English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
graphics digitizer دیجیتالی کننده گرافیکی
Other Matches
digitizer دیجیتالی کننده
video digitizer دیجیتالی کننده تصویری
digitizing tablet لوح دیجیتالی کننده
koalapad صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
graphics ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
tablets صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablet صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
logo یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که فرض میکند استفاده کننده به انواعی ازترمینالهای گرافیکی دسترسی دارد لوگو
digital دیجیتالی
digital speech گفتار دیجیتالی
digital transmission انتقال دیجیتالی
digital signal سیگنال دیجیتالی
digitize دیجیتالی کردن
digital repeater تکرارکننده دیجیتالی
digital recording ضبط دیجیتالی
digitizing دیجیتالی نمودن
digital communications ارتباطات دیجیتالی
digital plotter رسام دیجیتالی
digital data داده دیجیتالی
digital control کنترل دیجیتالی
digital computer کامپیوتر دیجیتالی
digital signal processing پردازش دیجیتالی سیگنال
analog از حالت آنالوگ به کد دیجیتالی
digital data transmission ارسال دیجیتالی داده
leveled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levelled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
levels کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
image ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
images ناحیهای در حافظه که تصاویر دیجیتالی ذخیره شده اند
nrz یکی از چند روش کدگذاری اطلاعات دیجیتالی روی نوارمغناطیسی
plotter اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
plotters اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
hard clip area حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
fax غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
laser روش ذخیره سازی دیجیتالی با استفاده از لیزر برای برانگیختن ماده حساس به نور
ecom Oriented ElectronicComputer فرایند ارسال ودریافت پیامها به صورت دیجیتالی در تسهیلات مخابراتی ail
lasers روش ذخیره سازی دیجیتالی با استفاده از لیزر برای برانگیختن ماده حساس به نور
framebuffer یک قطعه مخصوص و مشخص از حافظه دیجیتالی که برای ذخیره یک تصویر کامپیوتری بکار می رود
VRAM حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
scanners وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
Babbage nelrhC Babbage مخترع انگلیسی اولین ماشین حساب خودکار و قالب اصلی کامپیوترهای دیجیتالی امروز
grabber مدار دیجیتالی سریع که یک تصویر تلویزیونی را در حافظه نگه می دارد تا بعدا توسط کامپیوتر پردازش شود
scanner وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
DCC نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
analytical engine ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
ADPCM استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
graphic limits حدود گرافیکی
asterisk 1-نشانه گرافیکی
graphic display mode مد نمایش گرافیکی
graphic output خروجی گرافیکی
graphics display نمایش گرافیکی
graphical terminal ترمینال گرافیکی
graphics terminal ترمینال گرافیکی
asterisks 1-نشانه گرافیکی
graphics printer چاپگر گرافیکی
graphics program برنامه گرافیکی
graphics screen صفحه گرافیکی
desktop همایش گرافیکی
graphics tablet لوح گرافیکی
graphics resolation وضوح گرافیکی
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
artwork کارها و تصاویر گرافیکی
graphic output device دستگاه خروجی گرافیکی
nongraphic character کاراکتر غیر گرافیکی
stand alone graphics system سیستم گرافیکی خودکفا
circuit طرح گرافیکی یک مدار
interactive graphics system سیستم گرافیکی محاورهای
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
graphic input device دستگاه ورودی گرافیکی
graphic display resolution وضوح نمایش گرافیکی
circuits طرح گرافیکی یک مدار
vector graphics display بردار نمایش گرافیکی
QuickTime گرافیکی امکان نمایش میدهد.
flowchart کنترل آن و مسیرهای آن به صورت گرافیکی
macro نمایش گرافیکی مراحل منط قی
irregular polygon شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
flow diagram کنترل آن و مسیرهای آن به صورت گرافیکی
GINO تابع کنترل گرافیکی به فرترن
polygons شکل گرافیکی با سه یا چند بعد
polygon شکل گرافیکی با سه یا چند بعد
Veitch diagram نمایش گرافیکی جدول درستی
logical نمایش گرافیکی قط عات منط قی
logic نمایش گرافیکی قط عات منط قی
graphics input hardware سخت افزار ورودی گرافیکی
Sound Recorder امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
fogging اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه
render گرافیکی به طوری که طبیعی به نظر برسد
attributes اندازه و رنگ یک متن یا نمایش گرافیکی
attributing اندازه و رنگ یک متن یا نمایش گرافیکی
attribute اندازه و رنگ یک متن یا نمایش گرافیکی
Tseng Labs تولیدکننده مجموعه قط عات در آداپتورهای گرافیکی
rendered گرافیکی به طوری که طبیعی به نظر برسد
paged با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
renders گرافیکی به طوری که طبیعی به نظر برسد
karnaugh map نمایش گرافیکی وضعیت مدار منط قی
pages با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
page با قالب و حاشیه و نمایش گرافیکی مختلف
paged نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
pages نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
contiguous خانههای گرافیکی یا حروفی که بر همدیگر اثر می گذارند
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
planar اشیا یا تصاویر گرافیکی که در یک نقشه قرار دارند
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
programmable function keyboard صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
primitive برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
half حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
schema شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schemata شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
Targa بیتی . 2-آداپتور گرافیکی با renolation بالا مسافت Truevision
palettes مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
palette مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
logic نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
display tolerance میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
blueprint کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
blueprints کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
resource گرافیکی که مفید هستند یا توسط چیزی استفاده می شوند
graphical مربوط به چیزی که گرافیکی نشان داده شده است
alphamosaic برای ایجاد حروف گرافیکی و الفبا عددی در تلتکس
panning حرکت افقی داده گرافیکی درعرض یک صفحه نمایش
scrapbook که تصاویر گرافیکی که غالباگ استفاده می شوند را ذخیره میکند
logical گرافیکی که حاوی اطلاعات رنگ مورد نیاز است
scrapbooks که تصاویر گرافیکی که غالباگ استفاده می شوند را ذخیره میکند
venn diagram نمایش گرافیکی رابط ه بین وضعیتهای سیستم یا مدار
PCX file روش ذخیره سازی فایل تصویر گرافیکی در دیسک
edp پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
base band 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
baseband 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
pict قالب فایل گرافیکی که تصاویر را به صورت برداری ذخیره میکند
planes یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planing یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planed یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
chart نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
geocoding روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
symbol نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی در نمودار
cads استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
turtles تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
blast through alphanumerics حروفی که در یک ترمینال تصویری در حالت گرافیکی قابل نمایش اند
indicator نمایش گرافیکی محل و استفاده پرچمهای نشان دهنده در برنامه
graphic داده ذخیره شده که نشان دهنده اطلاعات گرافیکی است .
paints پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
paint پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
turtle تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
cad استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
charted نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charting نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charts نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
regions پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
region پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
addressable هر نقط ه در سیستم گرافیکی که مستقیما قابل آدرس دهی است
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
jaguars -بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند
coprocessor آداپتور نمایش سریع که مخصوص عملیات گرافیکی مثلاگ رسم خط و... است
nomogram سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است
visualization تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
IFF استاندارد نحوه ذخیره سازی داده در Amiga در برخی سیستمهای گرافیکی
nomograph سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است
crt وسیله نمایش حروف یا طرح ها یا اطلاعات گرافیکی مشابه دستگاه تلویزیون
print shop بسته گرافیکی ساده که چندین خدمت چاپی را بخوبی انجام میدهد
jaguar -بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند
enhance حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
achromatic colour رنگ بین سیاه و سفید که توسط آداپتور گرافیکی نمایش داده میشود
Quantel شرکت گرافیک کامپیوتری که سیستم گرافیکی Hrrey , Paint box را تولید کردند
colours برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
encloses گرافیکی که از همه طرف بسته است و میتواند توسط رنگ یا الگویی پر شود
enclosing گرافیکی که از همه طرف بسته است و میتواند توسط رنگ یا الگویی پر شود
enhanced حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enclose گرافیکی که از همه طرف بسته است و میتواند توسط رنگ یا الگویی پر شود
enhancing حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
graphs وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد
alphageometric که ترمینال متن برای نمایش الگوهای مختلف گرافیکی و حروف درست میکند
graphics قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
graph وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد
FIF فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
graphics UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
enhances حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
colour برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
macdraw معماری مهندسی یانقشه کشان و متخصصین مشابه در هنرهای گرافیکی طراحی شده است
dragging روشی که باعث میشودتصویر گرافیکی نمایش داده شده با مکان نما حرکت کند
model geometric یک قسمت یا یک ناحیه جغرافیایی که روی یک سیستم گرافیکی کامپیوترطراحی و در یک پایگاه ذخیره شده است
CLUT جدول شماره ها در ویندوز و برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگهای یک تصویر
invitations قابل دیدن رو صفحه DTP یا طرح گرافیکی در مرحله طراحی ولی چاپ نشده
invitation قابل دیدن رو صفحه DTP یا طرح گرافیکی در مرحله طراحی ولی چاپ نشده
interchange file format استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد
electronic قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
stroke writer ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
game وسیلهای که در دست قرار می گیرد تا نشانگر یا تصویر گرافیکی را در بازی کامپیوتری حرکت دهد
documenting نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documented نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com