Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (7 milliseconds)
English
Persian
take liberties
<idiom>
دوستانه رفتارکردن
Other Matches
chats
دوستانه حرف زدن سخن دوستانه
chat
دوستانه حرف زدن سخن دوستانه
chatted
دوستانه حرف زدن سخن دوستانه
chatting
دوستانه حرف زدن سخن دوستانه
behave
رفتارکردن
behaved
رفتارکردن
behaving
رفتارکردن
behaves
رفتارکردن
behaving
درست رفتارکردن
dolts
احمقانه رفتارکردن
behave
درست رفتارکردن
behaves
درست رفتارکردن
acted
رفتارکردن اثرکردن
act
رفتارکردن اثرکردن
dolt
احمقانه رفتارکردن
behaved
درست رفتارکردن
egotize
خودپرستانه رفتارکردن
to play the fool
احمقانه رفتارکردن
to do by
رفتارکردن نسبت به
to behave toward
رفتارکردن نسبت به
to behave oneself
درست رفتارکردن
to be down up
بسختی رفتارکردن با
to queen it
ملکه وار رفتارکردن
take after
<idiom>
مثل دیگران رفتارکردن
pigs
مثل خوک رفتارکردن
pig
مثل خوک رفتارکردن
come into one's own
<idiom>
به خاطر شرایط خوب رفتارکردن
slam bang
بی ادبانه وبا خشونت رفتارکردن
to play the game
رعایت قانون راکردن باشرافت رفتارکردن
lord it over
<idiom>
رئیس بازی درآوردن ،به صورت رئیسبودن ، رفتارکردن
amicably
دوستانه
fraternal
دوستانه
amicable
دوستانه
cosh
دوستانه
coshes
دوستانه
coshing
دوستانه
matey
دوستانه
friendlier
دوستانه
friendlies
دوستانه
friendliest
دوستانه
friendly
دوستانه
friendlily
دوستانه
coshed
دوستانه
sociable
دوستانه
blithe
دوستانه
neighbourly
دوستانه
kite
برات دوستانه
accommodation acceptance
برات دوستانه
folksy
دوستانه خودمانی
friendly
مسابقه دوستانه
friendliest
مسابقه دوستانه
admonition
سرزنش دوستانه
accommodation bill
برات دوستانه
accommodation bill
سفته دوستانه
amicable settlement
تسویه دوستانه
concordat
توافق دوستانه
gentelmen's agreement
موافقتنامه دوستانه
nattered
صحبت دوستانه
natter
صحبت دوستانه
humanitarian
نوع دوستانه
humanitarian
بشر دوستانه
friendlies
مسابقه دوستانه
nattering
صحبت دوستانه
chilly
<adj.>
غیر دوستانه
hobnobbing
دوستانه خودمانی
admonitions
سرزنش دوستانه
hobnobbed
دوستانه خودمانی
kites
برات دوستانه
hobnob
دوستانه خودمانی
out of one's shell
<idiom>
گفتگو دوستانه
unfriendly
غیر دوستانه
sporting
تفریح دوستانه
natters
صحبت دوستانه
friendlier
مسابقه دوستانه
hobnobs
دوستانه خودمانی
unfriendly act
عمل غیر دوستانه
symposium
مجلس مذاکره دوستانه
symposia
مجلس مذاکره دوستانه
warm up
<idiom>
دوستانه برخورد کردن
symposiums
مجلس مذاکره دوستانه
expostulating
سرزنش دوستانه کردن
expostulated
سرزنش دوستانه کردن
hobnobs
صحبت دوستانه کردن
expostulates
سرزنش دوستانه کردن
expostulate
سرزنش دوستانه کردن
hobnobbed
صحبت دوستانه کردن
hobnob
صحبت دوستانه کردن
hobnobbing
صحبت دوستانه کردن
to reach an amicable settlement
دستیافتن به حل و فصل دوستانه
[حقوق]
green PC
رایانه زیست بوم دوستانه
kaffeeklatsch
صحبت دوستانه یامذاکرات غیررسمی
dealing
مکاتبات و ارتباط دوستانه یا بازرگانی
to jump up at somebody
به کسی پریدن
[مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
philanthropic feelings
احساسات بشر دوستانه و نوع پرستانه
bunting
پارچه سست بافت پرچمی خطابی دوستانه
to e. with person on a thing
کسی را دوستانه برای چیزی سرزنش کردن
visit of courtesy
بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
befriends
دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriend
دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriending
دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
befriended
دوستانه رفتار کردن همراهی کردن با
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com