کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading article کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
honky tonk محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
bargain hunter کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
datacom امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
koalapad صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
matelote یکجور خوراک ماهی که باشراب و پیاز و چیزهای دیگر درست می کنند
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
presentationism عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
flea markets بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
jumble shop دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
blue chip personal computer IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
aniline رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
fryer سرخ کننده چیزهای سرخ کردنی
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
pc file iii یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
bit map ارایهای از بیت ها که وضعیت خاموش یا روشن بودن انها در ارتباط با ارایهای از چیزهای دیگر است نقشه بیت
to give way خراب شدن ارزان شدن
fall ارزان شدن مرتد شدن
one's d. دوره
sets دوره
setting up دوره
set دوره
phases دوره
cycled دوره
cycle دوره
cycles دوره
rims دوره
outline دوره
rhythms دوره
rhythm دوره
perimeters دوره
perimeter دوره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com