English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
kapell meister رئیس دسته سرود خوانی
Other Matches
psalmody سرود خوانی
hymnody سرود خوانی سرود
choir بصورت دسته جمعی سرود خواندن هم سرایان
choirs بصورت دسته جمعی سرود خواندن هم سرایان
centurions رئیس دسته صدنفر
decurion رئیس دسته ده نفری
centurion رئیس دسته صدنفر
solfeggio نت خوانی سولفش خوانی
solfege نت خوانی سولفش خوانی
psalm سرود روحانی سرود
psalms سرود روحانی سرود
lord high stew of england رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
emcees بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcee بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
solmization نت خوانی
sol fa نت خوانی
lip reading لب خوانی
recitative از بر خوانی
recitation از بر خوانی
lip-reading لب خوانی
recitations از بر خوانی
associations هم خوانی
recital از بر خوانی
recitals از بر خوانی
call in تو خوانی
association هم خوانی
scatter read پراکنده خوانی
flyting رجز خوانی
psalmody مزمور خوانی
catalexia مکرر خوانی
harangue رجز خوانی
haranguing رجز خوانی
harangues رجز خوانی
harangued رجز خوانی
antiphony تهلیل خوانی
palinlexia وارونه خوانی
map reading نقشه خوانی
telepathy اندیشه خوانی
illegutimation حرمزادگی خوانی
lamentations مرثیه خوانی
lamentation مرثیه خوانی
silent reading بیصدا خوانی
mirror reading وارونه خوانی
thought reading اندیشه خوانی
to stab in the back ریزه خوانی
phrenology جمجمه خوانی
solmizate نت خوانی کردن
solmization وزن خوانی
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
call statement حکم فرا خوانی
incantations افسون خوانی جادوگری
incantation افسون خوانی جادوگری
declaim رجز خوانی کردن
nocturn سحر خوانی شبانه
map reading نقشه خوانی کردن
declaimed رجز خوانی کردن
solo تک خوانی بطور انفرادی
orthoepic مبنی بر درست خوانی
epigraphy علم کتیبه خوانی
news room اطاق روزنامه خوانی
phrenological وابسته به جمجمه خوانی
declaims رجز خوانی کردن
declaiming رجز خوانی کردن
prayerfulness عادت نماز خوانی
proofread نمونه خوانی کردن
direct reading instrument دستگاه مستقیم خوانی
illegutimation نادرستی نامشروع خوانی
slip اشتباه در نقشه خوانی
proofreading نمونه خوانی کردن
proofreads نمونه خوانی کردن
psalmodic وابسته به زبور خوانی
solos تک خوانی بطور انفرادی
recitetion از حفظ خوانی پس دادن درس
gray oral reading test ازمون بلند خوانی گری
have one's nose in a book <idiom> کرم کتاب خوانی داشتن
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
anthem سرود
dit سرود
dite سرود
rhapsode می سرود
song سرود
hymns سرود
songs سرود
mantra سرود
carol سرود
carols سرود
hymn سرود
anthems سرود
chanson سرود
cantos سرود
canto سرود
sing سرود
sings سرود
canticle سرود
cantation سرود
canticles سرود
nosegay دسته گل یایک دسته علف
love song سرود عاشقانه
bacchanalian song سرود مستانه
to song a song سرود خواندن
hymn سرود روحانی
singsong سرود یک نواخت
hymnography سرود سازی
chanting مناجات سرود
ditty سرود کوچک
ditties سرود کوچک
chants مناجات سرود
songbook کتاب سرود
hymnography فن تصنیف سرود
dirges سرود عزا
evensong سرود شامگاه
hymnist مصنف سرود
taekwondo nore سرود تکواندو
hymns سرود روحانی
songsmith سرود ساز
songwriter سرود نویس
hhymnography فن تصنیف سرود
psalter کتاب سرود
dirge سرود عزا
warbling سرود چهچه
eclogue سرود چوپانی
antiphon سرود برگردان
warbles سرود چهچه
doxology سرود نیایش
chanted مناجات سرود
chant مناجات سرود
warble سرود چهچه
warbled سرود چهچه
national anthems سرود ملی
national anthem سرود ملی
tag بندگردان سرود
monody سرود عزا
tags بندگردان سرود
recitation از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitations از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
chanter سرود خوان کلیسا
motet سرود چند صدایی
canzonet سرود یا تصنیف کوچک
bob سرود یاتصنیف ضربت
bobs سرود یاتصنیف ضربت
barcarole سرود کرجی بان
bobbing سرود یاتصنیف ضربت
siren song سرود دلفریب وافسونگرانه
barcarolle سرود کرجی بان
lay clerk سرود خوان کلیسا
psalter سرود مذهبی مزامیر
hymnbook کتاب سرود مذهبی
magnificat سرود نیایش مریم
dirge سرود عزا سرودن
chant سرود یا اهنگ خواندن
chanted سرود یا اهنگ خواندن
chants سرود یا اهنگ خواندن
dirges سرود عزا سرودن
sings سرود خواندن سراییدن
psalm سرود مذهبی خواندن
psalms سرود مذهبی خواندن
sing سرود خواندن سراییدن
chanting سرود یا اهنگ خواندن
chantey سرود ملوانان هنگام کار
antiphony انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
alma mater سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه
marseillaise مارسیز سرود ملی فرانسه
glee club کلوب یا باشگاه اواز و سرود
madrigals سرود عاشقانه چند نفری
madrigal سرود عاشقانه چند نفری
chanty سرود ملوانان هنگام کار
blues نوعی سرود وموسیقی جاز
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
nowel کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
hymn سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
psaltery قانون یاسنتور انگشتی یامضرابی سرود
hymns سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hymnologic وابسته به سرود شناسی یاسرود سازی
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
we sang them home ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
dithyramb سرود درهم برهم ووحشیانه یونانیان باستانی
hymeneal سطح هاگدار ومیوه اور قارچ سرود عروسی
prothalamion ترانه مخصوص جشن ازدواج سرود مبارک باد
prothalamium ترانه مخصوص جشن ازدواج سرود مبارک باد
streams of people دسته دسته مردم
shoals of people دسته دسته مردم
scores of people دسته دسته مردم
sorts دسته دسته کردن
assort دسته دسته شدن
distribute دسته دسته کردن
assort دسته دسته کردن
groups دسته دسته کردن
classify دسته دسته کردن
regiment دسته دسته کردن
regiments دسته دسته کردن
sects دسته دسته مذهبی
sect دسته دسته مذهبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com