Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (13 milliseconds)
English
Persian
isotropic ranking
رتبه بندی غیر کمی
Search result with all words
score
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scored
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scores
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
grade
درجه بندی رتبه
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades
درجه بندی رتبه
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
rank
رتبه بندی کردن
rank
رتبه بندی
ranked
رتبه بندی کردن
ranked
رتبه بندی
ranks
رتبه بندی کردن
ranks
رتبه بندی
degree
رتبه بندی کردن
degrees
رتبه بندی کردن
ranking
دارای مقام بزرگ و عالی رتبه بندی
ranking
رتبه بندی
credit rating
رتبه بندی اعتباری مشتریان
service rating
تقدم پرسنلی رتبه بندی پرسنلی
Other Matches
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
order
رتبه
ranks
رتبه
station
رتبه
step
رتبه
degrees
رتبه
ranked
رتبه
grade
رتبه
stationed
رتبه
run of the mine
بی رتبه
degree
رتبه
grades
رتبه
rank
رتبه
stations
رتبه
stepping
رتبه
of the same grade
هم رتبه
from within the ranks of
از رتبه
coordinate
هم رتبه
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
he is next to you in rank
او در رتبه پس از شماست
high order
رتبه بالا
khediviate
رتبه خدیو
high ranking
عالی رتبه
khedivate
رتبه خدیو
grades
درجه رتبه
grade
درجه رتبه
degradation
تنزل رتبه
place
مقام رتبه
degrades
تنزیل رتبه
places
مقام رتبه
placing
مقام رتبه
juniority
رتبه پائین تر
minor
پایین رتبه
low order
پایین رتبه
degrade
تنزیل رتبه
stepping
مرحله رتبه
ranking
عالی رتبه
permanent rank
رتبه دایمی
dignity
مقام رتبه
demotion
تنزل رتبه
outrank
رتبه بالاترداشتن
compeer
هم رتبه بودن با
episcopate
رتبه اسقفی
ratings
درجه رتبه
to get one's stripes
رتبه گرفتن
rating
درجه رتبه
third degree
رتبه سوم
percentile rank
رتبه صدکی
stepping
رتبه درجه
centile rank
رتبه صدکی
step
مرحله رتبه
step
رتبه درجه
inferior
پایین رتبه فرعی
inferiors
پایین رتبه فرعی
noncommissioned officer
افسر دون رتبه
demotes
تنزل رتبه دادن
rank difference correlation
همبستگی تفاوت رتبه ها
comedown
تنزل رتبه ومقام
eminence
عالی رتبه عالیجناب
princeling
شاهزاده پایین رتبه
promotion
ترفیع رتبه پیشرفت
promotions
ترفیع رتبه پیشرفت
low order digit
رقم پایین رتبه
subalternate
شخص پایین رتبه
advancing
<adj.>
ترفیع رتبه دادن
advance
ترفیع رتبه دادن
demoting
تنزل رتبه دادن
demoted
تنزل رتبه دادن
demote
تنزل رتبه دادن
minor
پایین رتبه خرد
below the horizon
رتبه من از او پایین تر است
clock stagger
رتبه زمان سنجی
justiciary
داور عالی رتبه
eminency
عالی رتبه عالیجناب
high order bit
بیت بالا رتبه
the rank of colonel
پایه یا رتبه سرهنگی
degrade
تنزل رتبه دادن
degrades
تنزل رتبه دادن
constableship
وفیفه یا رتبه پلیس
stratum
رتبه طبقه نسج سلولی
puisne judge
قاضی پایین رتبه دادرس جز
warlord
افسر عالی رتبه ارتش
to act
[as somebody]
عمل کردن
[به عنوان رتبه ای]
Esteemed commissioner!
مامور عالی رتبه محترم!
duumvir
شریک رتبه حکومت دو نفری
commissioners
مامور عالی رتبه دولت
commissioner
مامور عالی رتبه دولت
duumvirate
اشتراک دو نفرهم رتبه درکاری
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classification
طبقه بندی رده بندی
classifications
طبقه بندی رده بندی
wording
جمله بندی کلمه بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments
طرح بندی صورت بندی
disrate
پست کردن تقلیل رتبه دادن
downgrading
جمع و جور کردن تنزیل رتبه
downgrades
جمع و جور کردن تنزیل رتبه
downgraded
جمع و جور کردن تنزیل رتبه
downgrade
جمع و جور کردن تنزیل رتبه
undergrad u te
شاگرد درجه نگرفته شاگردپایین رتبه
chancellery
رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
chancellory
رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
eminence
پر مقام
[بالا رتبه]
در گروهی یا پیشه ای
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
declassified
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifies
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
to be unable to hold a candle to somebody
<idiom>
در برابر کسی پائین رتبه بودن
[در توانایی یا مهارت و غیره]
ace
رتبه اول خلبانی که حداقل پنج هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
yamen
اداره یا مقام رسمی مندرین یا کارمند دارای رتبه اداره دولتی
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
he rose from the ranks
از پایه سربازی باینجارسید از رتبه سربازی ترقی کرد
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
advances
ترقی دادن ترفیع رتبه دادن
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing
مرحله بندی مرحله بندی عملیات
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack
تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
taping
ته بندی
trimerous
سه بندی
queing
صف بندی
queuing
صف بندی
snacks
ته بندی
laced
بندی
funicular
بندی
funiculars
بندی
snack
ته بندی
commisural
بندی
commissural
بندی
articular
بندی
nailed up
سر هم بندی
waterproofing
اب بندی
patching
سر هم بندی
neuration
رگ بندی
alignment
صف بندی
hermetic sealing
اب بندی
striation
خط بندی
humidity insulation
اب بندی
seals
اب بندی
lapping
اب بندی
sealing off
اب بندی
vanation
رگ بندی
mud sill
ته بندی
humidity insulation
نم بندی
seal
اب بندی
alignments
صف بندی
rootage
ریشه بندی
scheme of colour
رنگ بندی
encrustation
رویه بندی
grades
درجه بندی
rhyme scheme
قافیه بندی
seal bars
میلههای اب بندی
taxonomy
طبقه بندی
grade
درجه بندی
sealing wax
موم اب بندی
reticulation
شبکه بندی
tariff classification
تعرفه بندی
staping
مرحله بندی
ring clossure
حلقه بندی
sealings
بتونه اب بندی
regimentalation
گروه بندی
scheduling queue
صف زمان بندی
steining
طوقه بندی
terracing
تراس بندی
formulation
صورت بندی
sealing joint
اتصال اب بندی
packages
بسته بندی
packaged
عدل بندی
shuttering
تخته بندی
stratification
قشر بندی
package
بسته بندی
subsumption
رده بندی
syllabication
هجا بندی
skelton
استخوان بندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com