English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
flow formula رابطه جریان
Other Matches
psychomancy رابطه با روح رابطه ارواح باهم
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
nexus رابطه رابطه داخلی
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
I am [have] finished with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am done with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current flow سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
relevancy رابطه
relationship رابطه
bond رابطه
linkage رابطه
relation رابطه
correlation رابطه
linkages رابطه
respect رابطه
equations رابطه
equation رابطه
relevance رابطه
respects رابطه
connexions رابطه
relationships رابطه
connection رابطه
contingence رابطه
equivalence relation رابطه هم ارزی
corresponds رابطه داشتن
contractual relationship رابطه قراردادی
liaison بستگی رابطه
linear relationship رابطه خطی
terms of trade رابطه مبادله
liaison رابطه نامشروع
correspond رابطه داشتن
trade-offs رابطه جایگزینی
preattunement هم آهنگی [رابطه ای]
interrelationship رابطه متقابل
interrelationships رابطه متقابل
functional relationship رابطه تابعی
relation رابطه نسبت
functional relation رابطه تابعی
fiduciary relationship رابطه امانی
preattunement هم کوکی [رابطه ای]
preattunement وفق [رابطه ای]
liaisons رابطه نامشروع
trade-off رابطه جایگزینی
trade off رابطه جایگزینی
liaising رابطه داشتن
liaises رابطه داشتن
liaised رابطه داشتن
liaise رابطه داشتن
corresponded رابطه داشتن
lead lag relation رابطه سبقت
liaisons بستگی رابطه
symbiotic relation رابطه همزیستی
causal link رابطه سببیت
de broglie relation رابطه دوبروی
definitional equation رابطه تعریفی
relationship رابطه [ریاضی]
sonship رابطه فرزندی
relations of production رابطه تولید
lesbianism رابطه جنسی زن با زن
interrelation رابطه متقابل
negative relation رابطه معکوس
incommunicable بدون رابطه
arithmetic relation رابطه حسابی
cash nexus رابطه نقدی
bode's relation رابطه بود
binary relation رابطه دوتایی
positive relation رابطه مثبت
causal relationship رابطه علی
positive relation رابطه مستقیم
privity of contract رابطه متعاقدین
commutation relation رابطه جابجایی
correlation ضریب رابطه
relation learning رابطه اموزی
transitive رابطه غیرمستقیم
mil relation رابطه میلیم
monotonic relation رابطه همسو
mutual relationship رابطه متقابل
mil relation رابطه میلیمی
mil formula رابطه میلیمی
ties رابطه برابری
tie رابطه برابری
negative relation رابطه منفی
transitive رابطه مجازی
difference equation رابطه بازگشتی [ریاضی]
parent child relationship رابطه پدر و پسر
denouncement اعلان قطع رابطه
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
recurrence relation [RR] رابطه بازگشتی [ریاضی]
cause and effect relationship رابطه علت و معلولی
input output relation رابطه ورودی- خروجی
This does not apply to . . . در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
to make a connection رابطه ای برقرار کردن
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
oral intercourse رابطه جنسی دهانی
break away قطع رابطه کردن
intimacy رابطه نامشروع جنسی
sexual intercourse رابطه جنسی مجامعت
coheres رابطه خویشی داشتن
cohering رابطه خویشی داشتن
cohabits رابطه جنسی داشتن
cohabiting رابطه جنسی داشتن
cohabit رابطه جنسی داشتن
cohered رابطه خویشی داشتن
stress strain relation رابطه تنش- کرنش
cohabited رابطه جنسی داشتن
disconnection قطع نداشتن رابطه
mass energy relation رابطه جرم و انرژی
cohere رابطه خویشی داشتن
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
creation of contractual tie انشاء ایجاد رابطه قراردادی
habit روش طرز رشد رابطه
divisibility relation رابطه بخش پذیری [ریاضی]
causal nexus رابطه میان علت و معلول
filiation نسل رابطه پدر و فرزندی
habits روش طرز رشد رابطه
thermoelectric وابسته به رابطه برق وحرارت
to discontinue relations [with somone] رابطه قطع کردن [با کسی]
mil rule قانون مربوط به رابطه میلیمی
fisher equation این رابطه عبارت است از :
to correspond with رابطه [نامه نگاری] داشتن با
average marginal relationship رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
causality رابطه بین علت ومعلول
faulty connection رابطه اشتباه [الکترونیک مهندسی برق]
trade off between inflation and رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
intercommunication رابطه یا مخابره بین چند مرکز
neutral technology تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
to be together with somebody با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
to have connections رابطه داشتن [با مردم برای هدفی]
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
subcontrariety رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
aerodynamic shape شکل یک جسم در رابطه باجریان هوا در اطراف ان
sugar daddy مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
sugar daddies مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
to push for an answer [in reference to something] برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
to pull strings از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
hypotaxis رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
fornication رابطه جنسی [قبل از] بیرون از ازدواج [دین] [حقوق]
to make [commit] a faux pas اشتباه اجتماعی کردن [در رابطه با رفتار بین مردم]
compatible زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
geocoding روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
phenology مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
I give the programme zero [nought] out of ten for reality. من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
pareto distribution در حقیقت بیانگر توزیع درامد است که بر اساس ان رابطه بین درامدشخصی و جمعیت در ان بررسی میشود
phillips curve شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
bionomics زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
stormbound قطع رابطه شده در اثر توفان توفان زده
immanentism نظریه فسلفی که معتقد است رابطه میان خدا و فکر و روح و دنیا رابطهای ذاتی است
uberrima fides صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
wagners law براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
communication link رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
phillips curve منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
streamed جریان
gush جریان
in hand در جریان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com