English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
ground observer دیدبان زمینی
Other Matches
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
spotter دیدبان
look out دیدبان
watching دیدبان
watch دیدبان
watched دیدبان
watches دیدبان
signalman دیدبان
signal man دیدبان
spotter دیدبان جلو
tactical air observer دیدبان هوایی
advance observer دیدبان مقدم
advance observer دیدبان جلو
air observer دیدبان هوایی
forward observer دیدبان جلو
mirador برج دیدبان
forward observer دیدبان مقدم
surveillant مراقبت کننده دیدبان
spotter دیدبان توپخانه دریایی
tactical air observer دیدبان تاکتیکی هوایی
direction board پلاتینگ بردسمت نمای دیدبان
spot net شبکه مخابراتی دیدبان یادیدبانی
angle t زاویه راسی بین خط دیدبان و خط هدف
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
wings نشان دارای دو بال که بهوانورد یا توپچی و دریانورد یا دیدبان کارازموده داده میشود
retarding درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retard درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retards درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
fog lookouts دیدبانهای هوای نامساعد دیدبان هوای بد
earthly زمینی
predial or prae زمینی
sublunar زمینی
terraneous زمینی
tumbling زمینی
territorial زمینی
sub astral زمینی
subaerial رو زمینی
sublunary زمینی
earth-bound زمینی
terrene زمینی
tellurian زمینی
terrestrial زمینی
agrarian زمینی
landed a زمینی
tater سیب زمینی
army attache وابسته زمینی
murphy سیب زمینی
ground wave موج زمینی
ground waves امواج زمینی
land combat نبرد زمینی
praties سیب زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
gulleys دالان زمینی
groundling گیاه زمینی
army forces نیروهای زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
mail gram پست زمینی
land mine مین زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
hypogean زیر زمینی
hypogeous زیر زمینی
hypogeal زیر زمینی
land tail بنه زمینی
land forces نیروی زمینی
ground track مسیر زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
ground fire تیر زمینی
graze burst ترکش زمینی
earth nut بادام زمینی
ground control کنترل زمینی
ground circuit مدار زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
ground force نیروی زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground return برگشت زمینی
ground return بازتاب زمینی
bonus pass پاس زمینی
ground position موقعیت زمینی
ground position ایستگاه زمینی
ground nut بادام زمینی
ground liaison رابط زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground forces نیروی زمینی
floor lamp اباژور زمینی
gullies دالان زمینی
terrain return اکوی زمینی
potato سیب زمینی
potatoes سیب زمینی
groundnut بادام زمینی
groundnuts بادام زمینی
subterraneous زیر زمینی
monkey nut بادام زمینی
landmines مین زمینی
army نیرو زمینی
peanuts پسته زمینی
peanuts بادام زمینی
peanut پسته زمینی
terrain corridor دالان زمینی
suberranean زیر زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
tellurian matter ماده زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
landmine مین زمینی
earthy زمینی دنیوی
peanut بادام زمینی
armies نیرو زمینی
gully دالان زمینی
land force n نیروی زمینی
overland mail پست زمینی
earth antenna انتن زمینی
ground antenna انتن زمینی
apogee اوج زمینی
perigee حضیض زمینی
antenna ground انتن زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
latitude band نوار عرضی زمینی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
hotpot آبگوشت سیب زمینی
undercroft اتاق زیر زمینی
mashed potatoes پوره سیب زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
geomorphic شبیه بزمین زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
land tail باقیمانده زمینی یکان
subways ترن زیر زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
land carriage بار کشی زمینی
kidney potato سیب زمینی سرخ
grounded primary مدار ورودی زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
groundwater ابهای زیر زمینی
jerusalem a سیب زمینی ترشی
ground visibility میزان دید زمینی
rootstock ساقه زیر زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
surface mission ماموریت دفاع زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
crispest سیب زمینی برشته
crisper سیب زمینی برشته
crisp سیب زمینی برشته
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
subways راه زیر زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
subway ترن زیر زمینی
subway راه زیر زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
asphaltum قیر زمینی اسفالت
tumblers ژیمناست زمینی کار
crisps سیب زمینی برشته
potato انواع سیب زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
army aviator خلبان نیروی زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
chipmunk موش خرمای زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
gnome جنی زیر زمینی
army ارتش نیروی زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
armies ارتش نیروی زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
ground survey نقشه برداری زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
army post office پستخانه نیروی زمینی
survey نقشه برداری زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com