English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (7 milliseconds)
English Persian
access راه دسترس
accessed راه دسترس
accesses راه دسترس
accessing راه دسترس
Search result with all words
current ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
currents ثبات CPU که آدرسی که در دسترس است ذخیره میکند
staffing قابل دسترس ساختن افرادبرای سازمانها
palette مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
palettes مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
availability در دسترس بودن
availability میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
availability دسترس پذیری
access دسترس
access در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessed دسترس
accessed در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accesses دسترس
accesses در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
accessing دسترس
accessing در دسترس بودن راه رسیدن به راه وصول
ball توپ دور از دسترس توپزن
accessible در دسترس قابل وصول
accessible قابل دسترس
accessible در دسترس
available دسترس پذیر
available در دسترس
hog برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogged برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogs برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
equities اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
equity اص هم در دسترس نباشددادگاه حق دارد بر مبنای equity رسیدگی کند
inaccessible خارج از دسترس
inaccessible غیرقابل دسترس
disposal دسترس
disposal در دسترس
utilised در دسترس قرار دادن
utilises در دسترس قرار دادن
utilising در دسترس قرار دادن
utilize در دسترس قرار دادن
utilizes در دسترس قرار دادن
utilizing در دسترس قرار دادن
utilization به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
reach دسترس
reached دسترس
reaches دسترس
reaching دسترس
out of the way غیرقابل دسترس
out-of-the-way غیرقابل دسترس
access point نقطه دسترس
accessible duct مجرای دسترس
accessibly چنانکه بتوان بدان راه یافت بطور قابل دسترس
an accessible place جای قابل دسترس
at arm's length در دسترس
available by در دسترس از طریق .....
available with در دسترس نزد .....
availablity دسترس پذیری
average available discharge بده میانگینی دسترس
buffer pool تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
data diddling روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
data interchange format استانداردی در میان سازندگان نرم افزار که اجازه میدهدتا داده از یک برنامه برای برنامههای دیگر قابل دسترس باشد
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
getatable قابل دسترس توفیق یافتنی
long hop توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
micro prolog PROLO بطوریکه قابل دسترس چندین سیستم ریزکامپیوتر باشد
near at hand در دسترس
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
off the shelf مواد در دسترس
passing shot ضربه دور از دسترس
place at disposal در دسترس قرار دادن
placing at disposal در دسترس گذاردن
read time زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
system availability دسترس پذیری سیستم
the source خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
to make approaches وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
unattainbility of absolute zero دسترس ناپذیری صفر مطلق
unavailable energy نیروی خارج از دسترس
unhandy ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
within teach دسترس
within teach در دسترس
on hand <idiom> قابل دسترس
The world is your oyster! <proverb> دنیا مال تو است. هر فرصتی در دسترس است!
to be available [to someone] در دسترس [کسی] بودن
available amount مقدار [چیزهای] در دسترس
someone has at present در دسترس کسی بودن
abaton [محل خارج از دسترس]
on tap <adj.> همیشه در دسترس
to put something at somebody's disposal چیزی را در دسترس [اختیار] کسی گذاشتن
to be available در دسترس بودن
inaccessible <adj.> خارج از دسترس
inaccessible <adj.> غیرقابل دسترس
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com