English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
led دیود ساطع کننده نور
light emitting diode دیود ساطع کننده نور
Other Matches
emitter ساطع کننده
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
radiant ساطع
diffusive ساطع
luminesce ساطع شدن
emanating ساطع شدن
scintillate ساطع شدن
emanates ساطع شدن
emanated ساطع شدن
emanate ساطع شدن
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
stream جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streamed جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
streams جاری شدن ساطع کردن بطورکامل افراشتن
fox fire نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
z diode دیود "زد"
two electrode valve دیود
diode دیود
semiconductor diode دیود
crystal rectifier دیود
crystal diode دیود
tunnel diode دیود تانل
tunel diode دیود تونلی
input diode دیود اولیه
input diode دیود ورودی
zener دیود زینر
tunel diode دیود نقبی
silicon diode دیود سیلیسیمی
magneto diode دیود مغناطیسی
crystal diode دیود بلوری
double diode دیود دوبل
duodide زوج دیود
zener دیود زنر
centering diode دیود مرکزگذار
zener diode دیود زنر
zener diode دیود زینر
diode lamp دیود دورانی
double diode دیود مضاعف
tunnel diode دیود تونلی
z diode دیود زنر
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
tunnel diode مهندسی دیود تانل
interference inverter دیود پارازیت گیر
silicon detector دیود سیلیسیم دار
light emitting diode دیود ناشر نوری
high tension diode دیود فشار قوی
rectifier دیود [فیزیک] [مهندسی]
diode دیود [فیزیک] [مهندسی]
lith emitting diode دیود ساتع نور
photodiode دیود حساس نسبت به نور
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
high back resistance diode دیود با مقاومت معکوس زیاد
high back resistance diode مقاومت دیود در بایاس مخالف
high back resistance diode دیود با مفاومت معکوس بالا
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
material dispersion پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
lightest دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
light دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
lighted دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
syncopator غش کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
deletive حک کننده
refutative رد کننده
mitigatory کم کننده
refuser رد کننده
mitigative کم کننده
skittish رم کننده
renunciant رد کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
fillet پر کننده
repudiationist رد کننده
crepitant خش خش کننده
mumbler من من کننده
abjurer or abjuror کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com