English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (6 milliseconds)
English Persian
athlete دو و میدانی کار
athletes دو و میدانی کار
trackman دو و میدانی کار
Search result with all words
free ترخیص کردن میدانی
freed ترخیص کردن میدانی
freeing ترخیص کردن میدانی
frees ترخیص کردن میدانی
field event ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
field events ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
athletics دو و میدانی
track زمین بازیهای میدانی
track پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracked زمین بازیهای میدانی
tracked پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracks زمین بازیهای میدانی
tracks پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
battle clout نوعی تیراندازی میدانی ازفاصله 002 متری
cross country درسرتاسرمزرعه ورزشهای میدانی وصحرایی
deathlete شرکت کننده در مسابقه دهگانه دو و میدانی
field dependence وابستگی میدانی
field effect با تاثیر میدانی
field emission صدور میدانی
field force نیروی میدانی
field games بازیهای میدانی
field strcture ساخت میدانی
field study بررسی میدانی
field theory نظریه میدانی
field work پژوهش میدانی
field worker پژوهشگر میدانی
free field format در قالب ازاد میدانی
high field emission arc قوس میدانی
langlauf مسابقه اسکی میدانی
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
mosfet ترانزیستور میدانی سریع و قوی ساخته شده با روش MOS
pentathlete شرکت کننده در مسابقه پنجگانه دو و میدانی
track and field وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
track and field دو و میدانی
triangular meet مسابقه دو و میدانی بین سه تیم
streetwise چاله میدانی
Do you know who you are dealing with? میدانی با کی طرفی ؟
Track and field events . مسابقات دو میدانی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com