Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English
Persian
there was not a soul
ذی نفسی انجا نبود
Other Matches
halituous
نفسی
modesty
شکسته نفسی
long wind
دراز نفسی
humblest
شکسته نفسی کردن
cardiac dyspnea
تنگ نفسی قلبی
to humble oneself
شکسته نفسی کردن
humble
شکسته نفسی کردن
to be humbled
احساس شکسته نفسی کردن
to feel humbled
احساس شکسته نفسی کردن
prolixly
ازروی دراز نفسی یا پرگویی با اطناب
litotes
کوچک قلم دادن چیزی برای افزایش اهمیت ان ویااجتناب ازانتقاد شکسته نفسی
if i had thought of that
نبود
it was nothing short of
کم از.....نبود
he did the wrong thing
نبود
whereon
در انجا
wherefrom
که از انجا
so far forth
تا انجا
whence
که از انجا چه جا
therof
از انجا
thereat
در انجا
i know that place by sight
انجا را
there
به انجا
there
انجا
thence
از انجا
thither
به انجا
thither
انجا
yonder
انجا
wherever
انجا که
lack of incentive
نبود انگیزه
I was scared stiff. I had my heart in my mouth.
دل تو دلم نبود
no offences was meant
توهین نبود
it wasnot for noyhing that
بی خود نبود که
he did not dislike itŠt.
بی میل نبود
it is not half bad
انجا بداست
it is impossible to live there
در انجا میسرنیست
as far as possible
تا انجا که میشد
as for as i know
تا انجا که من میدانم
as far as possible
تا انجا که بتوان
for a iknow
تا انجا که می دانم
thenceforward
از انجا ببعد
away
مرتبا از انجا
here and there
اینجا انجا
he was proof against harm
اسیب بردار نبود
he did not dislike itŠt.
ولی بی میل هم نبود
he was not inclined to go
مایل برفتن نبود
it was not p to do that
کردن انکارمصلحت نبود
once upon a time
یکی بودیکی نبود
there was no secrecy about it
مطلب پوشیده ای نبود
there was no mail to day
امروز پست نبود
I had completely forgotten .
هیچ یادم نبود
it was no better
هیچ بهتر نبود
it was an incorrect procedure
جریانش درست نبود
it was all quiet in london
درلندن خبری نبود
it did not profit me
مرا سودمند نبود
there
دراین موضوع انجا
i went there particularly to
یک کاره انجا رفتم
i went there in my own
شخصا` انجا رفتم
i stayed there for days
سه روز انجا ماندم
stay there till i return
انجا بمانیدتامن برگردم
whereat
که بدان جهت که در انجا
he no longer went there
دیگر انجا نرفت
within living memory
تا انجا که مردمان زنده
we used to play there
ما انجا بازی میکردیم
i did not find a there
کسی را در انجا نیافتم
There wasnt a thing to eat.
هیچ چیز نبود که بخوریم
It wasnt much of a dinner .
زیاد شام مهمی نبود
Nobody was there but me.
هیچکسی غیر از من آنجا نبود.
He was I'll advised to quit (resign).
صلاحش نبود که استعفا ء دهد
Unfortunately it was not to be .
متأسفانه قسمت نشد ( نبود)
that is no new
اینکه خبر تازهای نبود
it was no part of my plan
ابداجزو طرح یا نقشه من نبود
i'm sure i did not mean it
باور کنیدمقصودم این نبود
neither report was correct
هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
iam a to go there
از رفتن به انجا خجالت می کشم
the population is stationary
شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
at the top of one's bent
تا انجا که می توان تحمل کرد
i put the population at 0000
نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
he went there in black
اوبا جامه سیاه انجا رفت
see if he is still there
به بیند او هنوز انجا است یانه
The food was not fit to eat.
غذای ناجوری بود ( قابل خوردن نبود )
She wasn't any too pleased about his idea.
او
[زن]
در مورد ایده او
[مرد]
خیلی خوشحال نبود.
it was beneath my notice
شایسته اینکه اعتنایی بان کنم نبود
that was a quasi war
جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
It was warm , but not hot .
هوا گرم بود ولی داغ نبود
he was in a good temper
توی غیظ نبود خلقش بجا بود
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
parapherna
بخشی از دارایی زن که جزوجهیزیه نبود بلکه در اختیارخود زن بود
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
to ring the changes
کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
passing lane
فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
It was an enjoyable performance, if less than ideal.
این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
else rule
قانون منط ق برنامه دریک دستور -IF Then برای اعمال IF دیگر اگر شرط -IF Then برقرار نبود
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering.
حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
barnstorm
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
barnstorming
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
Once upon a time .
یکی بود یکی نبود ( د رآغاز داستان )
he was nothing of an expert
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
the well was a bad producer
ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
statitizing
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
it is impossible to live there
نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
he that will not when he may when he will he shall have nay
<proverb>
چون توانستم ندانستم چه سود چون بدانستم توانستم نبود
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com