English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (21 milliseconds)
English Persian
hawk دوره گردی کردن
hawked دوره گردی کردن
hawks دوره گردی کردن
hobo دوره گردی کردن
hoboes دوره گردی کردن
hobos دوره گردی کردن
peddle دوره گردی کردن
peddled دوره گردی کردن
peddles دوره گردی کردن
packman دوره گردی کردن
Search result with all words
cadge اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging اخاذی کردن دوره گردی کردن
Other Matches
pedlary دوره گردی
colportage دوره گردی
cadging گدایی دوره گردی
cadge گدایی دوره گردی
cadged گدایی دوره گردی
cadges گدایی دوره گردی
rhapsode دوره گردی که اشعار رزمی
door to door selling فروش کالا بصورت دوره گردی
to poke a bout ول گردی کردن
pub crawl میخانه گردی کردن
traipse هرزه گردی کردن
traipsed هرزه گردی کردن
pub crawls میخانه گردی کردن
traipses هرزه گردی کردن
traipsing هرزه گردی کردن
shopped مغازه گردی کردن دکه
shop مغازه گردی کردن دکه
shops مغازه گردی کردن دکه
gad با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
interregna فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
knobbiness گردی
heroism گردی
rotundily گردی
cylinderisity گردی
levorotation چپ گردی
farinose گردی
roundness گردی
globularity گردی
round گردی
roundest گردی
rondure گردی
encompassing دوره کردن
to run over دوره کردن
encompasses دوره کردن
reviewed دوره کردن
review دوره کردن
reviews دوره کردن
reviewing دوره کردن
encompass دوره کردن
encompassed دوره کردن
powderiness خاصیت گردی
hole circle گردی سوراخ
gas lubrication روغنکاری گردی
cylinderisity دقت گردی
cavetto ربع گردی
mountaineering کوه گردی
roundness نسبت گردی
What are you looking for ? دنبال چی؟ می گردی ؟
top radius گردی سر دنده
somnambulism خواب گردی
coal dust firing اشتعال گردی
sleep walking خوابیده گردی
powder metallurgy متالورژی گردی
somnambulation خواب گردی
pub crawl میخانه گردی
pub crawls میخانه گردی
rims دوره دار کردن
rim دوره دار کردن
to i. aroom with a powder گردی درخانه پاشیدن
peregrination جهان گردی دربدری
peregrinations جهان گردی دربدری
pulverulent ازهم پاشنده گردی
dry galvanizing اب روی دادن گردی
to undergo training در یک دوره آموزشی شرکت کردن
review تجدید نظر دوره کردن
to serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
reviewing تجدید نظر دوره کردن
recapitulated رئوس مطالب را دوره کردن
reviewed تجدید نظر دوره کردن
recapitulate رئوس مطالب را دوره کردن
reviews تجدید نظر دوره کردن
recapitulating رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulates رئوس مطالب را دوره کردن
bezant پولک گردی که معمولا از طلااست
to enrol [oneself] for a course خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
colporteur کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
console کنسول [نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
serve a sentence به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
bordering دوره
circuit دوره
compass دوره
setting up دوره
to have ones fling دوره
periphery دوره
peripheries دوره
periodicity دوره
rimless بی دوره
terming دوره
set دوره
sets دوره
contemporaries هم دوره
border دوره
bordered دوره
felly دوره
outlining دوره
reviewal دوره
course : دوره
coursed : دوره
edges دوره
he has run his race دوره
edge دوره
careers دوره
careering دوره
careered دوره
career دوره
instar دوره
stadiums دوره
stadium دوره
felloe دوره
term دوره
outlines دوره
pool دوره
sessions دوره
session دوره
pooled دوره
pools دوره
epoch دوره
epochs دوره
termed دوره
outline دوره
outlined دوره
courses : دوره
stadia دوره
contemporary هم دوره
cycles دوره
circuits دوره
eras دوره
era دوره
cycle دوره
phase دوره
cycled دوره
one's d. دوره
period دوره
phases دوره
phased دوره
rim دوره
Ice Age دوره یخ
rims دوره
rhythms دوره
rhythm دوره
perimeters دوره
perimeter دوره
periods دوره
procurement cycle دوره خرید
house party دوره خانگی
blocking period دوره وقفه
inning یک دوره بازی
production period دوره تولید
age دوره عصر.
infection period دوره نهفتگی
house-parties دوره خانگی
cycle دوره گردش
quadrennium دوره چهارساله
tournament یک دوره مسابقه
incunabula نخستین دوره
tournaments یک دوره مسابقه
induction period دوره انگیزش
pedlars دوره گرد
pedlar دوره گرد
puerperium دوره نفاس
on probation در دوره ازمایشی
sexennium دوره شش ساله
house-party دوره خانگی
hucksterer دوره گرد
biennium دوره دوساله
idle period دوره استراحت
idle time دوره عطالت
quadrentnium دوره چهارساله
period of incubation دوره نهفتگی
strolling دوره گرد
advanced course دوره عالی
tip circle دوره نوک
the rim of a wheel دوره چرخ
termed دوره انتصاب
the iron age دوره بی رحمی
the iron age دوره ستمگری
the a of infancy دوره بچگی
testing time دوره ازمون
terming دوره انتصاب
advance course دوره عالی
pliocene دوره پلیوسن
tours یک دوره مسابقه
internship دوره انترنی
touring یک دوره مسابقه
toured یک دوره مسابقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com