English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
English Persian
nuclear reactor راکتور هستهای
nuclear reactors راکتور هستهای
Other Matches
virtual level تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
reactor راکتور
reactors راکتور
reactor control کنترل راکتور
breeder reactor راکتور زاینده
fusion reactor راکتور فوریونی
reactor output توان راکتور
transductor راکتور تنظیم پذیر
gas cycle reactor راکتور با مدار گردش گازی مسدود
nuclear هستهای
potential barrier سد هستهای
atomic هستهای
nuclear strike تک هستهای
mononuclear یک هستهای
nuclear detector اشکارساز هستهای
nuclear fission انشقاق هستهای
mononuclear سلول یک هستهای
necleo synthesis سنتز هستهای
nuclear chemistry شیمی هستهای
nuclear configuration ترکیب هستهای
nuclear electricity الکتریسیته هستهای
nuclear energy انرژی هستهای
nuclear technology تکنولوژی هستهای
nuclear engineering تکنولوژی هستهای
nuclear fission شکافت هستهای
nucleonics فیزیک هستهای
nuclear structure ساختار هستهای
nuclear reaction فرایند هستهای
nuclear radiation تشعشع هستهای
nuclear power station نیروگاه هستهای
nuclear power انرژی هستهای
nuclear power نیروی هستهای
nuclear pile پیل هستهای
nuclear number عدد هستهای
nuclear fusion همجوشی هستهای
nuclear fusion گداز هستهای
nuclear fusion ذوب هستهای
nuclear transformation تبدیل هستهای
nuclear forces نیروهای هستهای
nuclear fusion گداخت هستهای
core storage انباره هستهای
fission شکاف هستهای
fission شکافت هستهای
core memory حافظه هستهای
transmutation تبدیل هستهای
fusions جوش هستهای
nuclear family خانواده هستهای
fission bomb بمب هستهای
fusion جوش هستهای
thermonuclear گرمای هستهای
nuclear reactor واکنشگاه هستهای
nuclear reaction واکنش هستهای
nuclear corrosion فرسایش هستهای
fission reactor واکنشگاه هستهای
nuclear families خانواده هستهای
nuclear reactors واکنشگاه هستهای
nuclear fusion energy انرژی ذوب هستهای
nuclear power production تولید انرژی هستهای
nuclear power plant تاسیسات انرژی هستهای
slugs میزان سازی هستهای
internuclear distance فاصله بین هستهای
fusion عمل ترکیب هستهای
fusion energy انرژی همجوشی هستهای
nuclear binding energy انرژی اتصال هستهای
thermonuclear بمب هستهای حرارتی
nuclear biological chemical شیمیایی میکربی هستهای
fusions عمل ترکیب هستهای
slug میزان سازی هستهای
slugged میزان سازی هستهای
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
radiological رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
contingent effects اثرات احتمالی انفجار هستهای
lymphocytosis ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
nuclear submarine زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
dwarf dud جنگ افزار هستهای عمل نکرده
fusion reactor راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
fission تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
elodea جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
nominal weapon جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
endomixis تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
fission products عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
inductor قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
controlled thermonuclear reaction جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
background radiation تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com