Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (2 milliseconds)
English
Persian
chronology
رخداد نگاری
Other Matches
pictography
تصویر نگاری رمز نگاری
occurrences
رخداد
occurrence
رخداد
log book
رخداد نامه
log books
رخداد نگاشت
log books
رخداد نامه
log book
رخداد نگاشت
recurrences
باز رخداد
recurrence
باز رخداد
fingerprinting
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
monograph
تک نگاری
arteriography
رگ نگاری
reticulum
نگاری
angiography
رگ نگاری
hydrographic
اب نگاری
hydrography
اب نگاری
monographs
تک نگاری
electrotype
برق نگاری
hydrographic
مربوط به اب نگاری
pictography
صورت نگاری
hydrographic
نقشه اب نگاری
hydrography
علم اب نگاری
phonography
صدا نگاری
phallography
نعوظ نگاری
petrography
سنگ نگاری
oscillography
نوسان نگاری
oceanpgraphy
اقیانوس نگاری
myography
عضله نگاری
letter writing
نامه نگاری
leetter writing
نامه نگاری
letter writer
نامه نگاری
macrography
بزرگ نگاری
pictorial art
پیکر نگاری
tachygraphy
تند نگاری
ethnographic
<adj.>
قوم نگاری
stylistics
سلیس نگاری
picture writing
تصویر نگاری
psychography
روان نگاری
sciagraphy
سایه نگاری
ski graphŠetc
سایه نگاری
seismography
زلزله نگاری
soleprint
انگشت نگاری از پا
spectrography
طیف نگاری
spectrography
بیناب نگاری
eco mapping
بوم نگاری
chronology
وقایع نگاری
oceanography
اقیانوس نگاری
chromatography
رنگ نگاری
cerography
موم نگاری
cartography
نقشه نگاری
cardiography
قلب نگاری
arteriography
نبض نگاری
journalism
روزنامه نگاری
topography
برجسته نگاری
topography
مکان نگاری
pornography
هرزه نگاری
ethnography
قوم نگاری
demography
جمعیت نگاری
cranioscopy
جمجمه نگاری
logging
واقعه نگاری
surveys
اب نگاری دریایی
surveyed
اب نگاری دریایی
survey
اب نگاری دریایی
dactyloscopy
انگشت نگاری
data recording
داده نگاری
dermatographia
پوست نگاری
demography
امار نگاری
demography
مردم نگاری
dactylagraphy
انگشت نگاری
crystallography
بلور نگاری
To take fingerprints.
انگشت نگاری کردن
portraiture
پیکر نگاری تعریف
newspaper
روزنامه نگاری کردن
uranographic
وابسته به اسمان نگاری
uranographical
وابسته به اسمان نگاری
notepaper
کاغذ نامه نگاری
seismic method
روش زلزله نگاری
ideographs
حروف اندیشه نگاری
hydrographic datum
سطح مبنای اب نگاری
computed tomography scanning
مغز نگاری کامپیوتری
mental topography
مکان نگاری ذهن
electrocardiography
قلب نگاری برقی
finger print department
اداره انگشت نگاری
chromatographic
وابسته برنگ نگاری
diary method
روش خاطره نگاری
electroretinography
برق نگاری شبکیه
anecdotal method
روش واقعه نگاری
newspapers
روزنامه نگاری کردن
electroencephalography
برق نگاری مغز
telegraphic
از راه دور نگاری
topography
مکان نگاری مساحی
planography
نقشه نگاری طراحی
electromyography
برق نگاری ماهیچه
emg
برق نگاری ماهیچه
hydrographic chart
نقشه اب نگاری دریایی
lexicography
فرهنگ نویسی واژه نگاری
to correspond with
رابطه
[نامه نگاری]
داشتن با
automatics
فرم های نامه نگاری
automatic
فرم های نامه نگاری
uranography
عالم شناسی اسمان نگاری
nautical chart
نقشه دریایی اب نگاری شده
topographic
وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
journalese
بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
pastellist
پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
floating lines
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
moulage
انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
stereography
طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
electroencephalogram
منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
mirror carpet
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com