Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English
Persian
orienteer
دونده دو صحرانوردی
Other Matches
cross-country
دو صحرانوردی
langlauf
اسکی صحرانوردی
cross county
اسکی صحرانوردی
biathlon
اسکی صحرانوردی با اسلحه
harrier
عضو تیم دو صحرانوردی
runny
دونده
runners
دونده
cursorial
دونده
runner
دونده
Runner
دونده
distance runner
دونده استقامت
hurdler
دونده دو با مانع
marathoner
دونده دو ماراتون
dashman
دونده سرعت
lanes
مسیر هر دونده
lane
مسیر هر دونده
tie up
بریدن دونده
distance man
دونده استقامت
road racer
دونده ماراتون
front runner
دونده پیشتاز
front-runner
دونده پیشتاز
front-runners
دونده پیشتاز
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
serpiginous
دونده جابجا شونده
on deck
دونده منتظر نوبت
miler
دونده دو 0051 متر
metric miler
دونده دو 0051 متر
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
gressorial
وابسته به حشرات دونده
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
sprinter
دونده دوهای سرعت
sprinters
دونده دوهای سرعت
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
steeplechaser
دونده 003 متر با مانع
intermediate hurdler
دونده دو 004 متر با مانع
take off
بلند شدن دونده از زمین
takeoffs
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
takeoff
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
flag
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
flags
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
diagonal
اسکی تورینگ و اسکی صحرانوردی
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
block the plate
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com