Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (5 milliseconds)
English
Persian
moustache
رد نوشیدنی روی لب بالایی
[مانند شیر یا آبجو و غیره]
Other Matches
potable
نوشیدنی
non-alcoholic beverages
نوشیدنی های غیرالکلی
soda pop
نوشیدنی غیر الکلی
What would you like to drink?
نوشیدنی چه میل دارید؟
soft drink
نوشیدنی غیر الکلی
a copious choice of food and drink
غذا و نوشیدنی فراوان
soft drinks
نوشیدنی غیر الکلی
nonalcoholic drinks
نوشیدنی های غیر الکلی
welcoming drink
نوشیدنی خوش آمد گویی
upper limit
حد بالایی
upperlimit
حد بالایی
upwards
بالایی
upper deck
پل بالایی
over-
بالایی
uphill
سر بالایی
over
بالایی
upward
بالایی
accolade
سر بالایی
accolades
سر بالایی
superior
بالایی
superiors
بالایی
upper
بالایی
uppers
بالایی
alcohol-free drinks
نوشیدنی های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free beverages
نوشیدنی های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beverages
نوشیدنی های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
soft drinks
نوشیدنی های غیرالکلی
[غذا و آشپزخانه]
upper floor
اشکوب بالایی
surface width
عرض بالایی
topping lift
مهار بالایی
climbing lane
خط اضافی در سر بالایی
topsawyer
اره کش بالایی
upper transit
تار بالایی
malted milk
نوشیدنی حاوی شیر خشک و مالت و بستنی
apTritif
نوشیدنی الکلی که قبل از غذا نوشیده میشود
malted milks
نوشیدنی حاوی شیر خشک و مالت و بستنی
beer moustache
رد آبجو روی لب بالایی
juice moustache
رد آبمیوه روی لب بالایی
head
بخش بالایی وسیله
gunwale
لبه بالایی دیوارکشتی
gunnel
لبه بالایی دیوارکشتی
upper flammability limit
حد بالایی اشتعال پذیری
upside
قسمت بالایی فوقانی
roll in
<idiom>
باقیمت بالایی رسیدن
to toil up hill
بسختی از سر بالایی رفتن
upper wing
بال بالایی در هواپیمای دوباله
head
بعد بالایی کتاب یا بدنه
gunwale
لبه بالایی دیواره قایق
top of the loom
قسمت بالایی یا فوقانی دار
[قالی]
chaser
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
deceleron
شهپری که بصورت نیمه هی بالایی و پایینی جدا میشود
geison
[سنگ سیاه در قسمت بالایی کتیبه های کلاسیک]
heel
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
heels
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
super
: پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
possitive stagger
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیمای دوباله بطوریکه لبه حمله بال بالایی جلوترازبخش متنافر بال پایینی باشد
negative stagger
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیماهی دوباله بطوریکه لبه حمله بال پایینی جلوتراز بخش متنافر بال بالایی قرارگیرد
variable area wing
بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
foreground program
برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com